بعد از يك غيبت كبرى سلام :)
Posts by سِدى
دقيقا 😆
من ازونام که بیام وسط دیگه نمی شینم :))
در یک هفته ۲حمله بهم عجیبه!
خواب ديدم با خواهرم زليخا (كه سال ها پيش از دستش دادم)، تو يك بار كنار ساحل داريم آواز مى خونيم و هر دو خوشحاليم.
يك دفعه صداى فرياد بلند مى شه كه دلفين ها حمله كردند و ساحل پر مى شه از دلفين هاى كوچيك و بزرگ كه بعضياشون اندازه كف دستمه.
يهو متوجه يه دلفين كوچولو مى شم كه چسبيده به پام.
06:06
“ترانه شهر رو برای تو عوض کردم!” ♥️
اى ننه 🥹😫
كاپ استفاده كن
تركيب برنده 👌
قيمه
از بى خوابى پاشدم ناهار درست كردم :|
هر یک از دایره جمع به راهی رفتند...
ما بماندیم و خیال تو به یک جای مقیم
- سعدی
🤣🤣🤣🤣
10:10
اخ دقيقااا
منم
😃👌
داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار...
مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست
- سعدی
مرا سودای بترویان نبودی پیش ازین در سر
ولیکن تا تو را دیدم گُزیدم راه سودا را
سعدی
یاد عید نوروز افتادم
امشب یه دختره رو دیدم که بسیااااار زیبا و خاص بود.
قد بلند، موها افرو؛ به دوستم گفتم چه جالب اولین سفید پوستیه که می بینم افرو طبیعیه موهاش.
بعد متوجه شدم که زاله و آفریقاییه.
بعد دیدم چال گونه هم داره 🥲
خندهشم قشنگه. چشاشم قشنگه.
اصن ذوب شدم.
🫂
فيس تايم استفاده كن.
تنها نيستى 🤝🏼
من اگر نظر حرامست بسی گناه دارم....
چه کنم نمیتوانم که نظر نگاه دارم
ستم از کسیست بر من که ضرورتست بردن...
نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم
- سعدى
من
آقای کدکنی عزیز در این کیمیای هستی نوشته؛
«در ادبیات فارسی به طور مطلق نظر دادن، بیخبری محض است».
فکر میکنم این جمله رو باید در همه حوزهها بنویسیم آقای کدکنی . .