یادم میره بیام بلواسکای
Posts by Judi
زندگی دیروز رو فدای فرداش کردم که امروز اینجوری نگران و غمگینم حقیقتا.
عجیبه
خداحافظی کردیم با تابسون دیگه به صورت رسمی فکر کنم چون دیگه دما هم بالا نمیره. هرچند چندان هم آفتاب نداشتیم توی این تابسون و همش بارون بود
کاش ABBA هیچ وقت جدا نمیشدن و طلاق نمیگرفتن و هنوز داشتن البوم میدادن بیرون و کنسرت واقعی داشتن.
هی یادم میره بین توییتر و اینجا سوییچ کنم.
از صب یه گلودرد و سردردی دارم که نگو
اینجا هم درفت اضافه کرده الان میتونی پراز حرفهای ناگفتهی درفت شده بشی.
نمیدونم واقعا فقط انگلیسه که اینقدر داغون شده از تورم و وضعیت اقتصادیش به هم ریخته با بقیهی اروپا یا آمریکام بیبهره نموندن!
In case you have not seen a Braille Display, here it is.
Why am I not getting invite codes after almost being here for 1 month? 🤔 is there any rule, algorithm for that 😎
کاش میشد آدم گرسنه نشه هیچوقت
دلتنگی بیداد میکنه.
اما حرف راست رو اون پروفسور بریتیش زد بهم که گفت we don't do spring in this country وقتی بهش گفتم چرا هوا گرم نمیشه بهار شده دیگه. بعد این همه سال هنوز برام سخته بهار گرم نشه
هر یکشنبه منتظرم فرداش دوشنبه نشه. و هرهفته دوشنبه خیلی سوسکی سلام میده. ای کاش اونقدر پولدار میشدم نیاز نبود هرروز کار کنم
در حالی که داریم خیره به مجسمههای موزه نگاه میکنیم دوستم نگام میکنه و میگه همین مجسمه ها و لخت بودنهاست که باعث شد یه عده برن همجنسگرا بشن. نگاش میکنم. وحشت کردم. اب دهنمو قورت میدم میگم منظورت اینه همجنسگرا متولد میشن؟ میگه نه! من قبول ندارم اینو. اونقدر غمگین شدم که فقط با سرعت دور شدم.
تمام منی ناتمام منی، چه بغض بدی در گلو دارم
آره ، درسته، همین الانم سرعت چندان بالا نیست.
اما هنوزم با اختلاف بهترین تصمیم زندگیم انتخاب یک مرد فمینیست بوده.
یه جوری بلواسکای در دادن اینوایت خسیسه که چته گدا؟
یه جوری هوای لندن گرفته و در هم هست که هرحالی داشته باشی چنددرجه تنزل میده بهش میوفتی ته چاه.
روز سعدی تو سعدیه. لایو
دلم میخواد یه پروژه ی کد زنی دوباره بردارم اما چه کنم که نهایتا کد بتونم ریوییو کنم و دوره رو بسپارم به جوونترا.
از هرصورتی نگاش میکنم ترسناک بود حقیقتا:))
توی ایسگا نشستم یارو اومده میگه چهرت چقدر آشناس! من تو رو از کجا میشناسم؟ من گفتم من چه بدونم. گفت اهل کجایی؟ گفتم ایران، گفت من اهل آفریقام از تو اما خوشم اومده میتونم بعدا بهت زنگ بزنم؟ :/ نمیدونم چرا احساس ترس کردم.
اما اینجا درفت نداره نمیتونی پراز حرفهای ناگفته بشی. همهی حرفات رو یا باید بزنی یا یادت بره.
همش خوابم میاد. انصاف نیست
دوستام پخش شدن جاهای مختلف دنیا و من دلم میخواد همشون رو بکشونم بیارم لندن پیش خودمون.
Is there going to be a private feature for our accounts? Also, why are the invites for accounts quite random?