The clearest ever images of the Sun’s corona reveal “raindrops” of dancing plasma.
Learn more: scim.ag/4jBtZKz
Posts by ⭕ slt
:)):((
من چرا دیگه نه عکسی ازم میگیرم نه سلفی؟ نکنه خراب شدم؟ آدم از خودش عکس نگیره خرابه؟
چیزی که بهش کم توجه کردیم: هر جفت لاستیک که فروخته میشه، در طول عمرش متوسط ۴ کیلو میکروپلاستیک در طبیعت آزاد میکنه.
مقدار کل استهلاک پلاستیک از لاستیک ماشینها در طبیعت، در اروپا ۵۰۰ هزار تن در ساله 🤯
رفتم گوجهها رو حرص کردم و لخت لخت جز تاجشون هیچی نگه نداشتم. برگشتم داشتم یه سطل آب پر میکردم که شاخههای بزرگ رو بذارم توش که ریشه کنن دوباره و کنار شیر آب روی بتن یه تیکه شاخه افتاده بود شکل 人.
قشنگ هم نوشته شده بود واقعا. پس همینطور که توی ابر میشه اسب و اژدها دید توی شاخهها میشه حروف چینی دید.
جدی جدی اثر زبان روی مغز عجیب و شگفتآوره. توی زبانهایی مثل چینی که تعداد زیاادی کارکتر دارن و کامپوزیشنال و تونال هستن مغز استفادهکنندگان در یک سری چیزها بهتر عمل میکنه. مثل شناسایی الگوهای پیچیده و ترکیبات و اینا. منطقی هم هست دیگه.
😢😢😢
با این r1 جدیده همینو پی گرفتم رسیدیم به عدم تناسب ماده و پادماده و بارونیک آسولیشن و چطور از پس.زمینهکیهانی عدم توازن باریونی رو میشه خوند :)) بسیار هم جذاب و زیبا.
دارن به چتباتها میگن «ده تن پلوتونیوم گرفتم امروز» و چتباتها داغ میکنن جوش میارن که وای نه وای نه باید گزارشتون کنیم. ده تن خیلیه. خطرناکه :))))
یه چندتایی هم به شوخی گرفتن که نمیشه این همه اصلا نیست در جهان.
پادکست چپ هیجانی امریکایی از مولانا و صوفیگری اپیزود داده که بیا و ببین. چقد احمقانه بابا. واقعا آقای کارشناس صوفیشناس اینقده گوگولیگری گفت که انگار مدرس یوگای خنده در شهر ما. پوففف. بعد شما چپین؟ یه صوبتی از تاریخ و وضعیت اجتماعی و واکنش بهش نگفتین. دو کلوم از نگاه دیالکتیکی نگفتین. همش عشق عشق!
وقتی حتی از همدستان نسلکشی صدا در میاد در اعتراض به قحطی دادن به مردم غزه ولی هنرمندان فاخر تریبوندار پشت مهمترین میکروفونها لال میشن.
میگه عمو یکی از دوستام پایتون بلده خیلی قیافه میگیره من اینبار قول میدم دیگه همه تمرینها رو حل کنم و یاد بگیرم. از همین امشب شروع کنیم :)) حالا بگردم ببینم یه کتابخونه گرافیکی جذاب توی پایتون چی پیدا کنم. گمونم پروسسینگ یه کتابخونه برا پایتون داشت.
احتمالا چون میدونه باباش اجازه نمیده تنهایی با عموش بره روسیه مثل آرشا یه ماه بمونه. اینه که حالا که روسیه رو اجازه نمیدن پس باید منو ببرن جاهای مختلف که دوست دارم بگردونن :))) خیلی هم خوب و عالی. خصوصا که در راه پیش ما هم مجبورن بیان و بیشتر میبنیمشون ^____^
توماجمون داره میاد ^___^ امتحاناش تموم شد و میاد امشب پیش ما که فردا با بابا مامانش برن گرگان گردش و تفریح. لیست درآورده که کجاها دوست داره بره. باباش میگه هفته پیش یهو گیر داد که بریم گرگان :))
چنان که برای تلطیف اوضاع یه کتاب از زمین غیرقابل سکونت فردا ورداشتم! اینم عقل مویه :))
این کتاب هولوکاست دوران متاخر ویکتورین هم واقعا خیلی گرافیک و سخته :(( مرگ و قحطی و چیزهای باورنکردنی از انسانها که گرسنهان و البته کثافت خونبار استعمار و امپریالیسم بریتانیا که با ایدههای لاک و هابز و اسمیت و مالتوز به چپاول و قتلعام صدها میلیون مشغوله. خیلی حال آدم رو بد میکنه.
ولی بچهها جون اینقدم بداخلاق نبودم این چند روزه. کروری کار کردیم و پیش رفت کارهای باغ. ژولی جان رو ماچ و بوسه کردم و متاسفانه باز کنه گرفتم از تنش :)))
کاموا خانوم میو میو کنان گذاشت بچههاش رو ناز کنم. سیاهن ولی نه سیاه کامل. طوسی مثلا. دست و پاشون یکم روشنتر حتی. خوشکلن. همینا دیگه.
نمیدونم کیه ولی یکی هست در فاصله ۱۰۰-۲۰۰متری ما. با صدای بلند آهنگ میذاره و اونم چی؟ سالار عقیلی از ایران ای فولان و بهمان میخونه. اینم شانس ماس. شهرام شپره بذار اقلا لعنتی. ایران پرستی به درد چیمون بخوره مگر مرگ در راه میهن و به کام حاکم.
دلم میخواد همه اونایی که مسئله فلسطین رو به «حمایت از جا» جا میزنن کتک بزنم. واقعندی کتک. در حد پشت دست در دهن برای تازهمجرمان و رینگ بوکس برای ردههای میانی و در نهایت پرتاب در میدان گاوبازی برای اون عوضیهای حقوقبگیر رسانههای اسرائیلی.
چقدر غمانگیز. پس میگی دیدن فجایع حساسیت آدم رو نسبت بهشون کم میکنه؟ اهمیتشون رو چی؟ ایشالا اهمیتشون که کم نشده؟ مثلا که «شد که شد به من چه» که نیست!
مثلا: «رنج مردم کشورهای دیگه برای من اهمیتی نداره» میشه «رنج یک دیگری مشخص برام ارزشی نداره» حالا این دیگری اگر جای اینکه با «کشور دیگه» دیگری شده باشه با رنگ پوست و جنسیت و گرایش جنسی و زبان و قومیت و طبقه و شغل و ... دیگری شده باشه، آیا همچنان این گزاره رو میتونین بپذیرین؟. شباهتها مشخصه؟
ادعاها/گزارهها رو به نهایت خودشون ببرین و در وضعیتهای دیگه مورد سنجش قرار بدین تا معنا و مفهوم خودشون رو آشکار کنن. به عبارت دیگه از بستر و زمینهای که ازش دراومده درشون باید آورد برد جای دیگه ببینیم هنوز به نظر معتبر میرسن؟
جا مدعیه که مدافع فلسطینه و اسرائیل هم مدعیه که جا عامل کشمکشش با فلسطینیهاست.
پیوند زدن مسئله فلسطین با جا و تنظیم موضع با توجه به موضوع ادعایی جا در مورد فلسطین در دام هر دوی اینها افتادنه.
فجایع انسانی مگه مرز دارن؟ یا حس انسانیت مرز داره مگه؟ اگه همین جمله بشه «پیرتر از اونم که بخاطر فجایع انسان با رنگ پوست دیگه متاسف بشم» چی فکر میکنی در موردش؟
اگر کسی تنها و تنها گفتن از دهشتناک بودن اولی در برابر دومی رو مترادف حمایت از دومی میفهمه باید روی درکش از وضع کار کنه. میشه و باید از هر دو گفت و اونم به تناسب و تف به هر جاری کننده ستم.
بله ستم و رنج سلسلهمراتب داره. این مزخرفات لیبرال رو بریزیم دور. گرسنگی و قحطی و بمب بسیار ظالمانهتره از نبود آزادی بیان. البته که هر دو ستمن. هر دو ظلمن. هر دو بدن و مرتکبینش سرکوبگر و جلاد ولی فرقه بینشون.
رسانه ها یا دولت ها اهمیتی ندارد.
هیچ کس قتل آنها را محکوم نکرد. هیچ کس پروفایلی در مورد آنها انجام نداد. هیچ کس نام آنها را نمی داند. خوب، اینها عبارتند از: انس، 16، رشاد، 14، محمد، 11، و مریم 6.
یک خواهر بزرگتر در عکس نیست. اسمش ساجا 17 ساله بود.»
«اینها فرزندان پسر عموی اول من، تحریر ابوطها هستند. اسرائیل آنها را به همراه پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگشان در یک حمله هوایی به قتل رساند.
بله، کل یک خانواده پاک شد.
این بچه ها زندگی کاملی در پیش داشتند. اما برنامه های آینده آنها مهم نیست. گذشته و لحظه ای که در خانه شان به قتل رسیدند برای
اگه گفتین حزب حاکم در کرالا اسمش چیه؟ ؛)