زنگ زدم خونهمون، بابام برداشت، گفتم چیکار میکنین بابا جون؟ گفت من دارم بیبیسی تماشا میکنم، مامانت توی اتاق تو ایران اینترنشنال! گفت مادرت فقط ایران اینترنشنال میبینه، منم بیزارم از این کانال، فقط بیبیسی و صدای امریکا میبینم، ولسه همینم تلویزیونهامونو جدا کردیم!
قربونتون بشم من آخه 😄
Posts by Schurba
با مامانم حرف زدم کوتاه، گفت فردا خورشت بادمجون میپزم، جات خالی، آخرین خورشت بادمجون قبل قطعی برق و آب و فلان! خندید، گفت از صبح کلی آب ذخیره کرده، گفت بابات رفته چند جلد کتاب خریده و کلی شمع و باطری. رادیوی قدیمی رو هم راه انداخته، گفت جواب آزمایشهای بابا هنوز نیامده، گفت ما خوبیم، نگران ما نباش!
اصلا توان ندارم فردا برم سرکار :(
مرسی که گفتی، منم الان تونستم زنگ بزنم باهاش
🫂
حتی حرف زدن با تراپیستم هم کمکی نمیکنه، یعنی تنها چندساعت بهتر میشم و دوباره سقوط میکنم ته چاه!
واقعا به لحاظ روحی حالم بده،خیلی بد! وقتی آدمها ازم محض احوالپرسی ساده میپرسن چطوری، بغض میکنم و چشمام پر اشک میشه! درحالیکه بخشی از زندگی کوچیک من تماسهای تصویری با خونوادهم و حرف زدن از سادهترین و بیاهمیتترین روزمرگیهام بود، قطع تماس تصویری بشدت غمگین و افسردهم کرده، به معنای احساس بیکسی میکنم!
دوست طفلکم زنگ زد، کلی گریه کرد که پدر مادر پیرش از صدای انفجارها اصلا نمیخوابن، خواهرش از شدت ترس و اضطراب مرتب بالا میاره و خواهرزادهش چندبار دچار پنیک اتک شده، گریه میکرد که خونوادهش جز تهران جایی رو ندارن که برن!
بمیرم برای این مردم.
بعد رفتم توی چت گروهمون نوشتم اینجوری شده من تا فلان تاریخ نیستم، جدا هم برای رئیس گهم نوشتم، همکارام اومدن نوشتن زودتر خوب شی و فلان، بعد رئیسم هیچ واکنشی نشون نداد نه به مسجم توی خصوصی نه توی چت گروه، اومد حتی یه چیزی هم پشت من نوشت درمورد یه ورکشاپ، اینقدر این زن گهه و من ازش بدم میاد!
از وقتی که بهم پروموشن ندادن برخلاف قولی که داده بودن، خیلی دلچرکینم ازشون، واسه همینم دیگه به هیچجام نیس، اصلا بندازنم بیرون! یه هفتهس کمرم درد میکرد، امروز رفتم دکتر گفت برات مریض بنویسم؟ گفتم بنویس! کون لقشون واقعا.
منم
زنده باشن ♥️
فردا رو مرخصی گرفتم و میرم گل بخرم و بساط هفتسینی راه بندازم. مادرم نوشت خدا کنه بتونیم تحویل سال بهت زنگ بزنیم! رومیزی مادربزرگمو با بغض درآوردم و پهن کردم تا هفتسین کوچیکمو روش بچینم.
چقدر این دونفر عجیب غریب شدن، کلهم سوت کشیده از توییتهاشون
خیلی دلم برای پدر مادرم تنگ شده، دیروز کوتاه تونستم باهاشون حرف بزنم، بابام گفت باباجون اینقدر دلم برات تنگ شده که شبا خوابت رو میبینم :(
خدا لعنتتون کنه که ما رو به چه روزی انداختین.
بله 😌
منم میترسم یهو توی تلویزیون ظاهر شه
پلتفرم وطنی دیکه چیه؟ از کجا؟
بابا من ماهیانه دارم کلی پول میدم واسه اشتراک پلتفرمهای مختلف، باز سریالایی که تو میگی رو توو هیچکدوم اینا نمتونم پیدا کنم 😖
همین 😒
پسر آلمانیه از من پرسید رضا پهلوی آیا تشکیلاتی راه انداخته در تمام این سالها؟ گفتم نه! گفت استاد دانشگاهی چیزی نیس؟ گفتم نه، گفت تحصیلات عالیه که داره، نه؟ گفتم خیر. گفت کسب و کار و استارتاپی چیزی که حتما راه انداخته؟ گفتم والا نه! گفت پس چیکار کرده با اون همه پولی که بهش رسیده؟ من سکوت! 😑
ما منفی ۹، فیلزلایک منفی ۱۶ 😑
اره، منم گریه کردم با اون کلیپ و ترانه
وای من اصلا نمتونم تکون بخورم خونه تمیز کنم
🫂
دوستان حقیقتا از همه جهت گرفتاریم 😒
من از دوشنبه میخوام مریض بزنم، واقعا نمیتونم دیگه
بهاره هدایت چرا همچین کرد؟؟؟ وااا!
جمعیت ۲۵ خرداد ۸۸ رو چرا کم کردی؟ بابا کلا چتونه؟
بابا این طرفدارای رضا پهلوی واقعا ترسناکن، یعنی اگه مخالفشون حرف بزنی، اگه انتقاد کنی میخوان پارهت کنن! بابا آروم باشین، چتونه؟ یعنی هیشکی نباید خلاف شما چیزی بگه؟ نظر دیگهای داشته باشه؟ اصلا پهلوی رو نخواد؟ چه گرفتاری شدیم بقران، اینا هرکی به پهلوی نقد داشته باشه رو فحشکش میکنن که طرف ج.ا هستی!
چه قشنگ توصیف کردی