Advertisement · 728 × 90

Posts by توتسی

حقیقتاً حوصله ندارم پیغام دوستی که بعد از سه هفته تازه پیغام داده امیدوارم خانواده‌ت سالم باشن رو سین کنم و جواب بدم. من که مادر همه‌ی هرکی هرجوری هست رو بپذیرهای عالمم هم دیگه از زمین و زمان دلخور و دل‌بریده‌ام.

2 months ago 8 0 0 0

🫂

2 months ago 1 0 0 0

مردم عصبانین و دستشون به اونی که باید نمیرسه با قیچی میزنن تو قلب سایه چشماشون. یه مقدار به نظرم همزمان گروتسک و غمگین هم هست این حرکت.

2 months ago 2 0 0 0

دیشب خواب میدیدم با دوتا بچه‌م سوار قطاریم. از بچه بزرگم پرسیدم این قطار کجا میره؟ گفت شهسوار. بعد صدای مامور قطار اومد توی بلندگو گفت ایستگاه بعد: آوشویتس

2 months ago 10 0 0 0

طلاق گرفتم دوستان. دادگاه خوب پیش رفت و برای اولین بار‌ در زندگیم احساس کردم عدالت تا حد خوب و ملموسی جلوی چشمم اتفاق افتاد. میرم دو ساعت بخوابم. الان به جز سلامت و خوشبختی عزیزانم در زندگی فقط یه آرزو دارم و اون عدالت و آزادی برای ایرانه.

2 months ago 24 0 5 0

این روزا استفاده از وسیله‌ی حمل و نقل عمومی برام سخت‌تره. این میزان احساس جدا شدن از جامعه و اطراف توی متروی تا خرتناق پر غیرقابل تحمل تره. دیروز با یکی بحثم شد که وضعیت یهو تبدیل شد به یه مب نژاد‌پرستانه. امروزم دو قدم فاصله دارم با این دختره که کل مسیر رو داره تلفنی حرف میزنه دست به یقه بشم.

2 months ago 4 0 0 0

سلام،این سلاخی و کشتار مردم ایران به همه تسلیت میگم. امیدوارم خون پاک این عزیزان کشته شده به هدر نره.
من هر چهار شب، غرب تهران بودم و مشاهدات من این بود:
شعارهای مردم واضح بود، بدون لکنت بود، شفاف بود.
طرفدار رضا پهلوی نیستم، از نظر فکری هم باهاش فاصله دارم ولی سگ کی باشم که بخوام، تاریخ تحریف کنم.

2 months ago 51 13 1 7

مرگ بر‌خامنه‌ای

2 months ago 4 0 0 0

وکیلم که یه فمنیست چپ معروفه و خیلی دوستش داشتم و بهش ایمان داشتم هم از چشمم افتاده. این چند روز یکی دوتا استوری ضعیف در مورد ایران گذاشت فقط و بقیه‌ش فقط پشت هم استوری در مورد قضایای مینیاپولیس. درد ما اینه که همزمان اونایی ally می‌دونستیم هم تو زرد از آب دراومدن.

2 months ago 9 0 0 0

🫂

2 months ago 0 0 0 0
Advertisement

حالا تو این وضعیت چهارشنبه هم دادگاه طلاقمه و اون مرد سابق هم هی داره تکست‌بارونم می‌کنه و آخرین دست و پاهاشو میزنه و من پیش خودم زمزمه می‌کنم نه می‌بخشم و نه فراموش می‌کنم.

2 months ago 15 1 3 0

مرسی عزیزم

2 months ago 1 0 1 0

مامانم دیشب بین قطع و وصلی‌های مدام پیغام داده «امروز چند شنبه‌ست؟»
بعد که بهش که گفتم شنبه‌ست در جواب فقط گفت «هیچ ظلمی پایدار نمونده اینم نمی‌مونه. »
💔

2 months ago 8 0 0 0

من دیشب تو تاکسی داشتم برمی‌گشتم خونه توی راه هی چندلحظه خوابم می‌برد و از خواب می‌‌پریدم و لحظه‌ی چشم باز کردن صورتهای ترسناک میدیدم. یه بار که از خواب پریدم سر چهارراه بودیم و من یه لحظه واضح صحنه‌ی فرار کردن مردم در حال تیرخوردن رو دیدم از بیرون پنجره.

2 months ago 5 0 0 0

رنج زیادی داره اطرافیان ازش فاصله می‌گیرن به دلایل خودخواهانه. نمی‌دونم واقعاً چیکار کنم.
خامنه‌ای زجرکش بشی که هر طرف زندگی رو نگاه می کنیم ردپای منحوس توئه!

2 months ago 7 0 0 0

به تراپیست احتیاج دارم و حتی به فرض اینکه اینترنت راه بیفته تصور اینکه بشینم با تراپیستم که تو ایران این روزها رو گذرونده حرف بزنم برام در حال حاضر غیرقابل تصوره. از طرف دیگه اگر همه‌ی ما مثل من فکر کنیم معنیش قطع درآمد بزرگیه برای تراپیستای داخل ایران و یه جور قطع رابطه با کسی که چون

2 months ago 9 0 1 0

دوستان، تراپیست ایرانی آنلاین خارج از ایران که باهاش تجربه‌ی خوبی داشتید سراغ دارید؟

2 months ago 8 2 1 1
Advertisement

امروز از اون روزاست که ناامیدیم زده بالا. فردا باز شاید بهتر بودم. ولی برنامه‌مون چیه اگر زور امید به ناامیدی نرسید؟

2 months ago 2 0 0 0

یه اتفاقی که هروقت چشمم بهش میفته تو دلم احساس رضایت بهم میده افتاده و اونم اینه که اسم اینا توی روایت‌های رسمی هم شده ایسلامیک رژیم. تا همین چند وقت پیش شما جرأت نداشتی در حوزه‌ی بین‌الملی اینو ربطش بدی به اسلام و هی میگفتن ایرانین رژیم یا حتی می‌گفتن ایران.

2 months ago 4 0 0 0

دیروز نیوزلتر مؤسسه‌مون رو نوشتم و اختصاص دادم به موضوع ایران و اینکه چرا زندگی و کار روزمره‌ی مؤسسه مستقیم تحت تاثیر قرار گرفته و چرا نباید بی‌تفاوت بود.ساعت نزدیک دوازده شب ارسال کردم و موج ایمیل‌های همدردی اول صبح شروع شده و همکارای سابقی که نوشتن با خوندنش گریه کردن.

2 months ago 10 0 0 0

آخه لباسا مناسب مناسبته هم نیست. خیلی دوره از فضا و بی‌تجربه.

2 months ago 1 0 1 0

آخه اینایی که می‌خواد اصلاً مناسب این مناسبت نیست.

2 months ago 1 0 0 0

منم به عنوان مادر موندم بین دوراهی محافظت ازش در مقابل خطر مبینگ و احترام به سلیقه‌ی متفاوتش.
پی‌نوشت: بمیرم واسه تفاوت دغدغه‌م با دغدغه‌ی مادرا تو ایران.

2 months ago 5 0 2 0

خیلی عذر می‌خوام بابت تایمینگ بد: فرزندم که سلیقه‌ش یه خورد خاصه و به مد روز کار نداره یه ماه دیگه به عنوان سال اول دبیرستانی برای اولین بار قراره بره ولتنتاین بال مدرسه. یه لباسهایی انتخاب می‌کنه که می‌دونم مناسب نیست و ممکنه باعث مسخره کردنش بشه و زیر بار هم نمیره همرنگ جماعت بشه.

2 months ago 10 0 1 0
Advertisement

منم هنوز نتونستم ولی چیزی درونم بهم میگه صبح نتونستی شب تلاش کن ببینی.

2 months ago 1 0 0 0

راه تغییر این روند چیه؟

2 months ago 0 0 2 0

منم امیدم کامل نیست. دارم فقط به اینکه چطور میشه و مسئولیت ما چیه و چیکار اصلاً میشه کرد بلند بلند فکر می‌کنم. امید و نا امیدیم هم مثل یه طیف و به صورت موج‌های نامنظم میره و میاد.

2 months ago 0 0 0 0

عرصه به لمپن‌ها واگذار نشه به فرض اینکه اونها سکان رو به دست بگیرن. قهر کردن به نظرم راهش نیست.

2 months ago 0 0 0 0

واسه همین میگم این پیوستن چهره‌های پروگرسیوتر رو شاید باید به فال نیک بگیریم چون این تنها راهه که داستان رو ممکنه عوض کنه. حقیقتش من امیدی ندارم با دیدن شرایط چیزی به جز جریان پهلوی شانسی داشته باشه برای مرحله
ی‌عبور از آخوند و سوال اینه که راهش چیه که

2 months ago 0 0 1 0

تنها و فقط از عینک تراومای گذشته هم دیدن فکر نمی‌کنم بهترین راه باشه.

2 months ago 0 0 0 0