Posts by Arezoo
امروز صدایت کمی در دلم لرزید
شاید دل من در صدای تو میلرزید
میدانی
آرزو برای من یک نهال نازک است
مثل تن تو
مدام هراسانم از هوهوی باد
که سایهی مرگ است
میگویم نکند باد
کمر آرزوی آدم را بشکند
میگویم شهر ناامن شده
گل من
میگویم وقتی هوا توفانیست
از خانه بیرون نرو دلم میلرزد!
عباسمعروفی
باشه روزگار نامراد؛ باشه
صبر میکنم پاییز بیاد همهچیز رو به پائیز میگم..
می گویند میانه ی تابستان است
من؛ سردِ بیتابِ زمستانم چرا...
چقدر حرف دارم برای ِنگفتن...
میبینی شازده کوچولو میبینی آقا روباهه؛
ایران ما مانده است (بیدوست)..
#ایران
اما عزیزِ من،
کاش در روزگار دیگری میزیستیم،
ما همگی حیف بودیم...
هوس زرد شدن
ریختن
یکی شدن با باران
هوس؛ پاییز دارم...
غصه که تمومی نداره؛
نباید دل به دلش داد..
(دیالوگ)
#تاسیان
«رَکْعَتٰانِ فِی الْعِشْق ، لٰایَصِحَّ وُضُوءهمٰا اِلّا بِالدَّمِ ؛
در عشق دو رکعت است ، که وضوی آن درست نیاید ، الّا به خون».
#عطار
#تذکره_الاولیاء
کاش مرگ مثل هرم نفس های تو گرم باشد
کاش همین قدر گوارا مثلِ خودت اواخر پائیز بیاید
یا روز اول زمستان
ناردانه هم بیاورد...
ایرانِ همیشه داغدار
ایران؛ سرزمینِ مادرانِ همیشه داغدار..
🖤
#بندرعباس
غم اینبار آمده است که بماند
که نرود
که نرود..
من در این آبادی، پی چیزی میگشتم
پی خوابی شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی...
#سهرابسپهری
کاش میشد سند بذاریم فکرمون آزاد بشه..
#پایتخت
باید تلو تلو بخوری این زمونه رو...
این روزا فقط پی یه ترک ریز روی دیوارم برای زار زدن..
چراغ را خاموش کن
صدایت را هم
در را ببند و برو...
مرا ببخش
که اینگونه دلتنگ
به تو میاندیشم...
خالهلیلا رفت پیش مرادبیگ..
ژالهبانو سلام ما رو به عموخسرو برسون..
#ژاله_علو
ملّت من پیروز خواهد شد،
همهی ملّتها پیروز خواهند شد!
تا سرحد درد، تا سرحد روح،
خاکِ سختِ تو را
نانِ خشکِ تو را
با ملّت فقیرت
دوست دارم!
پابلو نرودا
فرسوده مانده در صفِ دلگیرِ روزها
گویی برای مردن، نوبت گرفتهام…
#حسین_منزوی
دلم می خواهد
خودم را از تنم در بیاورم
بشورم
بچلانم
و روی طناب حیاطمان پهن کنم
فردا بیایم و ببینم که مرا
باد با خود برده است…
#شیرکو_بیکس
#mood
و من گاهی اوقات مجبورم
به آرامشِ عمیقِ سنگ حسادت کنم
چقدر خیالش آسوده است
چقدر تحملِ سکوتش طولانیست
چقدر ...
سیدعلی صالحی
يک روز سرانجام با تو
وداعي آبي ميکنم
ميدانم
روزي از من خواهي پرسيد
مگر وداع هم رنگ دارد
آن هم به رنگ آبي
من در جواب تو
فقط چشمانم را ميبندم
سالی که بر من و تو گذشت فقط ۳۶۵ روز نبود
جمعهها را باید دو روز حساب کرد
باید تقویمها را در آفتاب نهاد تا رنگ ببازد…
#احمدرضا_احمدی
و جنگ پایان تمام شاعرانههاست…
#نه_به_جنگ
اگه یه روز بری سفر…
🎸😔
ببر به زمستانت؛ مَرا…