این پستها هم لایک میخوره و فراموش میشه، خشم ها فروخورده میشه، بیعدالتی و جهل بیشتر میشه، اونی که میبینه ولی نمیتونه تحمل کنه فرار میکنه، اونی که نمیبینه هم کماکان نخواهد دید، قهوه و چای و کافه هست غم چی برادر من؟!
Posts by Nikoo
واقعا چرا در برابر اینهمه ظلم و بیعدالتی و جهل ساکتیم؟! فوقش یک شعر یا پست در شبکههای اجتماعی بگذاریم یا برای ندیدنش فرار کنیم.
"Time does not heal all wounds; it merely deepens the scars."
"Time does not heal all wounds. In fact, the unaddressed wounds of the soul often fester and become more painful with time."
هرچی زمان میگذره، حالت بهتر میشه؛ چه نیروی شفابخشی داره.
نجاتدهندهای نیست؛ از بالهای شکسته کمک بگیر.
به به! چه قدی کشیده پسرم
همزمان هم گرسنمه هم میل به غذا ندارم
زیباترین زشتِ جهانم
به شرطی که دوباره انجامش ندی، که بعیده
برای موآن کردن، بی رحمی لازمه، برای پیدا کردن خودت، برای دوست داشتن خودت
رسیدیم به ساعات دلتنگی
فراغت از کار روزانه، غروب و رختبستن روشنایی
وقت پذیرایی از سایههاست
Beneath the sky, so vast and wide,
I walk with time, my only guide.
No path to follow, no place to be,
Just me, the road, and the wandering free.
No goal to chase, no race to run,
Just endless moments under the sun
آداب پیادهرویِ آرامشبخش:
مسیر باید مشخص، نه خلوت نه شلوغ باشه
نباید بخاطر جلب توجه چیزی در مسیر بایستی
نگاهت و از آدمها بدزد برای معاشرت پیاده روی نمیکنی
کفش و لباس اهمیتی نداره، نه برای ورزش راه میری نه جلب توجه
خیلی آرام و تند راه نرو، سنگینی و ناز و ادا هم مهم نیست خودت باش
چی نجاتم داده تا حالا؟
دوست؟ خانواده؟ مشاور و روانشناس؟ فضای مجازی و سرگرمی؟
پیادهروی!
روزی سه ساعت بیهدف راه میرم
بیرحمی اینجوری شروع میشه که کاری که انجام میدی رو اشتباه نمیدونی
"ایمان"، ایمان پیدا میکنی که درستکاری
سخت ترین لحظات زندگیم و میگذرونم، نمیدونم چرا دوباره یاد بلواسکای افتادم و گفتم بیام اینجا بنویسم
طولانیترین و بهترین سفر عمرم بود.
“My spring melancholy is developing in these hot days into summer madness.”
یک نقشه و روند کلی تو ذهنم میچینم، بعد مرحله به مرحله با جزئیاتش درگیر میشم، ولی گاهی اینقدر درگیر جزئیات میشم و شاخ و برگ جدید میدم که کلا اون نقشه اولیه تغییر میکنه
پایان رابطهها اینقدر واضحه که نیاز به گفتن چیزی نیست.
با این دخل و خرج، کاری که ما تو ایران میکنیم حمالی محسوب میشه.
و تو این خاک داریم از ریشه میسوزیم.
تو آسمون داریم ریشه میکُنیم.
بعد از اسی، گوشهای خودم بهترین شنونده حرفهام هستن.
خوشبختانه خوابم برد 😂
امشب در مورد تمام مسائل هستی نظر میدم، چون یار نیست و تنها و مستم.
به سنی رسیدم که جوونا رو میبینم شروع میکنم به پند دادن و این خیلی لذتبخشه، ایرانی واقعی باید کلی پند و حکایت همراهش باشه.
تعداد مسیرهایی که پیش روت هست، به اندازه مسیرهایی هست که طی نکردی، پس در این مورد پندی نمیشه داد🤷.
اعیاد مذهبی = روز ارگاسم جمعی مومنین