نمیدونم مامان بهار. برای اون لحظه شاید. قطعا دوباره شب شروع میشه. یکیشون هنوز با ترس حرف میزد. یکیشون هر هر میخندید (فکر میکنم مکانیزم دفاعی اعصابش بود) و میگفت خیلی سینماییه. گفت اشتباهم این بود رفتم تو بالکن ببینم، نزدیک تر از اون چیزی بود که حتا فکرشو بکنی. امیدوارم بتونن دوباره زنگ بزنن.
Posts by Leilita
مرسی بهارآلود جون♥️ دلم پیشتونه 🫂
خواهرام هر دو زنگ زدن، خیلی بد بوده. میگفتن انگار هواپیماها بالای خونه بودن و میزدن. آسمون هم قرمز از انفجارها.
چقدر هم فکر بود دلامون. 💔
امشب که داشتم جوجه رو میخوابوندم فکر کردم شاید این تابستون که گذشت، آخرین باری بوده که خانوادم رو دیدم. یاد بچگی ها افتادم که وقتی کنار مامانم می خوابیدم همیشه سینه ش بوی خوب میداد. به بابام فکر کردم که ما رو میبرد مغازه ی آقا مظفر که برامون کتاب بخره. اشک ریختم، جوجه اشکام رو ندید و خوابید.
دلم تنگ شده بود براتون و کوتاه اومدم اینجا. همون حرفی که زارا چند وقت پیش زد رو حس کردم، واقعا نمی تونم وقایع روزمره بخونم با وجود اینکه این حس دور بودن از آسمان آبی هم اذیتم میکنه.
:(( ♥️
:( :*
هیچی نیست و همه چی سر جاشه 🤲🏼
بچه های خارج از ایران؛ یه منبع خیلی قابل اطمینان پیدا کردم از طریق دوستم که برای کمک به مجروح ها یا خانواده ی کشته شده ها کمک مالی جمع میکنن، اگر خواستین به من پیغام بدین که پی پل بدم.
مبارکه 😍
اه واقعا یاد دهه ی فجر دبستان افتادم :))
به منم همین رو گفتن. باورم نمیشه حتا واسه اشکان خطیبی نوشتم. دیگه فقط کمک مالی برای دسترسی به اینترنت و از اینور شرکت در تظاهرات و اینا فقط میشه یکم.
بمیرم
♥️🫂♥️🫂🫂
رفتی دکتر واسش؟
عه من نبودم سیو اومده، هورا
:))
فردا هم نظرت همینه در این مورد :)
این وسط مسطا هم یه عده هستن بدون اینکه لازم بدونن دادار دودور راه بندازن سرشون به کار خودشون و نگاهشون به هدفشونه، هرجا لازم بدونن هستن و هرکار لازم بدونن میکنن و هیشکیم خبردار نمیشه. نه بحث الکی میکنن، نه تو دام امید و ناامیدی کاذب میفتن. درود ویژه به اونا.
بی درک بی شعور. تموم میشه خلاص بشی
آرزو جون چطوری خودت؟ وقت هایی رو که میتونم بیام سراغ گوشی رو دیگه یا پای خبرم، یا کارهای ریزی که بتونه به کمک جماعت خارج از ایران یه راه ریزی بشه برای براندازی این بی همه چیزا. خوب شد نوشتی برام دلم براتون تنگ شده بود بخونم یکم ببینم چه خبر ازتون ♥️
من هیچوقت کامنت نمیذارم زیر پست ها یا عکس ها. سر این عکسای ai دیگه نمیتونستم چیزی ننویسم. مخصوصا این عکسا که بچه هایی که کشته شدن رو در حال حرف زدن و زنده نشون میدن. کوته فکرانه ترین کاری که این روزا میشه انجام داد این عکساست.
وای نه!!!!
خوشحالم. امیدوارم دیدن خانواده حسابی پر انرژیت کنه و با حال و خبرهای خوب برگردی :*
مشاهدات من هم همینها بود.
اینم اضافه کنم که در تمام طول عمرم نشده بود که پامو از در خونه بیرون بذارم و ده قدم جلوتر به سیل مردم بپیوندم. اتفاقا چون نزدیک خونه بودم هم به جز اشکآور اتفاق دیگهای برام نیفتاد.
لازمه به اطلاعتون برسونم که الان همه خیلی جدی چشم به راه ترامپن و میگن فقط اون حریف اینا میشه.
♥️
رسیدی راحت اندر جون؟ ♥️
♥️♥️♥️♥️
برای کمک مالی به ایران برای زخمی ها، یا پزشک هایی که توی خونه درمان میکنن، یا خانواده هایی که سرپرست مالی رو از دست دادن، کسی رو میشناسید که مطمئن باشه؟