Advertisement · 728 × 90

Posts by Jouhatso

نشستم خاطرات بدمون رو مرور کردم، دعواهامون، خط و خراشی که رو روان هم انداختیم بلکه دلم تنگ نشه دیگه.
اما، نشد. باز هم دلم تنگشونه.

18 hours ago 2 0 1 0

سللللام
چه حال؟ چه خبر؟
چه جات خالی بود 💚

2 days ago 0 0 0 0

جهانا چه بدمهر و بدخو جهانی
.
.
.
به هر کار کردم تو را آزمایش
سراسر فریبی، سراسر زیانی
وگر آزمایمت صد بار دیگر
همانی همانی همانی همانی

1 week ago 1 0 0 0

می‌گه "تو جای ما هم از زندگی لذت ببر" و من آتیش می‌گیرم و خاکستر میشم.
تُف تو روت چرخ گردون.

1 week ago 5 0 0 0

پناه بر خیام:
دنیا دیدی و هر چه دیدی هیچ است
و آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است
سرتاسرِ آفاق دویدی هیچ است
و آن نیز که در خانه خزیدی هیچ است

1 week ago 4 0 0 0

دیروز دم غروب، همین وقتها، که داشتم میرفتم بدَوَم، رو کردم به آسمون(ناخودآگاه) گفتم خدایا امشب این روانی کشورم رو ویرون نکنه. امروز که می‌رفتم یادم افتاد چه مستاصل و بی‌پناه و عاجز بودم، چه ساده‌لوحانه چنگ زدم به آسمون.

2 weeks ago 3 0 0 0

کاشکی نوشتن بلد بودم، روایت می‌کردم چه‌ها که بر ما نگذشت تو اون سرزمین، تو این روزگار.

2 weeks ago 2 0 0 0

هر چی پارو زدم، اضطرابم بیشتر شد.

2 weeks ago 3 0 0 0

نمی‌خوام به حرفهای این مرتیکه و به احتمالات فکر کنم. اما کو اختیار؟

2 weeks ago 2 0 0 0
Advertisement

عادت نمی‌کنم.

2 weeks ago 2 0 0 0

ایران عزیزم، ای دریغ!

2 weeks ago 3 0 0 0
Post image

صبح دیدمش.
می‌دونم چرا دوستش دارم ولی اگر به زبون بیاد زشت و کلیشه‌ایه.

3 weeks ago 4 0 0 0

دیروز صبح به این که اینترنت داشت شماره تلفن اونا رو دادم که یه خبری ازشون بگیره. هنوز خبری نداده.
نمی‌تونم از خودم در برابر بدگمونی‌هام محافظت کنم. مضطرب.

3 weeks ago 2 0 0 0

چه به سادگی کشورم ویران شد.
هیچ امیدی نیست. هیچ راهی.

4 weeks ago 2 0 0 0

می‌ترسم.

1 month ago 1 0 0 0

یه سری دوست مجازی دارم که هفت هشت ده ساله توئیتهاشون رو می‌خونم. ازشون بی‌خبرم. با قطعی اینترنت غیب شده‌اند. نیستند. کجان؟ خوبن؟ یه روزایی، یه زمانی از هرکسی نزدیک‌تر بوده‌اند. اگه هیچ وقت آنلاین نشن چی؟
چه برزخی!

1 month ago 0 0 0 0
Advertisement

می‌دونی چی به جنون می‌رسونه منو؟ اینکه بعد از جنگ یه گُهی بیاد بدتر ازینا.

1 month ago 1 0 0 0

ساده‌لوحانه‌ست، احمقانه‌ست، می‌دونم! اما من اون سرزمین رو دوست دارم. اون شهر رو دوست دارم.

1 month ago 2 0 0 0

اگر سگ زاده شده بودم بهتر نبود؟ بود.

1 month ago 2 0 0 0

این دو تا اسرائیلی به من لبخند می‌زنند، من دلم می‌خواست با دستهای خودم خفه‌شون می‌کردم.
از خودم بابت اینهمه خشم و نفرت خجالت می‌کشم.

1 month ago 1 0 0 0

غمگین بودنم رو می‌فهمم اما نمی‌فهمم چرا از سر صبح عصبانی‌ام.

1 month ago 2 0 0 0

چه روزهای سیاهی، چی بدبختی بیکرانی رو داریم سپری می‌کنیم.

1 month ago 1 0 0 0

ولی انگار هیچ کس شاد نیست. می‌رقصیم و می‌خندیم اما شاد نیستیم. رها و راحت هستیم اما شاد نه. یاد کشته‌ها؟ ترس از آینده؟ ویرانه بر جا مونده؟ نمی‌دونم. خنده، خنده شادی نیست. خنده هیستریکه.

1 month ago 3 0 1 0
Advertisement

به خاطر جان‌های از دست رفته و زندگی‌های نکرده، های های گریه می‌کنم.
ای کاش محاکمه می‌شد، طولانی و فرساینده.

1 month ago 7 0 1 0

بهار بهار باز اومده دوباره

1 month ago 1 0 0 0

شام چی خوردین؟ من ماست و خیار و شکلات.

1 month ago 0 0 0 0

هوا، هوای پیاده‌روی و تفرج در دشت و صحراست ولی خب برو کار می‌کن مگو چیست کار.

1 month ago 3 0 0 0

دیگه برات کامنت نمی‌ذارم.

2 months ago 0 0 0 0

*زینب جون

2 months ago 1 0 0 0

حالا بپرسیم کی همه جواب نمیدی ولی به هر حال "کی"؟

2 months ago 0 0 1 0
Advertisement