تو فکر کن یه ساختمان زیبا با پر از دیتیل های ریز که تو برای هر گوشه اش زحمت کشیدی اون اوار رو نقش نگار بدی بهش ، و الان اون ساختمان رو دارن خراب میکنن هرگوشه ساختمونت خرابه ست ...جونی میمونه برات دوباره بسازیش !؟ نه ؛)
Posts by م.ا.ژ.و.ر
بدون هیچ ترسی یارو قندون شکوند تو سرش و همینطوری خونش میرفت ...این شیش ماه جوری دعوا دیدم جوری دعوا دیدم که با کوچیک ترین صدا یا شکستنی حالم بد میشه و نمیتونم کنترل کنم پرش چشم و دستمو ....
دلم یه غذا خونگی به شدتتتتتت خوشمزه میخواد ، مثلا لی لی قرمه سبزی درست کنه 😅
امروز باید کنار میلاد میگذشت :(((( ناراحتم
تنها بودن توی بگا هایی بهترین خدمت به عزیزهات و کسی که عاشقی ...چون اینطوری فقط خودت حس میکنی و دیگه کسی کنارت نیست اب شدن هروزتو ببینه و باتو اب بشه ...
امروز چیزایی دیدم که تمام جونمو داشت ذره ذره میخورد و توی زانوهام خالی شده بود ، امروز چیزهایی دیدم که تموم شدم ...من از عمق وجودم ترسیدم از نگاه ادم، از حس که کشیدم ...من تموم شدم ...لطفا درخواست رفاقت با من نداشته باشید من چیزی برای ارائه ندارم ...
مردمازبس زندگی تکرار شد 💔
برگشتن ، همشون
درست زمانی که دیگه نیاز ندارم
درست زمانی که مطمئن بودم تو سیاه ترین روزهاشون دلشون برای اون نور کوچیک امید که من میدادم دلتنگ میشن ...
منو ببر
خدانکنه نفسسسسس
شمع روشن میکنم یکیش به نیت میلاد سلامتیش حال خوبش یکیش به نیت سلامتی عزیزهام و حال خوبشون یکیش به نیت خودمه که بدنم سالم باشه ...دو روز اینکار میکنم و حس خوبی دریافت میکنم و انرژی میگیرم ازش ...
پاییز حالمو خوب میکنه این معجزه اش ، من تا دو روز پیش قبل پاییز داشتم میمردم واقعاااا الان هم وضعم همونه ولی میگم نگاه برگ نارنجی هارو نگاه هوا رو نگاه نم بارون بذار بعد پاییز برو تو غم و افسردگی و غصه هات ولی الان نگاههه چه قشنگه توی این کثافت زندگیت پاییز ...
من از زندگیم کسایی حذف کردم که الان باز دوباره تو زندگیم هستن ، با این تفاوت من دیگه دوستشون ندارم فقط اون بعد انسانیتم و مهربونیم جوری رفتار میکنه که میدونم توی دلشون هزار بار میگن. و گفتن کاش اینطوری رفتار نمیکردیم باهاش ، چون اون دوست داشتن خالص من چیزی که سخت میتونن پیدا کنن ...
باشه منم از پس بابا تو 😅
لی لی بدون هیچ پرده ای بدون هیچ قضاوتی بدون هیچ درخواستی منو درک میکنه و مسخره ام نمیکنه وقتی حالمو میگم
واین حس درک شدنش درست شبیه اون مادری که همیشه دلم میخواست داشته باشم ( درسته مادر تنیمو دوست دارم شدیدا ، اما همه ماها قربانی خانواده هستیم )
با رضا تعویض میکنم
کاش میلاد مریض نمیشد
نوشته تروخدا چیزی به نام بچه هات نکن ! کس کش بی پدر و حروم لقمه اگه بابا تو یه چیزی برای تو گدا گشنه گذاشته بود که نگاه تو خونه من نمیداختی که اینطوری بخوایی چرک و سرطان زندگی من بشی....
ببین جوری سبک وزنم طرف یه ترمز شدید زد درست مثل ظرف غذام که پرت شد جلو کل جونم پرتاب شد به جلو و تمام وجودم درد گرفت :|
اقا افشار خیلی نایس مهربونه ، همش راجب زنش و اینکه زندگی موفقی توی ازدواجش داره میگه ، و یه جا بامزه گفت من اگه با خانوم ها خوبم بخاطر اینکه همسرخوبی داشتم و توی ازدواجم تونستم ارتباط راحت تری با خانوم ها بگیرم 🥹
اما چه بسا زندگی شخصیم و رابطه ام جوری ساختم که خودم موندم چه قشنگ و محکم ساختم ...این گفتم بگم من تو زندگی شخصیم هیچ بگایی ندادم چه بسا پر از ارامش ، اما از سمت سوی خانواده مستقیم تو راه بگایی ام
زندگی من یه ویترین قشنگ داره که هرکسی میبینه میگه عجب زندگی ، اما نمیدونن من چه بگا رفتم توش اونم نه بگایی های که خودم درست کرده باشم نه بلکه چیزی که تو دل خانواده کشیدم ...
بعد میشین میگن خوشبحالت ، حاجی من حاضرم جایی خودمو با هرکسی بدم فقط اینا که تجربه کردم از روحم و ذهنم پاک بشه ...
ازش یه ویدیو دیدم چشمام پر اشک شد ، دیگه نمیتونم عادی برگردم به زندگیم
حس میکنم یه نشونه خدا بهم داد
از خانواده مادریم همین دایی ام بود که باهاش زاویه نداشتم ، چون باهم بزرگ شدیم اما امروز شانس اورد نکشتمش بزنم لهش کنم مردک مریض خاک برسر و گاو
با سن ۱۶ سال داشت بهم میگفت ازدواج مسئولیت میخواد و سخته و بغض صداش اینو بهم گفت به زور شوهرش دادن ...حقیقتا من ریدم به اون پدر مادری که بچه اش تو این سن شوهر میده ....و همینطور اون مرد بی شرفی که ازدواج میکنه
از من به شما نصحیت به دخترا جمع اگه مرد تبریزی و ترک دیدی در رووووو ببین جونتو بگیر دستتتت ودر بروووووو ....دیدم که میگم من توی این مرد های ترک بزرگ شدم ، باید بگم زن تو زندگیشون مثل کلفت میدونن همین بس
اخ اخ از این اهنگ
😂😂😂
اما فسیل با صدای من یه گروه پسرو داره اسکل میکنه :))))) شت یادم رفته به میلاد بگم اینو پس فردا نره تو پاچه ام که صدا هست :))))