Advertisement · 728 × 90

Posts by teal

رفتیم یه مهدکودکی دیدیم که مدلش play based بود. با کلی فضای باز و باغچه و خرگوش و مرغ و خروس. انقدر زیبا بود که بعد اون هیچ‌جای دیگه به چشمم نمیاد. مشکل اینه که همون‌قدر که زیباتر بود گرون‌تر هم بود.

5 days ago 12 0 0 0

به بابام پیامک فرستادم الکی. فکر نمی‌کردم برسه. اما یک دقیقه بعد جواب داد و دو سه تا تکست فرستاد. دلم باز شد ولی امیدوارم خیلی تومن هزینه نشه براش.

5 days ago 10 0 0 0

اپلیکیشن توییتر/X رو پاک کردم. واقعا دیگه در توانم نبود.

1 week ago 10 0 0 0

از همکار بابام تشکر کردم که بهشون کمک کرده برا اینکه بتونن نسخه‌ی وب بعضی از این اپلیکیشن‌ها رو باز کنن (مامان و بابای من حتی نمیدونن مرورگر چیه). برام نوشته که ما اینجا همه هوای هم رو داریم. شما زندگی‌تون رو بکنین. نگران نباشین.

فقط میتونم شرمنده باشم.

2 weeks ago 15 0 1 0

از استرس حالت تهوع دارم.

2 weeks ago 3 0 0 0

ساده بودم که فکر کرده بودم برگشتن سر کار کمک میکنه به استرس و دلشوره‌ی این روزام.

2 weeks ago 7 0 0 0

احساس میکنم در مورد همه‌چی مسئولم. حتما هم هستم. چند شبه همه‌ی شب خواب‌های در هم میبینم. از ناتوانی خودم بدم میاد. از ترسو بودنم بدم میاد. از اینکه نمیفهمم بدم میاد. از اینکه دردی نمیتونم کم کنم بدم میاد. از اینکه از آدم‌ها بدم میاد بدم میاد. از تلخ بودنم و انتظاری که از بقیه دارم بدم میاد.

2 weeks ago 5 0 0 0

چیه این آدم.

2 weeks ago 1 0 0 0

نمیدونم چرا باورم نشده بود واقعا ممکنه. هنوز هم گاهی نمیشه. شاید چون اونجا نیستم. هنوز هر روز که بیدار میشم، خبرها رو میخونم و میگم واقعا جنگ شد. واقعا بمب ریخته میشه و موشک می‌زنن. نمیدونم چطور بگم.

3 weeks ago 16 0 0 0

ناامیدم.

3 weeks ago 7 0 0 0
Advertisement

به من گفتن بله با وی‌پی‌ان ارمنستان ممکنه باز شه اینجا.
نمیدونم چه کنم. دیگه در این مورد اگه درست و غلطی وجود داره، داره در مغزم به هم می‌پیونده.

3 weeks ago 5 0 0 0

بابام امروز در حالی که صداش مدام قطع‌ و وصل می‌شد پرسید نمیشه شما هم بله نصب کنید. نمیدونستم چی بگم. الانم نمیدونم.
فکر کنم حتی نمیدونست کدی باید فرستاده بشه. بعدشم قطع شد.

4 weeks ago 8 0 0 0

🫂

4 weeks ago 1 0 0 0

نفس عمیق. سه تا. ده تا. صد تا. تمام روز. بعد از شنیدن هر خبر. بعد از هر مکالمه. بعد از خوندن هر پست در اون پلتفرم و اون یکی.

1 month ago 13 0 0 0

مرسی. عیدت مبارک ♥️🫂

1 month ago 0 0 0 0
Post image

سبزه‌هه واقعا سبز شد. خوش‌به‌حال این خرمالو.

1 month ago 26 0 1 0

دوستهای خوبی دارم. همیشه دوروبرم نیستن ولی وقتی میان یادم میارن این‌که خودم باشم همیشه سخت نیست.

1 month ago 7 0 0 0

سنجد‌هام رو سال‌ها پیش از ایران آوردم و تو فریزر نگه می‌دارم. دو سه ساله که دیگه پوست‌هاشون داره میریزه و قشنگ نیستن. دلم ولی نمیاد که بریزمشون. امسال هم برشون می‌گردونم تو فریزر تا سال بعد.

1 month ago 10 0 0 0
Advertisement

یک تکست ازشون رسید. گفتن خط‌ها شلوغه و نمی‌گیره و بعدا زنگ می‌زنن. باز خوبه این تکست‌ها می‌رسه.
هی به کم و کم‌تر راضی دارم میشم انگار.

1 month ago 5 0 0 0

مامان و بابام زنگ نزدن هنوز. شاید هنوز درگیر تلفن جواب دادن و زنگ زدن به بقیه تو ایرانن. شاید هم نگرفته.
منم مثل خیلی‌ها سال اولیه که انقد از سال نو گذشته و با مامان‌بابام حرف نزدم.
این عید که خودم مامان یک نفرم قلبم کمی شکننده‌تره و اشکم انگار راحت‌تر میاد.
سال نومون کاش واقعا مبارک باشه. شاد باشه.

1 month ago 18 0 1 0

نمیدونم مامانم امسال‌ هم یک ظرف بزرگ سمنو خریده یا نه. تو خانواده، سمنو رو فقط من و مامانم اون‌جوری قاشق قاشق میخوریم.

1 month ago 12 0 0 0

خیلی مبارکه.

1 month ago 1 0 1 0

یک نفر اون‌ور پرسیده dream job شما در فردای ایران یا ایران آزاد یا همچین چیزی چیه. راستش اینه که همین کار الانم. همین کار معمولی الانم رو دوست داشتم اونجا داشته باشم.
واقعا از زندگی اونقدری نمی‌خواستیم.

1 month ago 11 1 0 0

جان‌ استوارت چه خوب میگه خارگ.

1 month ago 3 0 0 0

وسط جنگ، مامانم بالاخره تونسته زنگ بزنه بعد چند روز. نصف مکالمه‌ی ده دقیقه‌ای رو به چی اختصاص بده خوبه؟ آشنا کردن برادرم با یکی که تو کشور دیگه زندگی می‌کنه و این‌که چرا من کاری نمی‌کنم و چرا فلان دوست مشترک گفته اینا نمی‌خوان با هم آشنا شن و کارشکنی کرده. بقیه‌ی مکالمه هم که خب دخترک چه می‌کنه و چقدی شده.

1 month ago 13 0 0 0
Advertisement

🫂

1 month ago 1 0 0 0

جنایتی نمونده نکرده باشن. ای خدا.

1 month ago 5 0 0 0

😻

1 month ago 1 0 0 0
Post image

انقد از تنش فراریم که فکر کنم دیگه کوچکترین نظرات و مشاهداتمم ننویسم جایی. گربه ببینیم به جاش. شاید لااقل یک هزارم ثانیه دلمون باز شد.

1 month ago 18 0 2 0

مامان بابام امروزم نتونستن زنگ بزنن به من. با خواهرم سه چهار دقیقه حرف زدن و اونم قطع شده زود. گفتن نمیگیره وقتی زنگ می‌زنیم. بهش گفتن خوبن، گفتن ماهواره هم قطع شده و این‌که همه‌چی هست هنوز ولی گرونه.

1 month ago 12 0 0 0