تا نشانه های عینی از وجود انسانهای خویش اندیش در جامعه ای به چشم نخورد، از آزادیهای فردی و اجتماعی نیز در جامعه، هیچ بویی به مشام نخواهد رسید./۲۵
Posts by Shabgard
دمکراسی را نمیتوان از جایی وارد و مونتاژ کرد. پرنسیپ دمکراسی بر استقلال اندیشیدن و زایش وجدان فردی استوار است. آزادی با انسانهایی که بر شالودهی تجربیات فردی و اندیشه های خودشان رفتار می کنند، واقعیت اجتماعی نیز پیدا می کند./۲۴
هر فردی، عنصریست که با کنشها و رفتارها و اندیشههای دمکراتیک خودش میتواند زمینه و فضای سامانبند دمکراسی را بیافریند و در آن سهیم باشد./۲۳
ایده دمکراسی را نمیتوان بیرون از رفتارها و اندیشه ها و تجربیات فردی، جست و جو کرد. وقتی ما در زندگیه فردی و در مناسبات با انسانهای اطراف، رفتاری دمکرات منش نداریم، چگونه می توان انتظار داشت که ساختمان جامعهای دمکراتیک را بر افراشت؟.../۲۲
گیرم که شبانه روز در بارهی آن، قلمفرسائی و کتاب و مقاله نوشته شود. دمکراسی ،پدیده ای زایشی و آفرینشی میباشد؛ نه انتقالی و تقلیدی./۲۱
دمکراسی، ایده ایست که می توان آن را همانند نهال درخت از وجود انسانهای یک سرزمین فرا بالانید و پرورید تا به ثمر نشیند. بدون اندیشیدن در بارهی تار و پود فرهنگ مردم خود ،نمی توان ایدهی دمکراسی را در جامعهی خود، واقعیت پذیر کرد،.../۲۰
ایده ی دمکراسی، ابزار مکانیکی نیست؛ بلکه حالتهای رفتاری و کرداری و اندیشیدنی انسانهای یک اجتماع می باشد که نماد فرهنگیده بودن آنهاست./۱۹
در ابعاد مختلف اجتماعی پرورانید دمکراسی، رقصیست که از حرکتهای موزون و پروریده و همخوان و لطیف احزاب و گروهها و سازمانها و انجمن ها و اتّحادیهها و امثالهم در عرصه اجتماع پدیدار می شود./۱۸
واقعیت پذیری و بالندگی ایدهی دمکراسی همانا به رسمیت شناختن و پذیرفتن و حرمت گزاردن و مسئولیت پذیری و هم عزمی تمام گرایشهای سیاسی از بهر با همزیستی و همبازیگری در عرصه اجتماع میباشد. با حقیقت های الهی و ایدئولوژی های توتالیتر خواه نمیتوان دمکراسی را.../۱۷
تا انسانهای جامعهای نیاموزند که جهان و زندگی را از دریچههای اعتقاداتی همدیگر برانداز و ارزیابی و سنجشگری کنند، امکان ندارد که مدارائی در حقّ همدیگر داشته باشند و به فردیت و شخصیت همدیگر ارج بگزارند./۱۶
اصل زایندهی دمکراسی در هر اجتماعی بر این پرنسیپ و ایده، استوار است که انسانها می توانند هنر جابجائی و دگراندیشی را بیاموزند؛ زیرا دگراندیشی، دیدن جهان و رخدادها از چشم انداز دیگریست بدون دخالت دادن نگرشهای فردی./۱۵
وا میتاباند با خرسندی رو آورم و به خودپروری بکوشم. سهام دمکراسی را در هیچ کجای جهان و در هیچ بورس بازاری نمی توان پیدا کرد و خرید؛ زیرا دمکراسی، ایدهای زایشی و پرورشی میباشد که هر ملّتی باید آن را از درون فرهنگ خودش بزایاند تا فروزهای از وجود مناسبات فردی و اجتماعی شود./۱۴
من تا چه اندازهای میتوانم و آن ظرفیت و شعور و فهم را دارم که خودم را در آیینهی دیگران ببینم و از کشف زشتی در وجود خودم با نگریستن در آیینهی دیگران، نه تنها به خشم و طغیان و حتّی کشتن آیینه دار تحریک و ترغیب نشوم؛ بلکه به اندیشیدن و تامل در باره ی آنچه از من،.../۱۳
دمکراسی را نمی توان با نق زنیهای بی پایه و فاقد فکر و نیز هجوم گسترده و ناسنجیده به سراسر چیزهائی زایاند که مردم در بستر آنها آرمیده اند؛ گیرم که بی خبر از بستر خود نیز باشند. دمکراسی به این حداقل مویگونه مشروط می باشد که هر انسانی کلاه خودش را قاضی کند و از خود بپرسد که.../۱۲
«بیاموزیم نمیتوان دمکراسی خواهی و حقوق بشر را برای اجتماع با مرگخواهی برای گرایشی از انسانهای همان اجتماع جمع بست»/۱۱
آن که از صراحت در گفتار و اندیشه می هراسد برای تبلیغ و ترویج بدیهیات اغراق آمیز و تداوم عادتوارگی انسانها از اقدام به هر کاری ابائی نخواهد داشت. آزادی و دمکراسی به روشن اندیشی و صراحت گفتار نیاز مبرم دارند./۱۰
ممکن است صراحت در گفتارها و اندیشه های ما، باعث خشم و تنفر بسیاری از مخالفان فکریما شود نه برای آنکه سخنانمان معمایی هستند؛ بلکه به دلیل روشنی فکر و صمیمیت بیان.../۹
بیش از هر چیز دیگر، هنر دمکرات منش رفتار کردن را در وجود خویشتن و در حقّ دیگران بپرورانند. ایرانیان، زمانی کهکشان راه شیری آزادی را بر فراز خودشان خواهند داشت که هر فردی، فروزهی درخشیدن را بداند و آن را پاس بدارد./۸
میتوان گفت جنبش آزادیخواهی خلق های ایران، خیلی سریعتر از تصور به پیروزی خواهد رسید، اگر مدعیان و منجیان و موکّّلان دمکراسی و آزادی از سر مردم، دستهای همهدانی خود را واپس بکشند و.../۷
براي واقعیت پذیر کردن دمکراسی و جامعهای گشوده فکر باید خردی از منش آزاد و رفتار گشوده فکر در ما وجود داشته باشد. وقتی بیشینه یک جامعه، بویی از آزاد اندیشی نبرده اند، چگونه میتوان سیستم و آیینی دمکرات داشت؟/۶
خانهی هر کسی می تواند مکانی برای برپا داشتن ستونهای سیستمی دمکرات و نگهبان آزادی بشود؛ چنانچه من رادمنشانه، رفتاری دمکرات منش از خودم نشان دهم و انسانی گشوده فکر باشم. دمکراسی، رفتار و منش است؛ نه وراجیهای پر طمطراق./۵
نخستین نشانهی دمکرات منشی و رفتار گشوده فکر در گامهایی می باشد که تک، تک ما از خودمان می آغازیم. من با دعوت دیگری به رغم اکراهی که ممکن است در نخستین گامها از بد دلیها و مشکوك بودنها و ناباوریها و پیشداوریها نسبت به من داشته باشد، پلی را به سوی دیگری بر پا میسازم./۴
من، الزامی نمیبینم که اعتقادات دیگری را در بست بپذیرم؛ اما میتوانم با رفتار و منش دمکراتیک خودم به سنجشگری و تاثیر پذیری از افکار و نگرشهای دیگران بکوشم تا امکان با همزیستی و همگرایی و شکوفایی مناسبات انسانی را در کنار و به کمک یکدیگر بپرورانیم./۳
من با رفتارهای فردی خودم میتوانم نشان دهم که به آنچه در بارهاش سخن میگویم، نه تنها آگاهم؛ بلکه آن گشوده فکری را نیز دارم که مخالفان فکری خودم را به رسمیت بشناسم./۲
واقعیت پذیريه ایده دمکراسی در رفتار کردن با دگراندیشان است که بنمایهی خودش را به محک میزند. آنانی که شعار دمکراسی را سر می دهند، هنوز انسانهایی دمکرات منش نیستند؛ زیرا دمکراسی حرف نیست؛ بلکه رفتار و منش است./۱