این مشتریمون یه کاری رو داره با یه شرکت مشاورهی Advocacy خیلی معروف انجام میده، بعد یه دور کارهای اونا رو میده ما ریویو کنیم:))) خیلی کار کم دردسریه واسه ما. ولی کارشون منو یاد وقتایی میندازه که نظر یه ایآی رو راجع به کار اونیکی ایآی میپرسم:)))
Posts by طلو
میفهمم. منم همینطور. ولی اینجوری نیست که بچهای باشه که ما براش ننویسیم کلا مستعد در یه چیزی و برای همین نگهش نداریم تحت پوشش🫠
و البته خیلی از خیر ها هم براشون مهمه این مساله - متاسفانه- وگرنه راستش به نظر من هر کسی اگه استعدادش بهش توجه بشه، مستعد در تحصیله.
ببین مساله اینه که اسمش سرپرستی مجازی تحصیلی و سلامته. کسی که مستعد در تحصیله کلاس درسی اضافه میگیره، کسی که هنرمنده یا ورزشکاره، کلاس هنری یا ورزشی اضافه سعی میکنیم براش هماهنگ کنیم. ما کسی که تو ورزش و هنر مستعده رو هم ذکر کردیم.
سلام. بله میشه:] توی سایت قسمت همیاری مالی، هم میتونین ماهیانه کمک کنین، هم یکبار.
چهار تا از بچهها مون درخیریه نیاز به سرپرستی مجازی دارن
هزینهش ماهی ۲۵ یورو عه برای تامین هزینههای تحصیلی و سلامت بچه میشه.
مدتش یک ساله و بعد از یک سال میتونین تصمیم بگیرین تمدید کنین یا نه.
قسمت سوالات متداول سایت خیلی کامله، ولی اگه بازم سوال داشتین ازم بپرسین
rwb.charity/edumed-schol...
اتفاقا اونا که منتظر بودن آمریکا با این کارش بهشون مجوز نسلکشی تو اوکراین و تایوان رو بده
من نمیدونستم همچین چیزی هست🤔 کوییر نیست ولی تا جایی که بنده اطلاع دارم😅
همون دیگه. واقعت سازمان ملل رو چرا جمعش نمیکنن بره؟
:))) دانشجوییش تو محلهی رنگینکمان کُلن زندگی کرده، واسه همین خیلی به گیدارش اعتماد داره:))
واقعا، انگار مجبورش کردن تولید مثل کنه مرتیکه
الان شوهره داشت داد میزد که چرا همهش بچهها تو خونهن. من میخوام یه تایمی واسه خودم داشته باشم ! بچهها: ۳ ساله و یک ساله، مادره همچنان مرخصی زایمانه و بچهها طی هفته آویزون گردن زنهن
مینوایل باز این همسایهمون دعواشون شده- یه زن و شوهرن با دو تا بچه- و این مرد هی میگه دیدی گفتم که این شوهره همجنسگرای داخل کمده؟ :))) - خیلی هم کاتولیکن، از اینا که مراسم غسل تعمید با لباس شب و فلان گرفتن واسه بچهها
خیلی بیاعصابم. هزاران توییت نوشتم و پاک کردم، همینطور بلوسک
دوستان بامبلی= فرشتههای نجات
واقعا که زندگیت هیچوقت نرمال نمیشه به هر جست و خیزی.
اینهمه خودت رو بکش، از ته اون چاه بیا بیرون، اول دیماه، الانم این وضع.
دقیقا. زبان و هواش تخمی نباشه برای من کافیه. اقامتم داستان نیست خیلی با پاس آلمانی. ولی کلا برای کار ما که مربوط به قوانین اروپاست، خارج از اروپا گزینه نیست. وگرنه من کشور شما رو از همه بیشتر پسندیدم واسه زندگی. فقط دوره به همه جا🫠
بعد من واقعا گشادیم میاد که برم یه کشور دیگه.
این مرد امروز خیلی “مرگ بر آلمان و آلمانی و جمعکنیم اصلا از اینجا بریم” عه.
هفته دیگه با یه خانم ایرانی تو یکی از شرکتهای بزرگ میتینگ داریم. منم که کلا زنِ موفق میبینم حال میکنم. چه برسه غیر سفید و ایرانی. من ندیدمش تاحالا، ولی این مرد تو چند تا کنفرانس دیدتش و میگه خیلی خفنه. ولی کارش خیلی سخته، چون گیر کرده بین یه مشت مرد فسیل آلمانی که باهاش موافق نیستن و سنگ میندازن.
آره. دیگه کلا مثل روزای اول دیوانهوار اخبار رو چک نمیکنم. خبر مهمی بشه میرسه به آدم به هر حال. این مرد هم ایران اینترنشنال انگلیسی رو دنبال میکنه، اخبار رسانههای فارسی رو هم کم و بیش داره، اهمِ اخبار رو بهم میگه 😅
آره. قبل از اینکه بزنه من به این مرد میگفتم طول خواهد کشید و کار یه روز دو روز نیست، کار یه ماه دو ماهه حداقل. اما قشنگ خالی کردم این چند روز. انقدر که این کنسرت بد موقع بود. امروز بهترم آلردی.
دیروز و امروز تا ظهر وضعیتی داشتم که اگه کارمند بودم میرفتم خودم رو بستری میکردم. امروز صبح این مرد گفت اگه بخوای تا آخر هفته هم میتونی بمونی خونه، من کارها رو رتق و فتق میکنم. خونه موندن کمک کرد
بعدم دست زد به ماهیچهها که فیزیوتراپی و ماساژ رو شروع کنه، گفت اوهاوه، این ماهیچهست یا بِتُنه؟ میخواستم بگم شاهبتنه.
احساس میکنم که هرچی توان داشتم گذاشته بودم که سر پا بمونم برای نوروز و کنسرت و امروز دیگه در هم شکستم. سر ظهر هم سر یه چیز بیخود زدم زیر گریه و این مرد فرستادتم خونه
رفتم فیزیوتراپی فک، خانم فیزیوتراپ درسید چطوری؟ و اشکم سرازیر شد
مام همینطور:))) الان نمیدونم جوگیر شدم که درست اجرا کنم
خصوصا در مورد مرد ایرانیِ یکسره بالای منبر:))
با این همکار مستقیمم تو خیریه خیلی حال میکنم. خیلی هم سلیقهایم. هرچی رو مخ منه، رو مخ اونم هست و با هرچی حال میکنیم، هر دو حال میکنیم:))