یه موقعایی انقد دلم تنگ میشه که مطمئنم توام اون لحظه داری بهم فکر میکنی، یا زل میزنم به کوشی چون فک میکنم همون لحظه زنگ میزنی.
Posts by Basil 🌿
اتفاقی که برای من توی سه سال نشد ، الان هفته ای یه بار داره میشه.
چندشب پیش سه خواب دیدم بعدش یه استوری دیدم و فهمیدم خوابم راست بوده😕
اهان فک کردم قرصه
۴۰ رو نصف میکردی میشد ۲۰👀
غم امروز رو به یه بوت مارال چرم تبدیل کردم😌
کمپ
چایی دونفره
کت شلوار دامادی
قمار آخر توام، نشسته ای مرا ببازی
قفلی زدم روی آهنگ قمار محمد قضات😢😭
کسی قرار نبوده بده
امسالم ادونت کلندر نداشتم😏
😌😌
یه بیسکوییتم که داره میوفته تو چایی..
آدم ذره ذره به اینکه اتفاقای زندگیشو به هیچکس نگه عادت میکنه.
ینی به ماه نگاه کنه، یاد من میوفته؟؟ 😌
ندادی مهلتم حتی بگویم من خداحافظ
که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم
🙁🙁
خیلی ممنون
ممنونم❤️
هر قدم روی کف چوبی خونه صدای جیرجیر میده، انگار کسی یا چیزی اون پایین بیداره. توی راهرو باریک، آینهای ترکخورده هست که تصویرتو درست نشون نمیده… یک لحظه حس میکنی کسی دیگه ای هم کنارت ایستاده
احساس میکنم بهترین توصیفی که میتونم از خودم داشته باشم اینه که من شبیه یه "خونه ی متروکه " ام
امروز مراسم چهلم عموم بود ولی من نرفتم که بتونم بمونم خونه تنهایی غصه بخورم.
چه خوب، من امسال یه دونه کیک هم کسی برام نخرید حتا مامانم☹️ یه دونه کیک بستنی کوچیک فوندانتی خودم برا خودم خریدم که اصن شمع نداشت، بخاطر همین نه شمع فوت کردم نه ارزو کردم
🥲🥲
توی دیوار همراه اجاره میدن؟؟ میخوام عمل کنم ولی همراه ندارم 🙃
احساس میکنم زنده بودنم حروم کردن موقعیت برای ادمای دیگه اس
حیفه که عاشقونه نریم دوتایی
زیر این بارونی که داره میباره
من دیگه حوصله فهموندن خودم به تورو ندارم. خودت برو ببین بقیه برات من میشن یا نه.
گل فرمایش میکنن جناب بمانی