به اون یه نفر نشون دادم که صدام ازش بلندتره و اینکه با لشکرکشی و داد و فریاد نمیتونه حرفش رو به کرسی بنشونه، چون بالاخره یه نفر پیدا میشه که بد بزنه تو دهنش.
قائدتاً بایکوت میشم و زندگی برام سختتر میشه، ولی ارزشش رو داشت.
Posts by SEPSEY!
از همه چی خسته و متنفرم
اصلا نمیتونم خودمو جمع کنم زندگیمو کنم
"منم به این گرونیا اعتراض دارم، ولی-" ولی ببُر اون صدای نحست رو آشغالِ قحبه
دقیقا، کل آلبوم شاهکاره.
لینکین بعضی وقتا یه جوری دردهات رو بیان میکنه که خودت هم تعجب میکنی.
گَنگم بالائه🤘
🤝
لطفاً با چپها بحث نکنید.
جسدم از همهی تیر برقهای تهران آویزونه. وقتی توی خیابون راه میرم، با هر قدم انگار روی خون خودم پا میگذارم. هر ماشینی حداقل یه بار من رو زیر گرفته. به اندازه میلیاردها تومن تیر جنگی خوردم. با هر کلمه که فرو میخورم هزاران بار خفه میشم. به سوگ اعتیاد شدید دارم و هر شب با خشمی که توی رگهامه اوردوز میکنم.
بلاکلیستم از لیست کسایی که فالو دارم به طرز قابل توجهی طویلتره.
منم هیچوقت به چپها نگفتم "چپول". تا وقتی عبارت "جاکشِ مزدورِ خیانتکار" وجود داره، چرا باید کملطفی کنی؟
چند وقت پیش واسه تمرین طراحی، موزیک ویدیوی Breaking The Habit رو نصفه و نیمه دیدم و یه ذره نوت برداشتم. واقعا خفنه.
کیر
دیگر نمیتوانم توی چشم کسی نگاه کنم، چون اگر زیادی به دیگران چشم بدوزم یادم میافتد که چقدر از این زندگی متنفرم.
در گذشته، خیال میکردم اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد به الکل و خودکشی نشانهی نوعی ضعف روحی است که کافی است اراده کنی تا برطرف شود. حالا نظرم درست برعکس است. حالا شگفتزدهام که چطور این همه آدم تسلیم اعتیاد نشدهاند. چطور این همه آدم خودشان را نکشتهاند.
من واقعاً تحمل کسشر ندارم.
ترجیح میدم بحث نکنم.
سلامت باشی عزیزم، خیلی ممنونم✨️
با اینکه ما دیگه خوب نمیشیم، ولی امیدوارم بتونیم صبح رو ببینیم
توان تحمل شما و نظریات شما و عقاید شما و کلمات شما و خودم و هیچکس رو بیشتر از این ندارم.
امیدوارم افتخار این رو داشتهباشم که بعداً یه روزی بهتون تبریک بگم. سرتون سلامت.
کار و درس از صبح حدود ۱۰ ساعته که نتونسته از پا درم بیاره، ولی پیرمرد خرفت دهه چهلی با سهتا جمله سر میز نهار اشکم رو در اورد
فکر نمیکردم به یه جایی برسم که این رو بگم، ولی امیدوارم هرکی هستین، حتی اگر جزو نزدیکانم هم هستین تیکه تیکه شین و بسوزین و بمیرین
همین خشمه رو اگر خیلی نگهش داری، اگر خیلی کنترلش کنی، میگنده و تبدیل میشه به یه غمِ خیلی بزرگ و راکد که با هر کلمهای از چشمهات سرازیر میشه.
مثل یه زهری که میره توی خونت و همیشه زیر پوستت جریان داره. خیلی درد داره انصافا، خیلی.
هنوز تیکههام مونده تو چنگشون …
یه حالی دارم که چند کلامحرف میزنم، یا عصبانی میشم یا بغضم میگیره، برا همین سعی میکنم تو مجازی نچرخم، سرمو به کتابو فیلمو سریالو کارای روزمره گرم کردم ولی خوب یهو وسطش یاده فلان پیکر میوفتم یا زجه مادرش و پدرش، که ای خدا چه صبری داری ...
این ایرانیهای طرفدار فلسطین رو نمیفهمم اصن. وقتی خودمون وضعیتمون اینه، احمقانهس که اونارو ترجیح بدیم
یادتون نره خون مردممون روی دست هیچکس نیست جز ج.ا
محکومکردن رضا پهلوی واقعا منطقی نیست
آهان، فهمیدم
مرسی
شاید یه روز همهچی درست شه ولی اون بچه دیگه مامانش رو نمیبینه
کاش کور شم، بمیرم، نبینم اون روزی رو که مردم شاد و آزادنن ولی مامانش دیگه نیست که براش آهنگ بخونه
جریان دعواها چیه؟
چرا انقدر برای فحش دادن قبلش اجازه میگیرید و عذرخواهی میکنید.
کیر تو اول و آخر آخوند آقاجان کیر
قلایانه بگردیت چینه و چینه؛ لشکمه ور داریت، کافر نیینه وی کافر نیینه...
شاید من وحشی و بد اخلاق و کمصبر و... شدم، ولی نمیتونم ببینم مردم مزخرف میگن
حس میکنم بعد این همه بگایی که تجربه کردیم نمیتونم به بقیه اجازه بدم چرت و پرت بگن و عواقب حرفهاشون رو گردن نگیرن
چون صاحب پست نمیفهمه که اگر فمنیسم نبود الان نه تحصیل کردهبود، نه اجازهی مهاجرت داشت، نه اجازه داشت از خونهش بیرون بره، نه اجازه داشت عکس بدون حجاب اجباری بذاره روی پروفایلش و نه اجازهی دسترسی به اینترنت و داشتن گوشی رو میداشت که حالا بیاد اینجا و درمورد کسایی که کل زندگیش رو بهشون مدیونه چرت بگه.