به یگانه زنگ زدم که از تهران رفتین؟ میگه نه جنگ قبلی رفتیم، دیدیم دلمون نمیاد از خونه زندگیمون دور بشیم.
بعد زنگ زدم تهمینه، میگه ما همون روز اول پا شدیم اومدیم یه جا تالش اجاره کردیم و میخوایم یه سال اینجا بمونیم هرچی هم شد. :))
حجم وابستگی آدمها به خونه زندگی چقد متفاوته.
Posts by M. M. Pouya
حالا این وسط من دارم ریاضیات احتمالات میخونم. فکر کنم احمقانهترین کار ممکن در برهه حساس کنونی. :))))
هرچی میگذره، بیشتر متوجه میشم که واقعا راست میگفتند که قضیة فلسطین، قضیة الشرفا.
دلم میخواد به همه زنگ بزنم و صداشون رو بشنوم. دلم میخواد هرکی میشناسم یه جا جمع کنم و خیالم راحت باشه که سالمند. اینقد که نگران آدمهام.
Last night, I had a dream where I was presenting the "Psychophysical and theoretical identifications" paper by Lewis—and I was SO hyped about it. Seriously, why am I this obsessed with this article?! It’s low-key a masterpiece.
فردا دوباره یه هفته جدید شروع میشه و من اصلا براش آماده نیستم.
I did not take every problems too much philosophically, but we may have a disagreement on how much philosophy is too much. 😁
آها ولی برای من مشکل محتوا نیست. چون کلا با کلاس ضبط شده و هرنوع محتوای صرفا صوتی مشکل دارم. نمیفهمم چرا اینقد شنیدن بدون تصویر سختمه :/
آخ آخ.
مکافاتهام یادآوری شد.
هر شبکه اجتماعی که برام وویسمسیج میاد، دیگه نمیتونم بازش کنم. :/ چرا اینقد با وویس مشکل دارم واقعا.
واقعا beReal شبکه اجتماعی خوبیه؛ عکسهای زشت میذاری و در عوض زیبایی میبینی.
های
گفتم جواب بدم، چون کس دیگه جواب نخواهد داد به نظرم. :))
من واقعا استادی که ایمیل رو زود جواب میده، دلم میخواد بذارم روی سرم و حلوا حلوا کنمش. خیلی خوشحالم که عمدتا خوش شانس بودم در یافتن استادهای خوب اینطوری.
هرکی میپرسه پروپوزالت درباره چیه؟ اگر حوصله یا میل به توضیح نداشته باشم، اینقد تکنیکال بیان میکنم که دیگه گفتگو ادامه پیدا نکنه. اگر حوصله و میل به توضیح داشته باشم میگم:
درباره اینه که آیا زامبی ممکنه یا نه؟ *-*
توی احوالپرسیم از آدمها بعد اینکه میپرسم چه کارها میکنی؟ این سوال رو میپرسم که «حالا خوش میگذره توی انجام این کارها؟» و عموم آدمها جواب مثبت سرراست نمیدن. انگار تهش به هیچکی اونجور که دلش میخواد خوش نمیگذره.
🥰ارادت.
@raha1855.bsky.social
ایشون!
از تنبلی اعضای تیمم خسته شدم واقعا. هرچی بهشون ددلاین میدم، نمیرسونند. البته که تا آخر این ماه اگر موفق به اثبات خودشون نرسند، باهاشون خدافظی میکنیم. ولی حیفم میاد.
واقعا بغل کردن زیباترین شکل دوست داشتنه. 🥺
گاهی آدمی برای اینکه از رنجی عمیق فرار بکنه، می بینه هیچ لذتی موجب فراموشی نیست، سراغ دردهای جدید میره.
حوصله ندارم پاشم چراغ روشن کنم.
امروز در سه مکالمه مجزا و به طور اتفاقی، بحث از احتمالات مطرح شد و در نهایت با علیرضا قرار گذاشتیم که بعد از آذر، یه اینتروداکشن درباره آمار و احتمالات بشینیم با هم بخونیم.
😫😭
متأسفانه از دیشب دندون درد باعث شده از زندگی بیزار بشم :(
مهم نه، ولی داشتنش بد نیست. مزایای خوبی داره.
برای ایجاد ارتباط و اینها مخصوصا
و فرست ایمپرشن خوب.
اینکه بدونم؟ آره، براش تلاش نکنم الکی :))
قدرت جلبتوجه ندارم و این رو از هروقتی که یادم میاد، میدونستم درباره خودم.
سفر 🥲
کیک پرتقال درست کردم برای مهمونها و یادم رفت بیکینگ پودر بریزم. °؛° یه لایه دنس از مواد کیک پخته روی دستم مونده حالا. :))
قیافهم شبیه ایناست که میخوان از جهان کنارهگیری کنند.