بنویس لطفن 🫂❤️
Posts by Madie
بدبختی اینه که کتاب خوندن رو مسخره میکنن. تاریخ خوندن رو مسخره میکنن. حتی مقالهنویسها همه یا چپن یا مزدورن و مال رسانههای وابسته به جمهوریاسلامیاند. وقت مستند دیدن هم که ندارن.
پس چی؟ به ترهات مراد ویسی گوش میدیم و ایمان میآوریم.
برق تمام پتروشیمیهای ماهشهر قطع شده، هر ساعت نبود برق اونجا، دهها میلیون دلار خسارت فقط مادیست.
با یه تخمین سرسری، حمله به پتروشیمیهای ماهشهر، فولاد مبارکه و پارس جنوبی، بیشتر از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه روی دست ملت ایران گذاشته و هر لحظه بیشتر میشه.
بدون احتساب خسارتهای جانی.
حالا شاید اونایی که از نظر شما منبر میرفتند زیادم غلط نمیگفتند که از این جنگ و آویزون شدن از آدمخوارها نتیجه خوبی برای ایران و ایرانی درنمیاد. اون موقع گوشهاتون رو گرفتید و دنبال موج سادهسازی مسائل دویدید، ولی شاید یک روزی، که دیگه خیلی دیره، بفهمید که همه مسائل دنیا سیاه و سفید نیست.
🫂🫂
اصلن اگه با درخواست میرفتن که چرا جنگ میخواستن اینا؟ بعد مگه بیسچاری اینایی که از داخل نامه مینوشتن خطاب به جمهوری اسلامی رو مسخره نمیکردن؟ چی شد؟
منم 🫂
نه این همه ویرانی، نه این همه کشته، نه این همه آوارگی و نه حتی ریدن خود ترامپ به ایران و ایرانی، باعث نشد دیاسپورا برنامهی تشکر از ترامپ این ویکندش رو کنسل کنه.
ای وای
ای وای
چه وضعیتیه. متاسفم 🫂
واقعن دیوونه میوونه شدم. امروز ساعت سه رفتم تو اتاق جلسه، دو دقیقه بعد احساس کردم دارم خفه میشم تو جمع. زدم بیرون، کیفمو ورداشتم و اومدم خونه.
عباسقلی جون❤️
😘🫂❤️
هفت، هشت سال پیش عارف اومده بود اینجا. بابای دوستم شیرینی دکترای دخترش واسه همهمون بلیط کنسرتش رو خرید. سالهای قشنگ و دور. خیلی دور.
نوروز مبارک بچهها. بغل.
سال نو مبارک نازنین جون🫂❤️
منم 💔🫂
کارگرهای گلفروشی و آجیلفروشی کشته شدند. کارگرهای انبارهای نفت کشته شدند. کارگرهای جادهسازی زنجان کشته شدند.
😭😭
امیدوارم امن باشن و خطر ازشون دور باشه 🫂
هیچ کدام از ما عاملیتی در شروع جنگ نداریم. اما مسئولیت چطور؟ ما میدانیم که دولت آمریکا نیاز به توجیه افکار عمومی خود دارد. اگر از ویدیوی خوشحالی و تشکر ما برای این منظور استفاده کند، ما هم در جنگ مسئولیم.
امروز توی تهران بارون سیاه باریده. همهی ماشینها و خونهها سیاه شدن. عین بخت ما.
خوب شد برگشتی
ای وای
فلجم و واقعن نمیفهمم چیجوری خودمو میکشونم. میدونم که حال خیلیهامون همینجوریه. بغل بزرگ.
🫂
وضعیتم وسط جنگ تلاش برای زندگی کردنه. برنامهی غذایی نوشتیم روی دیوار و یک روز در میون آشپزی با منه. دیروز از همهی مغازههای محل خرید کردم. داروخانه، میوهفروشی، سوپری، قهوه فروشی، رفتم کافه و گلفروشی. انگار باید با همهی آدمهای آشنا سلام علیک میکردم.
خطر ازشون دور باشه 🫂
🫂