Advertisement · 728 × 90

Posts by Saba

:)))

3 months ago 1 0 0 0

گفته پدرت خیلی شیک بود. مادر من گفت آخه آدم استفراغ خودش رو میخوره؟

3 months ago 1 0 1 0

ای جان😍😘

3 months ago 1 0 0 0

ها!
یادم رفته بود در حین راه رفتن هم ممکنه خوابت ببره🤓

3 months ago 1 0 1 0

آره دیگه، فعلاً سرمون رو بهشون گرم کنیم تا ببینیم دیگه چی در چنته داره :|

3 months ago 1 0 1 0

کاش آخوند یه جوری بره که که بتونیم شادی کنیم. این‌همه فکر اون روز رو کرده بودیم ریده نشه توش.

3 months ago 6 0 0 0

میگه به سایر غرایز نیز توجه نمایید تا یه فکری به حال بقیه‌اش بکنم.

3 months ago 1 0 1 0

🫂

3 months ago 1 0 1 0

🫂🫂🫂🫂

3 months ago 1 0 0 0
Advertisement

از شدت اضطراب امروز از صبح دوخته شده‌ام به تخت. بیشترین فعالیتم رفتن تا کتری و تا دستشویی و برگشتن بوده، درحالیکه دیروز برنامه داشتم امروز یه‌کم ورزش کنم که بدنم آماده‌تر بشه.

3 months ago 6 0 0 0

قربون کله مهربونت😘😘 مرسی

3 months ago 1 0 0 0

:))))))))))) والا همونطور که می‌بینی اون که هیچ تاثیری از من نگرفته (🤲🏼) بذار اقلا من یه چیزی ازش بگیرم

3 months ago 2 0 0 0

در جهت دیدن نیمه پر لیوان: اینکه آدم رو با رفتارهاشون اذیت میکنن بد هم نیست، آدم یاد میگیره خودش رو ادب کنه. مثلاً یاد گرفته‌ام وقتی در شرایط کسی نیستم و رنجش رو حس نمیکنم، دهنم رو ببندم.

3 months ago 12 0 1 0

بچه نشسته عین اسکروچ داره عیدی‌ها و جایزه‌هاش رو می‌شمره. حالا اینکه چرا چیزی بهتر از پول پیدا نکرده باهاش نگرانی‌هاش رو آروم کنه رو نمی‌دونم.

3 months ago 11 0 0 0

مرسی مزرعه :****

3 months ago 1 0 0 0

اومدم موقتاً اینجا بنویسم بلکه مغزم یه‌کم آروم بگیره و از خودخوری بیافتم.
مسلماً توقع تعامل و اینا ازتون ندارم و بوس بهتون.

3 months ago 15 0 2 0
Advertisement

نه دیگه، هدف اصلی هل تا رسیدن به شکوه کوروش‌داریوشه.

3 months ago 5 0 1 0

برای من اینجوریه که مثلا اگه دو حالت داره، به هر دو شق قضیه فکر میکنم، توی هر کدوم تنم حس راحتی بیشتری داشت اون درسته‌.

6 months ago 1 0 1 0

نمیدونم چرا به رسمیت شناختن ناراحتی عندل و بس؟ تصور من اینه که اگه اینجا چیزی میگیم قصدمون گپ و گفته. من از همین دیدن نظرات و وجوه متفاوته که چیزی میگیرم. اگه هدف فقط به‌به و چه‌چه گفتن و به‌به و چه‌چه گرفتنه که دیگه هیچی، من اقلا هیچی نگم.

6 months ago 1 0 0 0

مسئله اینه که هیچکس نگفت درک کن و غذا درست کن ببر. هم من هم لیلیتا که تاییدش کردم هم چند نفر دیگه در ضمن گفتن اینکه دوستش بی‌ملاحظگی کرده گفتیم اون هم در حال و وضع عادی‌ای نیست و ازش دلگیر نشه. تقابلی هم نبود.

6 months ago 1 0 1 0

حالا اینکه یهو تقابل بابچه و بی‌بچه رو اینجا ببینیم به‌نظرم دقیق نیست. [طبیعتاً] خوبه آدمها مراعات حال همدیگه رو بکنن، حالا سختیشون از هر جنسی که باشه.

6 months ago 2 0 1 0

چرا اتفاقا تولیدمثل همیشه کار مهیبی شمرده میشده. ولی به طور معمول زن توی قبیله/خانواده تنها نبوده و اون هفته‌/ماه‌های اول کمک و همراهی زنهای دیگه رو کنارش داشته و به اندازه الان بهش فشار نمیومده که طرف یهو با هیچ دانش و تجربه‌ و کمکی با یه موجود عجیب خیلی ناتوان رها میشه و باید از پس خودش و اون بربیاد.

6 months ago 3 0 1 0

خدایا من رو ول کن پریود فندق را برسان.

6 months ago 6 0 1 0

چه کار خوبی. امیدوارم حالا حالاها نفهمه.

6 months ago 1 0 1 0

خدایا منم

6 months ago 1 0 0 0
Advertisement

آخی :))**** 🤦🏻‍♀️

6 months ago 0 0 0 0

توجه کردیم بابا، فقط گفتیم چون اونم داغونه زیاد دلگیر نشی.

6 months ago 0 0 1 0

به نظرم کارش رو ادا و لوس‌بازی نبینیم، ولی نسبت به شرایط تو غیرهمدلانه.

6 months ago 2 0 0 0

تجربه منم به لیلیتا نزدیکه. بچه آرومتر و ناآرومتر هم داریم. آرومش هم اونقدر دردسر داره که طول روز سه برابر هم بشه آدم وقت کم بیاره، ناآرومش دیگه هیچ.
🤔حالا اگه آدم تعارف نکرده باشه که چیزی لازم داری یا نه و طرف خودش بگه یا بی‌ملاحظگی کرده یا خیلی بیچاره شده بوده + من همچنان به کار بی‌منت مرد شک دارم🤷🏻‍♀️

6 months ago 2 0 1 0

احتمالا

6 months ago 1 0 1 0