🚬
Posts by اغریرث
دیگه وقتی گورت رو گم کردی رفتی، برو دیگه.
مسیج واسه چی میدی پدرسگ؟
حیوون نفهم.
پنجاه درصد انرژیم تو زندگیم صرف این میشه که یه کاری کنم مردم ازم نترسن
من بچه بودم فقط برنامهام این بود که بزرگ شدم پولدار بشم یه پاترول دو در سبز و بژ بخرم. یه قرنه بزرگ شدم، همه پاترولها اوراق شدن، هنوز من پولدار نشدم.
بابا به تخمم که چیها واسهات ترنآفه، چیها نیست.
من چرا باید به جاییم باشه اصلا که توی پدرگرگ چی هورمونهات رو به غلغل میندازه، چی نمیندازه که هی این رو تو شصت تا اپلیکیشن اطلاعرسانی میکنی؟
رد کن این دورهی فحلیت رو دیگه زودتر.
عملا تو اون مرحلهایم که با هیچ آدم زیر پنجاه سالی حرف ندارم که بزنم.
این که من عاشقتم به تو چه ربطی داره؟
من ریدم دهن اون گربهی خر نفهمی که میره یواشکی دستمال کاغذی میخوره بعد تو کل خونه بالا میآره
یارو یه سگ پژدر داره
اسم سگش رو گذاشته قصاب
خیلی اسم حقییه
گفت فلانی فلان عقیده رو داره
گفتی کی هست؟
گفت یوتیوبره
گفتی قبل این که یوتیوبر بشه چی کاره بود؟
گفت نمیدونم.
گفتم چه هنری داره؟
گفت نمیدونم
گفتم چه تحصیلاتی داره؟
گفت نمیدونم
گفتم تو این زمینه که زر زده میدونی تخصصی چیزی داره؟
گفت نمیدونم
اگفتم خب من چرا باید بدونم این چه عقیدهای داره؟
گفت نمیدونم
کسی که بیشتر از ماهی یه نوبت آلفاویل گوش بده، صد در صد گییه.
ایشالله وارادت لوازم خونگی کرهای زودتر بقرار شه که یه کم سامسونگ و الجی بیاد تو مملکت، بلکه ارزونی شه دو تا صنام و انتخاب و پارس هم ما بتونیم بخریم.
هر وقت میرم دکتر و میبینم دکتره پیره، خیلی خوشحال میشم.
معمولا دوا درمون پیرها بهتر جواب میده روم.
کاش میشد برگردیم به اون وقتهایی که کوهنوردان عزیزمان در قلل مرتفع جهان زرت و زرت جان میباختند و ما ناراحت بودیم. یعنی کل دردمون این بود که آخی... طرف رفت قلهی فلان رو بزنه مرد.
الان خیلی درد داریم دیگه
ده دوازده سال طول کشید یاد بگیرم وقتی میرم تو یه دفتری کار میکنم عاشق هیشکی نشم اون تو زرتی.
این مهمترین مهارت شغلی منه الان.
گفت:
میل داری که بمیرند جهانی ز هوس
از وفا نیست که بر تربت ما میگذری
همین
روزها میام دم دفتر. یک ساعت میشینم تو ماشین. پام نمیکشه برم تو اون سگدونی مشغول بیگاری شم دوباره.
شبها اینقدر خستهام که از خستگی خوابم نمیبره
در حقیقت یعنی حال خوابیدن ندارم
۳۵۰ تومن واسه گربهها تشویقی خریدم که کونم رو پاره نکنن تو این دو هفته.
تو کل این چهل سال زندگی هیشکی قد ۳۰۰ تومن من رو تشویق نکرده.
میگه:
در دیاری که تویی بودنم آن جا کافیست
آرزوهای دگر غایت بیانصافی است
ریدم تو این زندگی که توش یه جمعه هم نمیشه بخوابی حتی
تا حالا به آهنگ برج ابی دل نداده بودم تو زندگیم و چه اشتباهی کرده بودم.
امشب گوشش دادم و باید بگم جدا خیلی آهنگ تخمی و کسشعری بود.
در حقیقت تاک سیاوش قمیشی پیشش تاپ هیت بود.
برای هزارمین بار ثابت شد بهم:
به هیشکی نباید دو بار فرصت داد. آدمها عوض نمیشن
بزن زیرش سوت شه بره بابا.
دلم میخواد کولهپشتیم رو بردارم، برم ترمینال و اولین مقصدی رو که از جارزنها شنیدم سوار شم. هر گوری بود یه هفته بمونم اونجا و فقط برم تو کوچههاش قدم بزنم.
ولی پروژهی ناتمام🤌
نشد من یه کاری رو شروع کنم وسطش به این نتیجه نرسم که آشغاله... فقط قدیم واسه خودم کار میکردم، همون وقتی که دلزده میشدم ولش میکردم. الان واسه مردم کار میکنم. تا تهش با پارگی و ناامیدی پیش میرم.
چشم هم میذاری مخابرات کاسه گداییش رو دراز کرده که پول قبضش رو بگیره. سیصد بار هم اساماس میده. جاکش بذار یه نفس بگیرم پول توی ننهکنس رو هم میدم. حیوون.
نوشته طرز تهیه حلوای لبو.
حلوای لبو آخه مادرسگ بیناموس؟
من ولی تمام عمرم کمیود خواب داشتم.
منصفانه نیست.
کاش وقتی مردم دیگه بتونم راحت تخت بخوابم.
سه تیکه سرویس خواب میخری با پارچه آشغالی میشه یه تومن.
ااگه گربههام کونم نمیذاشتن تا صبح ول میکردم میرفتم رو مبل میخوابیدم که سرویس خوابهام خراب نشه
میگه:
آمدهام که تا به خود گوشکشان کشانمت
یه چیز تو مایههای این که تو گه میخوری نمیفهمی باید من رو بخوای.