Advertisement · 728 × 90

Posts by shahvin

یکی از دردناکترین جملاتی که این چند وقته خوندم یه تیکه از نامه ای بود که ونگوگ برای برادرش نوشته بود. ونگوگ اواسط نامه نوشته بود که:
تئو، من فکر می کردم که بدون کلمات هم فهمیده میشم...

2 years ago 29 1 1 1

من و عشقی که واسه همیشه مُرده.

2 years ago 7 0 0 0

کُجا دیگر توانی یافت، همچون من خریداری
که بخشد جان شیرین را، به لبخندِ گه و گاهت

2 years ago 18 2 0 0

در عزایمان پایکوبی کردند
باشد که در عزایشان شادمانه برقصیم ...

2 years ago 50 8 0 0

خام بُدم
پخته شدم
سوختم

2 years ago 16 1 1 0

"هنر یعنی خلق یک اثر در لحظه"
اینجا روایت ها و داستان ها نهفته است ٬ پشت تمام نقاشی ها و عکس هایی که دیده اید ...

2 years ago 17 2 0 0

سپیده که سر بزند
در این بیشه زار خزان زده ٬ شاید گلی برویَد
شبیه آنچه در بهار بوییدیم ؛

2 years ago 12 2 0 0
Advertisement

نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون
که هر کجا خبری هست ادعایی نیست ؛

2 years ago 17 2 0 0
Post image

مردی قیام میکند با سرود جمهوری چشم هایت ؛

2 years ago 17 2 1 0

شرابی ناب بیاور که وقتِ شیداییست ؛

2 years ago 17 2 0 0

ما در هیچ حال ٬ قلب هایمان خالی از غم نخواهد شد . چرا که غم ٬ ودیعه ای است
طبیعی که ما را پاک نگه میدارد.
انسان های بی اندوه ٬ به معنای متعالی کلمه ٬ هرگز « انسان » نبوده اند و نخواهند بود. از این صافی انسان ساز نترس ؛

2 years ago 11 2 0 0

القصه به قصدِ جان ما بسته صفی
مرگ از طرفی و زندگی از طرفی

2 years ago 13 2 0 0

این همه تصویر سکسی توی تایملاین نشون میده که گرما روی هورمون‌ها تاثیر بسزایی داره. حقیقتا احساس امنیت نمیکنم

2 years ago 17 1 2 0

۲۴ ساعت برای کار کردن، درس خوندن،ورزش کردن ، خواب کافی،تفریح ، معاشرت با ادما، و داشتن سلامت روان ،کافی نیست بخداااااااا🤯😫

2 years ago 16 1 0 0
Advertisement

آدم باید خیلی ذلیل باشد که حسرتِ سال های به خصوصی از عمرش را بخورد. ما ها میتوانیم با رضایتِ خاطر پیر شویم. مگر دیروز آشِ دهن سوزی بود ؟ یا مثلا پارسال ؟ عقیده ات غیر از این است ؟
افسوس چه را بخوریم ؟ ها ؟ جوانی ؟ ما هرگز جوان نبودیم ... !

2 years ago 14 1 1 0

ااز آیینه بپرس نام نجات دهنده را ... !

2 years ago 16 2 0 0

در هیاهوی زندگی دریافتم
چه بسیار دویدن ها که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم ...

2 years ago 17 2 0 0

جامعه بیمار هیچگاه مجالی برای رشد انسان های سالم فراهم نمی آورد . اینگونه است که از دل یک جامعه بیمار مردمان بیمار رشد خواهند کرد ؛

2 years ago 17 2 0 0

کنون اگر چه کویرم ٬ هنوز در سرِ من
صدای پَر زدن مرغ های دریاییست ؛

2 years ago 29 3 0 0

یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت

2 years ago 22 2 0 0

گفتی که یک دیار به ظلم و جور نمیماند ؛

2 years ago 18 2 0 0
Advertisement

شب همهِ ما یکی بود
اما تاریکی هایمان فرق داشت ؛

2 years ago 18 2 0 0

دوست دارم گهگاه گم شوم
مثل پرنده های پاییز
میخواهم میهنی تازه بیابم
غیر قابل دسترس
و خدایی
که مرا تعقیب نکند
و سرزمینی که دشمنم نباشد !

2 years ago 20 2 0 0

دو سرباز رو به روی هم
دعای کدام مادر مستجاب خواهد شد !؟

2 years ago 22 3 0 1

هیچ نقشی زیرکانه تر از نقش طبیعی خود آدم نیست ؛ زیرا هیچ کس باور نمیکند کسی پیدا شود که صورتکی بر چهره نداشته باشد.

2 years ago 25 3 0 0

سرزمین تخیلاتم
نا محصور
بی محصولِ

2 years ago 20 3 0 0

قصه ها که تمام میشود ٬ آدم ها کجا میروند ؟

2 years ago 24 2 1 0

اگر دردی در این دنیا نباشد
کسی را لذت شادی عیان نیست ؛
چه حاصل دارم از این زندگانی
که گر غم نیست ٬ شادی هم در آن نیست .

2 years ago 23 2 0 0