اینجا که هنوز پارساله... په چه میکنید!
Posts by Hibou
خداحافظ ای جان بر لب رسیده...
خوبی شب اینه که با درونمون سازگاری داره، روز بیخود و بیجهت فراخ و گرم و روشنه!
کاش همه خوانندههای مورد علاقتون لال بشن ولی داریوش۱۰۰ سال دیگه هم بخونه.
من که باور ندارم
اون همه خاطره مرد...
یکی به داریوش بگه بیخیال شو مرد!
بهترین راه فراری دادن یه آدم اینه که بیش از حد بهش محبت کنید... محتمل است که در حال رفتن در را با پا ببندد.
اگه دیدی راه رسیدن به چیزی که میخوای خیلی آسونه، شک نکن راه رو اشتباه اومدی...
لذت و زجر رابطهی مستقیم دارند گویی، چنان است که زجر میکشی تا لذتی را حتا برای دیگری فراهم کنی و گاه لذت میبری از زجری که برای دیگری میسازی...
شما کدام را انتخاب میکنید, لذتآفرین هستید یا ملکهی زجر!
گاهی چیزی که فکرش را نمیکنی، مثلن یک پلتفرم شبکهی اجتماعی، یا عکسی که غفلتن لای کتابی مانده یا حتا بوی عطر آدمی که در آسانسور کنارت ایستاده تبدیل میشود به زنگاربستهترین و کندترین چاقوی دنیا که دارد گوشت و رگ و پیات را میبرد و گویی تا ابد کارش طول خواهد کشید...
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
آن حجاب اجباری، این قرتی و کول باشد!
ارادت
روح شنگول خوبه اصن
انسان با زخم نیست که بزرگ میشود، درسی که از آن زخم میآموزد او را میسازد...
و چه بسیار جای زخم بیهوده بر روح و جسم ما.
به قول استاد
هر مِیِ لعل کز آن دست بلورین سِتدیم
آبِ حسرت شد و در چشم گهربار بِمانْد
سرود کلبهی بیروزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولی از زوزههای باد پیداست
که شب مهمان توفان است امشب
"اخوان"
قربونتون
یه چند روزی میشه...
شب یلدا یا روزگار یلدا...
مسئله این است.
الآن دیگه ظرفیت تکمیل شد. بزن بریم
بیتابی از غبار نفس کم نمیشود
مبنای دل به روی تپیدن شکستهاند
"بیدل"
این مردمان میگزند و میدرند، با دندانهایی که برای لبخند آفریده شده...
مرا با وی حدیثی بس شگرف است
جهاز آتشین بر سطح کارون
به رقص افتاد چون می خورده برنا
"ملکالشعرای بهار"
سلامتی همه
شراب پایان
ژندان اوین
روزگاری که اوضاع به این وخامت و وضعیت به این ضخامت نبود، برای انتخاب قهوه کلی وسواس داشتم. برند محبوبی مثل استارباکس اصلن جزو گزینهها به حساب نمیومد...
این فنجون ریچارد یادگار دوران نسبتن خوش گذشتهست.
اگر به #Cafés_Richard دسترسی دارید، از این نعمت الهی غفلت نکنید که موجب حرمان است!
مخور ایبو فریب فضل از این بلواسکای
که در گنبد ز بیمغزی صدا بسیار میپیچد
په چه خبره اینجا انقدر خالی از سکنهس! یه چی مینویسی، تا ساعتها خودت تنها خوانندهی متنی...
اگر یک ساعتی فراغت داشتید، از آن وقتهایی که هیچ حسی غالب نیست، نه حال خنده هست و نه توان غصه، نه انرژی تحمل هیجان دارید و نه تمرکز تحلیل کردن؛ یانیک را ببیپید. یک دارک کمدی روان فرانسوی با موجهای متناوب تلخخندههای پشت دندانهایی که فشاری بر آرواره تحمیل نکردهاند...
#Yannick
مِه؛ زبان سرد یک ابر مغرور است که از نباریدن خجل شده و زبان به دلجویی گشودهست...
شرابی مست میخواهم
که خرسافکن بود زورش
خو ئی حرفیه...
میشه سر پل باشی، مه در حال لغزیدن رو کارون باشه و چنگه تش نزنی!