Advertisement · 728 × 90

Posts by جهانِ مَن

Post image

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است

#اخوان_ثالث

9 months ago 8 1 0 0
Post image

می‌سوزد و همچنان هوادار
می‌میرد و همچنان دعاگوست

- سعدی.
#جَهانِ_مَن

مادر ♡

11 months ago 8 2 0 0

چگونه می‌خواهی حجم اندوهم را تخمین بزنم؟ اندوهم چون کودکی‌ست، که هر روز زیباتر می‌شود و بزرگ‌تر.

-نزار‌قبانی

#جَهانِ_مَن

11 months ago 8 1 0 0
Post image

تو همان ماده تاریکی هستی که گرانش نگاهت، کیهان وجودم را سرپا نگه می‌دارد؛ بی تو، جهانم از هم می‌پاشد.

#جَهانِ_مَن

11 months ago 11 1 0 0
Post image

چون سایه‌ام امید وصالت نمی‌رود
افتاده‌ام ز پا و خیال تو می‌کنم..

#صائب_تبریزی

11 months ago 12 2 0 0
Post image

انجا که سخن باز میماند موسیقی آغاز میشود...

1 year ago 13 1 0 0
Post image

وقت آن شد که ز دل صبر به در آید صائب
تا چه رای آورد آن دلبر دانا روزی

صائب تبریزی

1 year ago 9 1 0 0

زن وقتی از درد لبریز می‌شود،موهایش را از ته می‌زند،گویی گذشته را قیچی می‌کند. موها خاطرات را حمل می‌کنند،لمس‌ها،شکست‌ها،روزهای رفته.

این بریدن،عصیانی بی‌کلام است؛جنگی نه با کسی،بلکه با سنگینی آن‌چه بر دوشش مانده.با هر تارِ افتاده،انگار باری سبک‌تر می‌شود،گرچه درد هنوز در اعماق باقی است.

1 year ago 19 1 2 1

وسعت‌هایی بی‌کران، روشن و خاموش، در زیر چنگال کبوتران
مهیا برای ورود او، که دچار خاموشی عظیم گشته است.

#جَهانِ_مَن

1 year ago 1 0 0 0
Advertisement

تا آن‌جا که از هیچ هم کمتر برجای ماند، حتی خود من.
و آن‌گاه، تنها، تهی محض بود.

اکنون باید به ژرفنای درون پناه ببریم،
با تمام لحظه‌های نیامده و جاهای رفته در پیشِ روی؛
ژرف‌تر، در آن بدویتی که دیگر نه زمین وجود دارد و نه سرافکندگی.
تا آن جا که هنوز کرانه های بکر گسترده‌اند،

1 year ago 1 0 1 0
Post image

همه چیز نابود شده است، نخستین‌شان شعر،
سپس خواب، و بعد هم روز،
و بعد هرچه به‌جا مانده از روز،
و آن‌ها که متعلق‌اند به شب.
آن‌گاه که دیگر
چیزی برای نابود شدن نماند،
چیزهای بیشتری نابود شدند، و باز هم بیشتر

#اینگه_بورگ_باخمن
#جَهانِ_مَن

1 year ago 9 1 1 0
Post image

بر بحرِ خروشان دلِ ما را صفاست
این زورقِ کوچک همه جامِ بقاست

در سینهٔ دریا چو ره می‌سپرم
بر وسعتِ گیتی نگاهی رواست

#جَهانِ_مَن

1 year ago 8 1 0 0
Post image

"Sur mes cahiers d’écolier
Sur mon pupitre et les arbres
Sur le sable sur la neige
J’écris ton nom"

"بر دفترهای مدرسه‌ام
بر میز و بر درختان
بر شن‌ها و برف‌ها
نامت را می‌نویسم"

#PaulÉluard

#جَهانِ_مَن

1 year ago 6 1 0 0
Post image

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که

لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود

#سهراب_سپهری

#جَهانِ_مَن

1 year ago 9 1 1 0
Post image

عاقبت
همه‌ي ما
زير اين خاک
آرام خواهيم گرفت
ما
که روي آن
دمي به همديگر
مجال آرامش نداديم

#آنا_آخماتووا

#جَهانِ_مَن

1 year ago 14 1 0 0
Post image


«زندگی به هیچ‌وجه بی‌معنی نیست.
ما خودمان باید به آن معنا بدهیم،
وگرنه در میان تاریکی گم می‌شویم.»

#کامو

#جَهانِ_مَن

1 year ago 9 1 0 0
Advertisement
Post image

ای کاش که جای آرمیدن بودی

یا این ره دور را رسیدن بودی

کاش از پی صد هزار سال از دل خاک

چون سبزه امید بر دمیدن بودی

#خیام
#جَهانِ_مَن

1 year ago 9 1 0 0
Post image


جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است
هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق

#حافظ
#جَهانِ_مَن

1 year ago 11 1 0 1
Post image

تلاش برای نور همچون جستجوی بی‌پایان در دل تاریکی است که هر گام، مرا بیشتر به حفره‌ای عمیق‌تر می‌برد. ترس دارم که در پایان، این راه بی‌ثمر بوده و در برابر سیاهی تسلیم شوم.

#جَهانِ_مَن

1 year ago 6 1 0 1
Post image

بادی که در زمانه بسی شمع‌ها بِکُشت

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

#سیف_فرغانی
#جَهانِ_مَن

1 year ago 7 1 0 0
Post image

من در بیان وصف تو حیران بمانده‌ام

حدیست حسن را و تو از حد گذشته‌ای

#سعدی

#جَهانِ_مَن

1 year ago 8 1 0 0

#جَهانِ_مَن

1 year ago 0 0 0 0
Post image

میان طوفان درد که چون سایه‌ای سنگین بر وجودم گسترده بود،گام نهادم.در تاریکی سرگردان،که هرگام چون باری جان‌فرسا بردوشم می‌نهاد.اکنون،از دل همان سیاهی،نوری برخاسته ومرا تسخیر می‌کند،باچشمانی که به تیرگی عادت کرده،عظمت کوچک‌ترین لذت رادرمیابم،ازآن سرشار شوم،گویی هرلحظه نور،پاسخ به هزاران زمستان بی‌پایان است.

1 year ago 9 1 1 0
Post image

بانو

ماتیک مشکی ات را بزن

بیا برای بوسه هایمان

عزا بگیریم

#جَهانِ_مَن

1 year ago 10 1 0 0
Post image

بر کوزه‌گری پریر کردم گذری،
از خاک همی‌نمود هر دَم هنری؛

من دیدم اگر ندید هر بی‌بصری،
خاک پدرم در کف هر کوزه‌گری.

#خیام

#جَهانِ_مَن

1 year ago 11 1 0 1
Advertisement
Post image

اولین بار که دیدمت
زخمی داشتی
که از دیگری بود؛
من
تو را
با زخم‌هایت دوست داشتم.

#جمال_ثریا

#جَهانِ_مَن

1 year ago 3 1 0 0
Post image

زمان در می‌چکد به پژمردگی
چو شمعی همه سوخته
و کوه‌ها و درختزار‌ها
ز آهنگ روزی در آزردگی، ز آهنگ روزی در آزردگی
زدردی که آمد به دل دوخته
ز شوریده گشتن به گه گاه بیزارها
فتادست ز پا او ز افسردگی

#ویلیام_باتلر

#جَهانِ_مَن

1 year ago 9 1 0 0
Post image

اگر قرار بود
هر سقفى فرو بریزد
آسمان باید
خیلى وقت پیش فرو می‌ریخت
اگر قرار بود
باد نایستد
ما که همه بر باد شده بودیم
نگران هیچ چیز نباش

تو هنوز زیبایى
و من هنوز مى‌توانم شعر بنویسم

#رسول_یونان

#جَهانِ_مَن

1 year ago 12 1 0 0
Post image

المَجدُ لِلضَّفائِر الطَّوِیلَه
شکوه از آنِ گیسوان بلند است
سروده‌ی: نزار قبّانی

#جَهانِ_مَن

1 year ago 12 1 0 1

برخیزید :
ای پسرانِ نوبالغ در انتظارِ یک جَنگِ بی حاصل
آی دُخترانِ پَلاسیده در اُتاقَک هایِ شَهوانی
برخیزید :
تا کودکانِ نُطفهْ بَسته از فَقر
آدابِ دَریا را با حوضِ میدانْ چه ،
تَصوّر نکنند
اگر…
#برتولد_برشت
#جَهانِ_مَن

1 year ago 6 1 0 0