کتاب صید ماهی بزرگ از دیوید لینچ رو خیلی دوست داشتم. انگار نشسته کنارت و داره تجربههاشو میگه. حتی ترغیب شدم یه فیلم کوتاه بسازم.
Posts by Ra
امروز وضعیت اتصال به اینترنت افتضاح بود (هست). همۀ راههایی که بلدم اختلال شدید داشتن.
حالا جدی خیلی نسبیه. میتونه واقعاً عادی باشه.
من تا اعماق ذهنم فقیرم. :)))
زیاده. 🚶🏻
علیاصغر هنرمند پس از پایانِ روایتِ شروع و پایانِ وبسایت نارنجی. اسلاید پرزنتیشن: سنگ قبری ایستاده با لوگوی وبسایت نارنجی.
روایت شروع و پایان غمانگیز وبسایت نارنجی با علیاصغر هنرمند در صبحانۀ کاری ماگ.
امروز boiling point رو دیدم.
نمیتونم بگم لذت دیدن فیلمِ وانشات چقدره. وصفناشدنیه.
رفتم کلانتری دنبال شکایتم، زنه بککراند گوشیش عکس جلاد ایران بود. 🤢
گلوم درد میکنه. واقعاً چیزی که این روزا بهش نیاز داشتم.
وای نه، این وحشتناکه
مدیر من عین خیالش نیست
لزبین*
نه، مدیر من همواره در حال ایگنور کردنه.
به نظرم اینورس جمع میکنه به زودی با این رسوایی اردوبادی. کاش راهی بود هرچه زودتر از دورههام خروجی میگرفتم داشته باشمشون.
میترا شاهسوند اینجا اکانت نداره قربانینکوهی و حمایت از آزارگر کنه؟
عالیه، الان فشارم بالا رفته و میاز دارم بپرم تو وان آب و یخ.
فک کنم ویروس گرفتم آخر سالی. 🚶🏻
فشار وحشتناک افتاده و یخم و هیچ ایدهای ندارم که چرا. صبحونهمم که خوب بود آخه.
اوه اینو یادم رفته بود. :))))
روانپزشکمو دیدم، بیشتر جلسه به سکوت گذشت.
فیلمای مغازهها رو فردا میرم بگیرم.
پنیرم داره :))
نیاز دارم همین فردا صبح روانپزشکمو ببینم ولی همزمان هم باید برم سر کار، هم باید فلش ببرم فیلم مغازههای اون اطرافو با التماس بگیرم ازشون برای ادامۀ پروسۀ شکایت.
تازه همونم اگه قبول کنن، دهن خودمو ممکنه سرویس کنن که چرا حجاب نداشتهم.
متنفرم از ایران.
کاش یا مهاجرت کنم و هرگز برنگردم، یا بمیرم زودتر.
اینکه پارسال اسفند پول نداشتیم، امسال هم دم عید پول نداریم هم اذیتم میکنه.
واقعاً روز سختی بود. سعی کردم قوی باشم، جیغ زدم، داد زدم، رفتم کلانتری، بعد رفتم تا ۹:۱۵ شب کار کردم و در انتهای روز دیگه نمیتونم قوی باشم و گریه میکنم و یادم میاد که وقتی بلند کمک خواستم حتی یک نفرم کمکم نکرد، حتی یک نفر حاضر نشد فقط زنگ بزنه به پلیس.
از انسانها متنفرم. حق دارم که متنفر باشم.
ببین نژادپرست که همه جا هست، تو هم احتمالاً حداقل یه دونه رو ببینی بعدنا ولی نمیدونم چطوری استریوتایپ شده برای آلمان!
صورتم داغه، دستام یخ.
من ولی با ناتزیکده خطاب کردن توییترمشکل دارم. چون براتون قطعا نظر من مهمه، گفتم که بدونین. از نظرم خیلی تقلیل و تحقیر یک چیز شنیع و ضدبشری و خونخوار در تاریخه. حالا شش نفر دور هم چرت میگفتیم الان شدن چهار نفر دور هم چرت میگن که ما تازه بازم میریم مطالعه میکنیم هر از گاهی.
بزرگ شدم میخوام اونقدر پولدار شم خودم بودجه بدم برای این پژوهشا.
لذت بردی تا خوندم نژادپرستی فهمیدم در آلمان این هشدارو بهت دادهن؟ :))))
امیدوارم که هرگز با نژادپرستی مواجه نشی و این تفکر غلط باشه.
آلمان؟
من این شکایتو تا آخرش میرم. درسته همین که داد و بیداد کردم و ولش نکردم باعث شد بترسه ولی میخوام لکۀ ننگ کارش تا ابد بمونه تو زندگیش.
دخترای خوشگلی که این منحرف جنسی از کنارتون رد میشه تو خیابون و دیگه جرأت نمیکنه دستشو بیاره سمت هیچکدومتون: خواهش میکنم.
مثل چی گشنهمه و غم دارم ولی منتظر میمونم با بچههای شرکت که میرن افطاری بخورن، یه چیزی بخورم.