انتخابه، که امروز روز بهتری باشه یا نه...
Posts by م__ه__ل__ا....
هیچ رفتنی بدتر از یه بودنِ نصفه و نیمه نیست.
کاش وقتی برام مُردی، نعشت رو هم میدادم ببری.
شاید بزرگترین عذاب انسان در زندگی، قرار گرفتن وسط دوراهیها باشه.
باور کردنی نیست که چطور هربار تلفنی با این آدم حرف میزنم، اینجوری منو میچزونه.
اونهایی که دور خودم جمع کرده بودم دوست نبودن، در بهترین حالت زالوهایی بودن که از حماقت من تغذیه میکردن.
دلم میخواست یه نفر بود که بهم میگفت: «درست میشه» و من انقدر قبولش داشتم که میتونستم به حرفش اعتماد کنم.
انقدر این روزها سخت و شکننده میگذرن که شک ندارم اگر از این گردنه عبور کنم دیگه حالا حالا ترسی از زندگی نخواهم داشت.
توییتر لانه سایبریها شده؛)
الان توی اون مرحله هستیم که اینجا از همدیگه درخواست «هل» کنیم.
من یه درد بزرگی دارم که میفهمم کی واقعیه کی ادا درمیاره.
سردرگمی یعنی؛ چیزی را میخواهم که خواستنش، خواستِ من نیست.
من فکر کنم اینجا حالمون بهتر باشه...