وقتی اینقدر پُری که خبر مرگ عارف میشه عامل ترکوندن بغضت و روان شدن اشکات.
خاطرت آید که آن شب از جنگلها کذشتیم
بر تن سرد درختان یادگاری نوشیتم
با من اندوه جدایی نمیدانی چه ها کرررد
Posts by Mr
دوستان کسی میدونه چطوری میشه برا ایران فیلترشکن گرفت؟
من هرکاری میشد کردم ولی نشد.
بچههای ایران اگر هستین بهم بگین چطور و از کجا میتونم بگیرم.
ممنونم از مهربونیتون
امشب سرتا سر کاوه آفاقم دایی
از شر تو پناه میبرم به لیوان الکل و پاکت سیگارم
زندگیمون حالا دیگه از فیلم ترسناکا هم ترسناکتر شده دایی
همونجایی که دیگه از ترس صدات هم درنمیاد
به تک تک موهای سفیدمون قسم دایی بد جوری باختیم
نسل ما دیگه قرار نیست بمیره ما تموم میشیم
یه روز یه شب یه جا نشستی یهو تموم میشی
مثه همون خدابیامرز که دیروز رو صندلیش تموم شد
رفت و دیگه زور هیچکی نرسید برشگردونه
همه ما رو عزادارش کرد
و من رو با مفهوم جدید ویرانهای بر وینرانههایم آشنا کرد
تمام وجودم آتش است
چشمانم پر از اشک
صبر برای هرکس معنایی داره، برای اونکه زمین زیر پاش محکمه صبر یعنی نترسیدن، شجاعبودن و ادامهدادن، برای امثال ما اما، صبر بیشتر یهجور به روی خود نیاوردنه، یهجور از رو نرفتن، بستن دکمهی کتی که تا خرتناق غرق گهه
در تناقض ذهنیم برای از دست رفتن چیزهایی که اصلا نداشتیم
دیگه برامون سوال نیست نهنگها چرا دست جمعی به ساحل میزنن
میدونم سراسر درد هستین
تو حالتون منو هم شریک بدونین
سالم باشین
یکی از خصوصیات زندگی بعد از فروپاشی روانی اینه که کنترل همه چیز از دستت خارجه دیگه حتی تلاش برای بقا هم نمیکنی
کاش میشد وجودمو از ذهنشون پاک میکردم
انگار باید به زودی با حقیقت بدی روبرو بشم
جراتش رو ندارم
میترسم دایی
بمیرم برای دلای خونمون...
یه بلاهایی بابد سرتون بیاد یا گیر یه ادمهایی باید بیافتین تا خیلی از چیزایی که فقط براتون روزی یه واژه بوده معنی پیداکنه
دیوانگی، دورویی، روانپریشی
در فاکداپ ترین حالت ممکن چه کنم؟
کاش اینبار همون باری باشه که با گریه خوشحالی دنبال برنامههای جدید برا زندگیتون باشین
امیدوارم هیج وقت با امان خدا تنها نمونین
دومی رو غرررا تر بفرست دایی
تا جایی که چشم کار میکنه ویرانهای بیش نیست دایی
وقتی میفهمی کسی حوصله حال بدت رو نداره؛ باید تنها دربارهاش گریه کنی
یعنی بقیه هم نمیدونن چی باید بکنن؟
نگرانیم ازینه که نکنه ماییم که فقط سخت میگیریم و فکر کردیم خبریه
فحش رو که همه جا میشه داد
حرفایی که زیر بار سنگینیشون داری میشکنی رو چه غلطی باید بگنیم
حرفایی که اینجا هم نمیشد زد رو کجا میشه زد؟ ۵ نمره
آلبر کامو گفته بود؛ در لحظهی خاصی از درد هیچکس نمیتواند کاری برای آدمی انجام دهد. رنج همیشه تنهاست.
دقیقا همونجایی که نمیدونی چه غلطی باید بکنی
نه میتونی بری نه بیای نه بشینی نه بخوابی که دست به دامن الکل میشی
تو پیک دومت بغضی در حال شکستنه و تو چهارمی اشکی سرازیر و تو ششمی دنیات رو سرت خراب
در مرحلهی خاصی از مواجهه با رنج، انسان تنهایی را برمیگزیند.
چرا که متوجه میشود هر حضوری تنها رنجش را مضاعف میکند. درک پریشانی درونش برای ناظر بیرونی ناممکن است.
سکوت را انتخاب میکند یا دیگر نقابها را؛ خشم، مسخرگی، بیتفاوتی و…
آلبر_کامو
از دفاع کردن و پارگی کار ما گذشته دایی
رو به اضمحلالیم
حال آخرین بازمانده لشگر شکست خورده رو دارم؛ همونقدر زخمی، خسته، تنها، زل زده روی زانو به بقیه مردهها و منتظر برای تیر آخر
اخرین سنگر من بلو و شماهایین
بزرگ شدن در جامعهی متوهم به توطعه کاری باهاتون میکنه که مغول با اجدادتون نکرد