Advertisement · 728 × 90

Posts by نهانَ‌ش

از اگرها وُ ولی‌ها باید گریخت.

2 years ago 3 0 0 0

خشکانده‌اند ریشه‌های علاقه را.

2 years ago 4 0 0 0

نفس شب تنگ است بی او.

2 years ago 2 0 0 0

هر چه بود گذشت.

2 years ago 3 0 0 0

معانی متعدد نگاه در دالان دل.

2 years ago 3 0 0 0

همین که نیست یعنی هست.

2 years ago 5 1 0 0

پشتِ پلکش استعاره‌ی معناست.

2 years ago 3 0 0 0
Advertisement

به چشم دنیا دیدنش را کلمه شدن.

2 years ago 4 0 0 0

عبارات ناعلاج دوری در فلسفه‌ی داغ تابستان.

2 years ago 2 0 0 0

قلب از آستانه‌ی تحملش گذر می‌کند در تصویری که رویا نیست.

2 years ago 3 0 0 0

تغییری ندارد حالِ نگاهش.

2 years ago 1 0 0 0

عبور کردی وُ تواناتری.

2 years ago 4 1 0 0

می‌توانست دیده نشود وقتی می‌بوسید.

2 years ago 1 0 0 0

زاییده‌ی کلمات توام، بیشتر از این شعرم نکن!

2 years ago 2 0 0 0
Advertisement

خواب کلمه‌ای را می‌بیند که دیگر نیست.

2 years ago 3 0 0 0

رشته نخ‌های ویرانی را از رابطه‌ای به رابطه‌ی دیگر می‌بریم.

2 years ago 1 0 0 0

به تکاندن خود ادامه می‌دهیم با در آغوش کشیدن کسی که دوستش داریم.

2 years ago 2 0 0 0

طریقِ بی‌طریقی، راهی که نهایتی ندارد.

2 years ago 2 0 0 0

نفسِ شب تنگ است در هوایِ بی‌هوایَش.

2 years ago 2 0 0 0

ترانه‌ی شب از چشمهایش شعله‌ور است.

2 years ago 3 0 0 0

آقا ارادت دارم. شرمنده نکنین. درودها.

2 years ago 0 0 0 0

«اگر تو زخم زنی
بِهْ که دیگری مرهم
و گر تو زهر دهی
بِهْ که دیگری تریاک»

حافظ

2 years ago 4 0 0 0

خرامیدن در خوابی که نشانی از او دارد.

2 years ago 3 0 0 0
Advertisement

ترجمانِ نگاهَش شعر می‌شود.

2 years ago 7 0 0 0

بی‌سبب نیست که هنوز زنده‌ام، کلمات نجاتم می‌دهند.

2 years ago 4 0 0 0

می‌توانست در خیرگی روحش را عریان کند.

2 years ago 5 0 0 0

امتداد دارد معنا در نگاه.

2 years ago 4 0 0 0

‏هنوز یک هنوز دیگر باقی است.

2 years ago 5 1 0 0

چیزی نشده، خود غمه دلش صبحانه نمی‌خواهد. :)

2 years ago 1 0 0 0

تن از انحنای تنهایی می‌خواهد که بگریزد.

2 years ago 2 0 0 0