Advertisement · 728 × 90

Posts by Shehni

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزل خوان بروم

2 years ago 24 1 0 0

هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد ؛

2 years ago 20 1 0 0

پرچم آزادیست
پیراهنِ من
بر بند رخت
سبک و رها
از اسارتِ تن

2 years ago 18 1 0 0

شاید این چند سحر فرصت آخر باشد ...

2 years ago 18 1 0 0

مست شد خواست که ساغر شکند ٬ عهد شکست

2 years ago 1 0 0 0

آنچه نباید بر ما میگذشت ٬ گذشت

2 years ago 25 2 0 0

هرگاه ردِ پای کسی را که آرامشم را گرفته بود دنبال کردم ٬ به خودم رسیدم ؛

2 years ago 15 1 0 0

کُجا دیگر توانی یافت، همچون من خریداری
که بخشد جان شیرین را، به لبخندِ گه و گاهت

2 years ago 18 2 0 0

به درک که آفتاب به سمته ما نمیتابد
ما به پنجره بودن ادامه میدهیم ؛

2 years ago 27 1 0 0

در عزایمان پایکوبی کردند
باشد که در عزایشان شادمانه برقصیم ...

2 years ago 50 8 0 0
Advertisement

میلیون ها انسان تصمیم گرفته اند که دیگر احساساتی نباشند ٬ پوست کلفت شدند تا دیگر کسی نتواند آزارشان دهد ٬ اما به بهایی گزاف !
کسی نمیتواند آزارشان دهد ٬ اما کسی هم نمیتواند شادشان کند ؛

2 years ago 20 1 0 0

زبانت معمار است و حرف هایت خشت خام
مبادا کج بچینی دیوار سخن .

2 years ago 16 1 0 0

جسمی در اینجا و قلبی در آنجا و خیالی بسیار دور

2 years ago 15 1 0 0
2 years ago 29 0 2 0

هر طایفه ای به من گمانی دارد ٬ من
زان خودم ٬ چُنان که هستم ٬ هستم

2 years ago 25 1 0 0

پرسید کجای این کشور مال شماست ؟
-خیابان ٬ آری که خیابان میعادگاه ماست ؛

2 years ago 33 2 0 0

بالاخره یک نفر باید گردنِ سرنوشت را بشکند.
اگر هر از گاهی یک نفر به سرنوشت دهن کجی نمی کرد ٬ انسان هنوز روی شاخه های درخت ها زندگی می کرد .

2 years ago 18 1 0 0

و هنوز تنها زندگی هیجان انگیز ٬ زندگی خیالیست ...

2 years ago 20 1 0 0

اکنون ز چه ترسیم
که در عین بلاییم

2 years ago 20 1 0 0

همیشه نا تمام میماند
حرف های من با خودم ؛

2 years ago 17 1 0 0
Advertisement

طفلی به نام شادی
دیریست گم شده است ؛

2 years ago 28 2 0 0

حتی اگر نباشی می آفرینمت
چنان که التهاب بیابان سراب را

2 years ago 14 1 0 0

یک نیلوفر آبی که وسط لجنزار روییده :)

2 years ago 0 0 0 0

شاه قاجارم که وقتی رقص باله میکنی
روی کاغذ یک شبِ ایرانِ خود را میدهد ؛

2 years ago 25 1 0 0

پاره کن پیله های پوسیده را
که خیالِ پرواز را در تو کُشته اند ؛

2 years ago 15 1 0 0

میبینم
آن شکفتن شادی را
پرواز بلند آدمیزادی را
آن جشن بزرگ روز آزادی را ؛

2 years ago 14 1 1 0

میخونمتون ولی اهل نظر دادن نیستم .

2 years ago 17 1 0 0

نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون
که هر کجا خبری هست ادعایی نیست ؛

2 years ago 17 2 0 0

"هنر یعنی خلق یک اثر در لحظه"
اینجا روایت ها و داستان ها نهفته است ٬ پشت تمام نقاشی ها و عکس هایی که دیده اید ...

2 years ago 17 2 0 0

سپیده که سر بزند
در این بیشه زار خزان زده ٬ شاید گلی برویَد
شبیه آنچه در بهار بوییدیم ؛

2 years ago 12 2 0 0
Advertisement