سال نو مبارک
Posts by هورتون
آخرین روز کاری ۱۴۰۳ هم تموم شد. بعد از سالها میتونم بگم امسال با وجود همه گرفتاریهای ریز و درشتش درمجموع سال خوبب بود برام. خاطرههای خوبی ازش خواهم داشت.
بیایم بیایم
من بنده عادتم معالاسف. اینجا دلم میگیره
هر بار فکر میکنم فقط یک بار میشد زندگی کنم و اون یک بار اینجور شد خیلی غصهام میشه.
تهوعآورن
این مردایی که میگن بابا اوضاع اقتصادی رو درست کنین، ثبات اقتصادی باشه همین خانما هم روسری میکنن، از اونا دو بار بیشتر از آخوند متنفرم. برو از خواستهها و حقوق خودت مایه بذار الدنگ.
به این نتیجه رسیدم که ظرفیت ازدواج بچههای رفقام رو ندارم. اول تا آخر مراسم عقد این دختر داشتم فین و اشکم رو پاک میکردم.
باز خدا رو شکر
متاسفانه دیروز دیدیم که اتفاقای بدی در راهه
باید دید چی داده چی گرفته. گویا در مورد تضمینهای امنیتی هم چیزی نگفتن. احتمالا عجالتا تنها چیزی که گرفته اینه که فعلا خاکش ضمیمه روسیه نشه
سکانس آخر یک فیلم از بچگیم تو ذهنم مونده. نویسندهای که تو ایتالیای فاشیستی زندان بوده حالا آزاده و در جمع دوستان روشنفکرش دارن گپ میزنن. ما گفتگوی درونیش رو میشنویم که در مورد رفقاش میگه همهشون خودآگاه یا ناخودآگاه فاشیستن. نظرات بعضی مثلا آزادیخواها رو که میخونم و میشنوم جملهاش تو ذهنم تکرار میشه.
احتیاج دارم برگردم، عقبتر، خیلی عقبتر. شاید حوالی ۲۷، ۸ سالگی.
خیلی حسرت بزرگیه، اینکه نشه مثل ادمهای معمولی بدون نگرانی از خطر ابراز خودت با دیگران ارتباط برقرار کنی. بهش اضافه کن تجربههایی که دیگه بهخاطر سن از زمانش گذشته و حتی موقعیتش هم پیش بیاد دیگه فایدهای نداره.
گویا یک عده باورشون شده اگر فقط بشینن تو X رضا پهلوی و عشاقش رو مسخره کنن اسمش مبارزه است و دارن کار بزرگی میکنن. یک عده هم که سطح دعوا رو دیگه ۲۰۰ پله تنزل دادن. ابتذال در ابتذال.
چه قشنگه
عه چی حیف
یه چیزی هم که هست از الگوریتم اینجا سر درنمیارم کلا پستها و ریپستهای سه نفرو تو تایملاین برام میاره
اونم برای من که دلبسته مکانم
معتادم معتاد :))))
آخه اخبار اونجاست، رفقای مجازی همه اونجان
🤣🤣
آخرش مجبور میشم همین کارو بکنم
این روزا فضای توییتر به طرز عجیبی سمی و نفرتانگیز شده. همه دارن همو میدرن.
مثلا من میگم اگر با مردن من آخوند میره بمب بندازین سر من ولی آیا در مورد بچهام هم میگم؟ وقتی اینجا مکث میکنم آیا میتونم بگم مرگ اون بچه در غزه هم تلفات غیرنظامی طبیعیه و خب غصهاش به من چه؟ اگر بگم میشه هم برای اون بچه عمیقا غمگین بود و هم پذیرفت این جنگ ناگزیره آیا این موضع اخلاقیه یا عافیتطلبانه؟
ورای موافقت یا مخالفت، میتونم بگم یکی از بهترین متنهایی بود که این چند وقت خوندم و دقیقا به همون چیزایی اشاره میکرد که ذهنم درگیرشونه. اینکه چطور میشه واقعبینانه به موضوعی نگاه کرد و درعینحال موضع اخلاقی رو از دست نداد و اصولا موضع اخلاقی اینجا جایگاهش چیه
😂😂😂
دارم فکر میکنم تا شلوغ نشده یکم به مردا فحش بدم یکم به آر پی رو بخندم بعدا از این فرصتها پیش نمیاد
من هنوز عادت ندارم بهش. خیلی هم ساکته انگار صدای آدم اکو میشه توش :)
:))))
ممنون بلنک