مسئولیت مراقبت از خودم رو موقتا برونسپاری کردم بهش. الآن هر کاری میکنیم بعدش میگه یه چرت بزنیم.
بعد صبحانه، بعد از پیادهروی، قبل شام، ما داریم چرت میزنیم..
Posts by Mim
همکارم سفیدم همینجور که داشت میگفت “things” in the middle east are really annoying, پروازم به استرالیا کنسل شد (با قطری بوده) چشمش افتاد به من..گفت البته خیلی مهم نیست پولم رو پس رو دادن.
میخواستم بگم بهتره همینجا ساکت شی و الا اون پول رو باید خرج کفن و دفنت کنی..
به جوونیش رحم کردم.
اصغر که بود و از کدام سامانه خارج شد؟
حالا من به صورت کلی از فاصله راضیم، ولی وقتایی که مثل این ایام ذهن و جسمم از هم جدا میشن خیلی پیچیده میشه. ذهنم خودش رو وسط میدون میبینه، جسمم دور و در آرامشه. در حالیکه اهالی داخل جسم و ذهنشون متحده و همون ریتم فاصله رو رعایت میکنن.
زنگ زدن، تلفن رو گذاشتن رو اسپیکر، گفتن خاله سیسی هم اینجاست. من هی سعی میکردم افاضات کنم، اونور همه با هم حرف میزدن میخندیدن..برادرم یهو وسطش گفت چی داشتی میگفتی برای خودت؟!
واقعا چی میگفتم برای خودم؟
Life goes on with or without you, shouldn’t take it personal.
منتظر عکسهای 🍑 از شما هستیم.
🫂 میفهمم.
به قول اون شیرازیه، درست میشه دایی (جهت تلطیف فضا).
خب از بین چیزهایی که دم دسته یه چی بخواه عجالتا
بعد هم گفته من و پادشاه ایام جشنهای ۲۵۰۰ساله با هم درباره آینده کشورامون اختلاط کردیم!!
مردی رو سر ۶۰-۷۰ سالگی دور میگردونن مسخره عام و خاص میکنن. بابا این باید تو الای جوج و عرق میزد برای خودش..
خیلی مایلم اما نمیتوانم چون همون موقع دارم میرم کره ماه/سفر کروز/هر گونه سفر دیگری
اوه ممد مهاجرانی رو یادم رفت. اون بیشتر پس دختربازی بود کاری به امور سیاسی نداشت
دانشکده حقوق حاج فرج ضارب عبدالله نوری همدانشکدهای ما بود، اصلانی وکیل روزنامه کیهان استاد حقوق اساسی، غلامحسین الهام استاد حقوق جزا😭
از اون طرف ناصر کاتوزیان و دکتر آزمایش و نسل دوم اصلاحطلبان، پسر رهامی، پسر کدیور، نوه منتظری.
مالیخولیای مطلق
خوبیش اینه بابام قول داده سال دیگه دوباره هفتاد سالش بشه :)
❤️🩹
سه روز دیگه تولد هفتاد سالگی بابامه. قرار بود هر جور شده تهران باشم..اینجور البته جز محاسبات نبود.
دلم به این خوشه که خودش همهچیز رو در grand scheme میبینه و همیشه میگه به آرزوهاش رسیده (به جز آرزوی اینکه فرزندش اتم بشکافه).
اینکه هی آلترناتیو نسبت به جنگ میخوان مثه اینکه یکی بگه آلترناتیوت برای قتل عمد چیه؟ نمیدونم والا، عدم قتل عمد.
صبح روز اول آتشبس
بدنهای در هم کوبیده
نفسهای حبس شدهای که کمکم آزاد میشن
فریادهای خشمِ خفه شده در سر
امید لرزان
سرخوردگی عمیق
عوضش آفتاب باهامون مهربون شده
بابا این دیگه چه حرومزادهایه!!!! جلالخالق
تجسد شیطان، عصاره رذائل بشری، وهن انسان، سفاک، خونخوار..چی بگه آدم؟؟
روم نمیشه به خانواده مسج بدم. بگم مراقب خودتون باشید؟ بپرسم تا کجا برای فاجعه آمادهاید؟
همینجور لال میشینم به تماشا.
والا من چنان تیری از پیاماس خوردم که ای کاش پریود بشم زودتر، قبل از اینکه به نیروگاها حمله کنم.
دلم میخواد فریاد بزنم بسسسسسسه بسسسسسسسه
برم تو خیابون شونه همه رو بگیرم تکون بدم بگم بسسسسسه بسسسسسه
امیدوارم سالم و امن باشن (بای اکستنسن همه کارکنان)
بلی 🫤
کثافت کثافت کثافت
دایرکت
همه بهش گفتن وای تا الان کجا بودی که ما رو نجات بدی؟؟ ظاهرن فقط ما تشنج کردیم، احتمالا چون چپ هرگز نفهمید.
نمیذاره بهت دایرکت بدم اینجا
دقیقا. موضع غلطش اونقدر رو اعصاب من نرفت که پوزیشن خر داناش.
و سو گیری شناختی در ایشون و اون اکانتایی که معرفی کرده به اون چپها تا از جهالت دربیان، وجود نداره!