از رفت و آمد بین تهران-کرج خیلی مینالم ولی همین اتوبان یه وقتایی شفاس. امشب مثلا.
Posts by طٰ
با یه ذوقی خودمو رسوندم کارگاه که اولین بارونش رو باشم (ویوم خیلی موردعلاقهمه).
نبارید پدرسگ.
همکار یخچالدار؟ 🥹
اولویتم از خرید یخچال برای کارگاه، به نصب دوش تغییر پیدا کرده.
تا اینجا خیلی روز گهی داشتم عبدالرحمن.
از اون روزا که یادم نمیره و همیشه بهش برخواهم گشت.
نمیفهمم این کمک نگرفتنها ینی چی مثلا.
واااای اینتراکشن :))) اره رفتم گرفتم که بریزم 🤦🏻♀️
سوسک اومد کارگاه که! فسخ قرارداد کنم یا چی؟ -گریه و ضجه-
تایملاین من کاااملا در انحصار شماس :)))
انگار اومدم وبلاگ شخصیای چیزی مثلا، خیلی بامزهس.
کاش سه ماه دیگه تابستون تمدید میشد ولی این دندونم به عصب نرسیده بود.
دچار حملات مکرر خواب میشم عبدالرحمن.
توییتر رو پاک کردم و یک مقدار خوبی نسخم عزیزان.
دارم حناق میگیرم. مبارک بدخواهام.
ولی حس میکنم میگیره.
به من دوباره یه دونه داده اگر میخواین
منم تا تونستم مقاومت کردم ✊🏻
خیلی بدفازم، داره خوشم نمیاد.
خوشم میاد اینجا خلوته. ولی چقدر زشت و خشکی به جاش عزیزم.
بدبختی ما رو ببین توروخدا.
آیا بلواسکای آن بستریست که در آن استاک نخواهم شد؟ خواهیم دید. 🤝🏻