اولین گل نرگس امسالم و از فاصله یازده هزار کیلومتر دوری واسم سفارش داده و الان به دستم رسید🥰
Posts by مسا
نیاز دارم یکی و استخدام کنم یجا مستقر باشه بسته های پستی من و تحویل بگیره، از روزی که حسام رفته ماموریت زندگیم مختل شده:/
چقدر تو بدجنسی مرد:))
در شرایطی که فکر می کنی همه چیز داره خوب پیش می ره یک نفر همیشه داوطلبانه مسئولیت اینکه گند بزنه توش رو به نحو احسن انجام می ده
یه لحظه خوابم برد، خواب دیدم بابا تو پاویون پیشمه، بعد دارم فک میکنم زنگ بزنم بگم واسه اونم ناهار بیارن، بعد با خودم میگم نمیشه، اخه اونا میدونن بابای من فوت شده و فقط من میبینمش:/
امروز دقت کردم دیدم من روزی نیست که بیمارستان برم و دلیل تبدیل گریه های یه مادر به خنده نشم، درسته بخاطر وجدان و تعهد کاریمه، ولی خدایا با تو که این حرفا رو ندارم، من گرو کشی میکنم همه ی این خنده ها رو واسه اینکه مواظب عزیزام باشی
زود برگرد:(
بنظر میاد باید منتظر پاندمی انفلونزای پرندگان در جهان باشیم..
جدیدا متوجه شدم تنها کسی که من و دوست نداره و تحسین نمیکنه، خودمم... خود خود خودم
سفرت بسلامت جون من🥹
امکان نداره تاکسی بگیریم واسه فرودگاه امام و شروع نکنه از بدبختیا و مشکلاتش گفتن، بخدا ما هم هزار تا مشکل داریم، مثه سگ هم داریم ویدوییم تو این مملکت، ولمون کنین
دلتنگم..دلم واسه خونه ام تنگ شده
متاسفانه من همیشه اون بچه هه بودم که همه فامیل میزدن تو سر بچه هاشون:/
تو این و به شوخی نوشتی ولی خدا که شوهر من همینه، یه رییس واسه بقیه و به بچه ۴ ساله واسه من:((((((((
یه عکس فرستادم واسه مامانم از نصف صورتم جوری که گوشواره جدیدم بیفته ولی اولین چیزی حرفی که زده اینه که : مامان من بمیرم که تو اینقدر موی سفید داری:/ چی ان این مادرا
اهان فهمیدم، ساعت امگا میخوام:/ و از اونجایی که فعلا شرایط مالی اجازه نمیده کنسله
اتفاقا خیلی دوس دارم این چیزا رو ولی الان نمیخوام:)))))))
صبح زودتر از من بیدار شده، واسه دوتا دونه تخم مرغ و بیکن اینقد ظرف کثیف کرده و سر و صدا راه انداخته که خونش حلاله
واقعا نمیدونم چرا تو هر مناسبتی هیچی ندارم بپوشم:/ بخدا کمدای ما خانوما الکی پر لباسه
از دیروز گیر داده کادو روز زن چی میخوای؟ واقعا هیچی نمیخوام الان:)))) ول کن مرد
😅😅😅😅
:)) قضیه چشم که لطفته، ولی احتمالا همونم
۴ سال از ازدواجم میگذره و این مدت من سه سالش و رزیدنت بودم و یک سالش طرح... درسته که سختیا میگذره ولی اون جوونی و هیجانی که میشد داشت تو اون روزا و نشد و دیگه نمیشه کاری کرد
پر میزنه، دام واسه تو عشقم، واسه هر شب دیدنت...
چه ساعتها که تو این فرودگاه کوفتی هر هفته دارم بگا میدم..