هزارتا پروانهی رنگی توو قلبم بال زدن
Posts by MinaAmin
میگه زبالهها رو تفکیک کردم .... خیسها رو گذاشتم توو آفتاب خشک شده، اینها همشون زباله خشک هست.
🙃
آهنگها یه جوری عوض میشن که انگار وسط شافل نشستم نه پشت فرمون 🙃
کاش مغز منو میدادن به مامانم که ببینه توش چه خبره، دیگه انقدر استرس بهم نمیداد برای کارهای کوچیک. 🙃
اومده بودم یکی رو بلاک کنم
دستم گرم شد کل لیست رو بلاک کردم 🙃
مستفیض شدیم شاه شاهان 🙃😘
این بچه انگار میخواد بین ایران و کانادا مسافرکشی کنه. (میگه راه دوره بجای ماهی یه بار، مجبورم سهماه یهبار بیام.)
زمین رو گاز میگیرم که نخندم 🙃
چند سالی که روز تولدم اشکم درمیاد ولی دو ساله که آه همراه اشکم شده
دیروز، نشستم کنار گوسفندا، گفتم نگران نباشید، از شما ارجحتر برای سر بریدن زیاد هست، اونها رو براتون قربونی میکنم.
منو به یه موسیقی زنده دعوت کردن 🙃
(ترکیب بعبع و سُمها و زنگولههاشون، وسط هم دوتا بز رقص شاخ میرفتن)
دلم برات تنگ شده 😭
بهم گفت چون ورزش نمیکنی اینجوری شده.
من سکوت کردم ولی
دوستان شلنگ رو برداشتن بهش 🙃
گفتن این کوهنورد و دوچرخهسوار
قیافهش دیدنی بود 🙃
با موضوع کنار اومدم
حل شد
روزهای جدیدی در راه هستند 🙃
گاهی یه زن میتونه مرد باشه 🙃
ای وای به این قلبی که
پیش تو روعه
هر جای دنیایی
دلم اونجاست
قبل آدرس متوجه شد
بس که سوال پیچش کرد، بندهخدا متوجه شد اشتباه گرفته، شانس منه
فقط قیافهی من که توو همون چند دقیقه از خوشحالی عروسی داشتم قر میدادم 🙃
حتما منم روو دستهام راه میرم 🙃
ما دوس داشتیم بریم
وقتی متوجه شد اشتباه گرفته، دوباره دعوتمون نکرد 😭
حالا که اشتباه شده، میشه آدرس بدید ما هم بیاییم؟ 🙃
دو نفریم؛ قول میدیم پول میوه، شیرینی و شام رو هم حساب کنیم، خیلی وقته عروسی نرفتیم
یکی زنگ زد ما رو عروسی دعوت کرد
بعد متوجه شد اشتباه زنگ زده
🙃
یکی زنگ زد ما رو عروسی دعوت کرد
بعد متوجه شد اشتباه زنگ زده
🙃
درسته تمام برنامههای زندگیم رو بهم زدن
درسته سعی کردن بهم ضربه بزنن
اما من کم نمیارم
هر چه پیش آید خوش آید ما که خندان میرویم
🙃
همه برام خوشحالن، میگن قدرتو ندونستن، حقت رو خوردن، رفتن برات خوبه
فقط خودمم که ناراحتم، بخاطر توهینی که بهم شده
حداقل برای رفتنم انقدر بیشرمانه بازی نمیکردید
ناراحتم، چوپونی که نیلبک نداره
چطوری غصههاش رو توو گوش باد گوشواره کنه
تنهاییش رو با چطوری به شب سنجاق کنه
من چطوری تحمل کنم آخه
ناراحتم انقدر که نمیتونم شکلکم رو بذارم 😕
رویای من این
دنیای بیکینه
دو سر دعوا در این حکم برابر هستن 🙃
حوصله ندارم
هرکی دعوا بیاره اسکایلاین، بلاک میکنم
از امروز تا همیشه
🙃
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
میگه از شما حس خوب میگرفتم، میشه تجدیدنظر کنن؟
گفتم نه. نظر منو نخواستن که سیستمم رو از دسترس خارج میکنن. پس تصمیم قابل مذاکره نیست. تو هم نگران نباش پسرم، باهوش و کاردان هستی خیلی زود خودت استاد میشی. 🙃
اون همکار جدید رو گفتم براتون
امروز وقتی دید چه بلایی سرم آوردن و چطور شوکه شدم. استعفا نوشت
توو اوج شوکه بودنم، واستادم باهاش حرف زدم که این کار رو نکن، یک ماه کار کن، بعدش تصمیم بگیر، هیچجا خوب مطلق یا بد مطلق نیست. یک ماه همه چی رو ببین و بعد تصمیم بگیر که آگاهانه باشه نه احساسی.
🙃