@foroogh.bsky.social یکروزه رفته بودم شمال فروغ. خیلی عکس نگرفتم. اینا برای تو که نتونستم تو کتابخونی باشم و از اون موقع شرمتدهام :)
Posts by MarchM
دیشب که خوابم نبرد دو سه نفر رو تو ذهنم لیست کردم که هیج وقت در زندگانی نبخشمشون. باید هر از گاهی یادآوری کنم به خودم چون متاسفانه یادم میره کارهایی که دیگران در حقم کردن.
منتظر هم هستم زنگ بزنن برم آقای فلان معاونت فلان من رو ببینه و بپسنده در حالیکه اگر مرد بودم با این سابقه و رشته و عملکرد خودم الان معاون بودم.
خدا کنه دوستم زنگ نزنه بخواد هم رو ببینیم در توانم نیست.
دیشب پنج خوابیدم، صبح با تلفن دوستم پا شدم و دیگه خوابم نبرد. راه میرم اون یک ذره مغزی که دارم انگار تو سرم حرکت میکنه. ناهار هم ندارم و نای هیچ کاری هم ندارم.
اینجا مینویسم اکو داره بسکه خلوته :)
وای بدتر از اون اینه که دوباره شنبه و مدیر لمپن و همکار حسود. نمیدونم در کجای دنیا چه کار بدی کردم که این سرنوشتمه.
زیر دلم خیلی درد میکنه، نکنه ابن همکارای مرد الدنگ چند بار دیدم رفتن دسشویی ما و بهداشت رو رعایت نکردن باعث بیماری چیزی شده باشن. شایدم یخ کردم، اناقمون خیلی یخه.
دیگه چند روز میخوام اینجا بنویسم فقط.
تازگیا خیلی به مردن فکر میکنم. بچهام، بچهام.
از نمایشگاه مریض شدم. خاک بر سر مدیرم که هر چی گفتم کار دارم من رو نفرست قبول نکرد. بک مشت آدم ویروس متحرک هم تو اون فضا.
فردا تولدمه و ازینکه یکسال دیگه به سنم اضافه میشه ناراحتم.
عه الان فرداست که.
قربونت خوبم. میگذره ایام 😊
اره همونم. دلم برات تنگ شده بود. خوبی؟
به شما هم نگفتم. نسیم هستم از توییتر :*
بوس بهت.
ببخشید من نسیم هستم از توییتر. شرمنده معرفی نکردم.
خانوم عندلیب مشتاق دیدار. سال نو مبارک و بوس بهتون.
لیلیث عزیزم سال نو مبارک.
فروغ خانوم جان سال نو مبارک. دلم برات تنگ شده بود که. 🌺
من اصلا دلم نمیخواد بمیرم.
توییتر ترکیده انگار. من اینجا و اونجا و واتسپ و آشپزخونه. چقدر تو مالتیتسکی عزیزم.
یک حسی میگفت نرم پیش این ارایشگره ولی رفتم و رنگ موهام خوب نشد. دیگه چند سالم باید بشه که بفهمم به حسهام اطمینان کنم.
حتما. بوس بهت.
هر از گاهی میام اینجا ببینم دوستی پیدا کردم یا نه.
وسوسه شدم دوباره اکانت توییتر بسازم ولی همش خطا داد و نشد. کلید اسرار. اینجا هم که اینقدر خلوته هیچکس نیست.
۱۲ بهمن.
یاد ایام قدیم.
امروز گفتم به درک، دیگه روی مادیات متمرکز بشو و اینقدر خودت رو اذیت نکن خداوندگار معنویات.
یادداشتهای ایرلند هاینریش بل رو خیلی دوست داشتم. بیاین بریم دوبلین، بعدش اونشهری که خیلی دوستش میداشتم.
کاش اینجا دیگه واقعا یک رفیق پیدا کنم و باهاش راه برم و حرف بزنم.