Advertisement · 728 × 90

Posts by Mehrnaz

آخرش همینه دیگه، میدونستم که

2 years ago 0 0 0 0

:**

2 years ago 1 0 0 0

بنشینم و‌ صبر پیش گیرم
دنباله‌ی کار خویش گیرم

2 years ago 0 0 0 0

انگار دارم غرق میشم، اونجایی که دیگه آدم میدونه دیگه نجات پیدا نمیکنه و دیگه جونی هم نداره دست و پا بزنه، آروم میشه و کم کم همه چیز تارتر میشه و میره زیر آب

2 years ago 1 0 0 0

قلبم داره پاره میشه

2 years ago 1 0 1 0

من میترسم
من از جایی که الان وایسادم میترسم

2 years ago 2 0 0 0

مسلمانان مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به گردابی چو می‌افتادم از غم
به تدبیرش امید ساحلی بود
دلی همدرد و یاری مصلحت‌بین
که استظهار هر اهل دلی بود

2 years ago 1 0 0 0

کاش یه شب مستی باز سر رام بود

2 years ago 0 0 0 0

نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی‌رهاند و فکر می‌کنم این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد

2 years ago 0 0 0 0

از اینکه اینچارج همه چیز باشم، خسته‌م

2 years ago 0 0 0 0
Advertisement

هیچ توانی برای ادامه ندارم، دلم میخواد همین لحظه همه چیز تموم بشه

2 years ago 0 0 0 0

اینجا هنوز زمین خاکیه انگار، اگر از سیصد چارصدتای اصلی نباشم، اصن نمیخوام !

2 years ago 1 0 0 0