Advertisement · 728 × 90

Posts by fxcking Angel

built a crown with my own hand.

6 months ago 9 0 0 0

به درجاتی از بی‌پولی دارم میرسم که کلاس دانشگاهو نمیرم چون پول اسنپشو ندارم
دیشب کلی فک کردم ک چجوری از چه هنری و راهی پول دربیارم
کاش میشد بتونم ب این انزوای اجتماعی که پیله شده دور تن روح و روانم غلبه کنم
کاش بتونم پول دربیارم حتی خیلی کم
میتونم برنامه تغذیه و باشگاه بنویسم
میتونم مشاوره بدم
میتونم

8 months ago 10 0 0 0

چقد من توی کثافتو تحمل کردم
دلم از خودم نفرت داره بخاطر تموم لحظهایی ک تورو راه دادم تو زندگیم

9 months ago 10 0 0 0

چجوری تونستی دهنتو باز کنی این حرفو بزنی ب من
ب من میگی وقتتو میگرفتم نمیذاشتم کتاب بخونی ؟ تویی ک همه چیز یادت میرفت من باید رینایندر و تودولیست میشدم برات
بعد کتاب خوندن رو، من یادت دادم من کتاب دستت دادم تو جز ول چرخیدن تو گروه ها و کالاف بازی کردن چیکار میکردی
یادت رفته تراپیست 24ساعته ات بودم

9 months ago 12 0 0 0

معیار فقط ذات‌ئه
پول میاد و میره
زیبایی تکراری میشه و از اون بهترش میاد
مقام و منصب میتونه نابود شه
اما ذات همیشه میمونه،اگ ذاتش خرابه هیچ وقت درست نمیشه
اگ ذاتش سالم باشه هیچی مانع انسان‌وار زندگی کردنش نمیشه چ پول و مقام

9 months ago 11 0 1 0

دلم تموم غوره ها و لیموترشای دنیا رو میخواد😭

9 months ago 11 0 0 0

دیشب کاملا ب سوگواری گذشت
خودمو محدود نکردم اروم نکردم
با گریه خوابیدم
حرفای تلخی بهش زدم اما ازخودم ناراضیم
احمقانه ترین کار بود
چی میگی ب جلاد قاتلت؟
ب چی زل زدی لعنت به این قلب ک ی روزی ب تورو راه داد
هرزه ی حرومزاده کاش میکشتمت فقط

9 months ago 12 0 0 0

چقد تراپیست و همراه و رفیق بودم برات
چقد سپر بلا هایی شدم ک میتونستن سرت بیان
چقد الان دلشکسته و ناامیدم و زده شدم از بودن با ادما
میترسم از روزی ک کسی شبیه تو رو بازم توی زندگیم راه بدم

9 months ago 14 0 0 0
Advertisement

خیلی زیباست

9 months ago 1 0 1 0

معلومه پسری ک شاهد خیانت پدرش به مادرشه، حتی میدونه پدرش با ی زن شوهردار سکس داره
و این دفعه‌ی اولشم نیس و بارها تکرار شده و حق رو به پدرش میده
وقتی میفهمه مامانشم دوست پسر داره، تعجب نمیکنه و براش عادیه
هیچ وقت نمیفهمه خیانت چقد زشت و قبیحه

9 months ago 16 0 1 0

تو ابراز علاقه ب محنا و سیما برات تفریح بود ک مسخرشون کنی
تو میخواستی سارا و سحر و رویا، اکساتو توی زندگیت نگه داری
اما ب من میگفتی حتی بودنت توی توییتر مخرب و سمه برای رابطمون
تو هیچ وقت یاد نگرفتی وفاداری چیه رابطه تمیز چیه

9 months ago 11 0 0 0

تو اتفاقات شخصی زندگی منو برا ادمای رندوم ی گروه تعریف میکردی با حرص و غضب
تو ب من میگفتی چ احتیاجی داری توییترتو پاک نمیکنی چرا اینقد خری ک من باید بهت بگم و خودت حتی با دخترایی ک بهت خیانت کرده بودن و اکست بودن میخواستی جاست فرند بمونی

9 months ago 16 0 1 0

تایم بهم گفتی «من گفته بودم بهت، من قول داده بودم ب سارا ک این سفر ببرمش نمیتونستم زیرقولم بزنم» منو خر فرض میکنی ک حرفی ک نزدی رو بذاری تو ذهنم، چون میدونستی اون تایم ضدافسردگیایی ک مصرف میکنم رو حافظه ام اثر دارن
تو با وقاحت تمام ب من گفتی اکست رو برگردونم توی زندگیت بعنوان ی دوست معمولی

9 months ago 9 0 0 0

تو به من خیانت کردی،با اکست رفتی مسافرت سه روز ب اکست گفتی من ی دوست معمولیم ک سیرش شدم و زنگ میزنم زیاد
تو ب من دروغ گفتی ک با ی اکیپ پسر تهرانی
درحالیک ک ویلا گرفته بودی لفور با اکست توی استخر بودی وقتی من نگران سالم رسیدن/نرسیدنت ب تهران بودم
بعد ک من از تاریخچه سفرای اسنپت فهمیدم کجا بودی اون

9 months ago 15 0 1 0

تو ب من میگفتی حرفایی ک پیشت زدم،حرفایی بوده ک ب ی رفیقی ک نارفیق بوده زدم و پشیمونم بابتشون
انسانیت اگه ذره ای تو وجودت بود
ب من نمیگفتی ،مامان و بابات اکستو اذیت کردن مگه اون گناهش چی بود جز اینک هموفیلی بود
من تسکینت بدم بابت رفتار تحقیرامیز خانوادت با دختری ک میخواست عروسشون بشه اونا نمیخواستنش

9 months ago 11 0 0 0

کردم ک چی بهم گذشته ک تراپیستم از جلسه اول ،بهم علاقه مند شده و فیورتش شده بیمارای بایپولار و منتظر بوده براش تایید بشه من بای پولارم بعد از لحاظ حسی درگیرم کنه اونم زمانی ک میدونست چقد از سمت تو و پدرم اذیت شدم اونم منو ی طمعه دید ک ازش بهره های خودشو ببره
تو فقط گفتی من میدونستم اینجور میشه همین

9 months ago 9 0 0 0
Advertisement

تو جریان تراپیستم،تو گفتی مرده نه عوضش کن برو پیش یه زن
چون می‌ترسیدی ی مرد تایید کنه تو چقد مخربی برام
میخواستی ی زن بگه تا بتونی تخریبش کنی و بگی اون عقل‌زنه و بازم تلاش کنی کنترل اوضاع رو دستت بگیری
بعد از اینک من بازیچه ی دست اون تراپیست هول اشغال شدم ،از بیچارگی و درموندگی بعد مدتها برای تو تعریف

9 months ago 10 0 1 0

تو اینقد از اینک من ازت سرتر بودم ،حس عقده ای شدن گرفتی ک شکست خوردن من، منو درگیر کارای خودت بیش از حد کردن، برات خوشایند بود اینجوری میتونستی درجا زدن منو ببینی و حس رضایت کنی
تو بهم میگفتی چرا ب بقیه صادقانه نگفتی شکست خوردی
برات لذتبخش بود اعتراف من ب شکست جلوی بقیه
اینقد ک نمیتونستی شبیهم باشی

9 months ago 12 0 0 0

تو اینقد میخواستی مرکز توجه باشی که اکست رو تبدیل به ادم دروغگو کردی تا بتونه ذره ای ازت توجه بگیره، اون ادم بصورت فیک به تو گفت هموفیلیه ک تا توجه ای ک همیشه متوجع تو بود رو برای خودش کنه
هنوزم توی زندگیته ک توجه ازت بگیره
بعد تو ب من میگی برو پولامو ازش بگیر پولایی ک قرض گرفت ازتو بهت پس نمیده

9 months ago 12 0 0 0

تو بهم میگی مراقبم باش،بهم پول بده، حامیم باش،ریزترین کاراتو به من دستور میدی، تو دو لیست کاراتو میگی من بنویسم و یادآوری کنم بهت
اونوقت با وقتی ک سیو میکنی میری، با ادمای رندوم لاس میزنی
تفریحت اینه ب دخترایی ک کراش میزنن روت پیام بدی علاقه مندی بهشون و بعد بهشون میخندی و برات فان ئه

9 months ago 11 0 0 0

منتها صادق بودنش،یه نامه اس که نوشته، امیدوارم توی مسیر بهبودت بذاری کنارت بمونم...
تو یه فرشته بودی ک دروغ ها و خیانت های منو بخشیدی
درصورتی ک بارها بهش گفتم، تو حتی معذرت خواهی نکردی بابت کارایی که کردی
وقتی مچتو گرفتم حین خیانت ،نگفتی من اشتباه کردم
گفتی من عمدا اینجوری کردم تا توبیای نجاتم بدی

9 months ago 11 0 0 0

وقتی باهاش درد و دل میکردم از رفتار نامناسب ی ادم دیگه باهام
با حرفای خودم، بهم سریعا حمله میکرد ک تو هم این اخلاق بد شبیه اون ادمو داری
و عملا، هر صحبتی با اون ادم، تبدیل به موضوعی میشد تا علیه ام ازش استفاده کنه
آیا توی این چارچوب، حس امنیت خواهم داشت؟

9 months ago 10 0 0 0

یادمه ی روزی همینجایی ک الان نشسته ام بودم که یهو حس کردم از یه بلدی مترفع دارم سقوط میکنم درون ی چاه و چار هرچقدر پایین تر میرم دهانه اش تنگ تر و تنگ تر میشه، ب حدی ک علاوه بر سقوط له میشم
و این حس مدتها باهام بود
میدونی اون لحظه رو هیچ وقت فراموش نمیکنم
اونجا ک دیدم بهم خیانت کردی

9 months ago 13 0 0 0

دیگه جایی پیش من نداری، برو بسلامت

9 months ago 15 0 0 0

دیس ایز آس معرکه ترینه، من دیدمش و بازم میخوام ری واچش کنم

9 months ago 0 0 1 0
Advertisement

ادمیزاد ذاتا قدرنشناس به دنیا میاد
و ب مرور با یاد گرفتن انسانیت، قدرشناس اتفاقات ریز و درشت مثبت زندگیش میشه
میفهمه نبود این چیز مثبت کوچک تو زندگیش چقد میتونه به چشمش بیاد و سخت بشه

9 months ago 20 1 0 0

یه جمله الان خواندم خیلی قشنگ بود:

«یه روزی می‌فهمی دنیا باهات لج نکرده بود، فقط داشت یادت می‌داد چطور بی‌نیاز بشی.»

9 months ago 26 1 0 0

قبوله

9 months ago 1 0 0 0

سعی میکنم عمل کنم بهش

9 months ago 1 0 1 0

ارره منم دوس میدارم اینجوری
امیدوارم فقط بیش از حد فانتزی نباشه

9 months ago 0 0 1 0