Flinders street - Melbourne
~1910
Posts by RasTastic!
😂😂😂
Damn true
دردت چیه؟
Organised an AMA event for 1:30pm today. Already 47 questions are submitted. 😅
نشستم کلی تنظیمات میکروفونمو انگولک کردم آخرش هم حوصلم سر رفت :)))
♥️ خیلی خوشمزه بود
جات خالی
بیشتر از این ارزشی تو ادامه تعاملمون نمیبینم.
تا جایی که لازم بود شفاف و واضح گفتم.
من قایمکی حرفی ندارم - چیزی که میگی رو حداقل بهش پایبند باش.
جوابم به چیزی که پاک کردی
حرف بی ربطیه که بگیم یه کوچ / حمال / سوپور چیکار باید یا نباید بکنه.
اما اکر منظورت اینه… هایلایت کردم… شاید چون دارک مود بود ندیدی. ولی کوتیشن گذاشتم که یعنی این نقل قوله از جایی.
یبار بهت گفتم. این بار دومه.
من با این چیزا معمولا intimidate نمیشم.
به عنوان یه آدمی که تو دنیای واقعی زندگی میکنم اخلاقا و الزاما به «کلاینت» هام اهمیت تمایز قایل شدن بین رویایمحال و واقعیت رو گوشزد میکنم.
*البته تعریف «کلاینت» و منشور بین کوچ و کلاینت یه مبحث جداییه که کل حرفی که شما زدی رو باطل میکنه. وظایف کوچ در قبال کلاینتش، خارج از قرارداد عمومیت نداره.
♥️💋
Being authentic isn't about perfection; it's about staying loyal to your true self, values, and ethical principles - a genuine synchronisation b/w your thoughts, words, and actions!.
Any other portrayal of authenticity is an illusion and pretending to be authentic is nothing but deceit.
;)
ز بد اصل چشم بهی داشتن
بود خاک در دیده انباشتن
ز ناپارسایان مدارید امید
که زنگی به شستن نگردد سپید
چقده قشنگی
عه؟ چَرا؟ در گوشم بگو
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم؟
خانه اش ویران باد!
“Interviewer: what is your key strength?
Me: living other people’s dream.”
:)
این چیزا رو ولش… هوا چطوره؟
That would be perfect 🤩
حالا خود دانی… ولی از یه جایی به بعد اسمش میشه سرطان.
Et hic vivis, non obstantibus omnibus!
از کیمیایِ مِهر تو زر گشت رویِ من
آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود
در تنگنایِ حیرتم از نخوت رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی
مقبولِ طبعِ مردم صاحب نظر شود
No Gifs yet?
https://media.tenor.com/Nf2E68yyn1kAAAAC/love.gif
*here
حرف درستی میاد بنظرم
BlueSky with a cute rainbow 🌈
از چیزی خندهم گرفت!
یاد حرفی از معلمم افتادم که هروقت پای تخته سیاه یه مساله حل میکرد زیرش امضا میکرد.
به ما هم میگفت چیزی رو بگین/بنویسین که بتونید پاش وایسین و زیرشو امضا کنید.
اوووففف! کجاشو دیدی