Advertisement · 728 × 90

Posts by Nobody

دلم خیلی برای مامانم تنگ شده کاش می‌شد یه بار دیگه برام غذا درست کنه.

4 weeks ago 2 0 0 0

کاش حداقل گربه داشتم.

4 weeks ago 2 0 0 0

اینطوری شده که هر ماه تو هفته ی پی‌ ام اس یه منتال برک داون بزرگ دارم و بعدش دوباره به زندگی برمیگردم و این ماهیه دیروز بود.

1 month ago 3 1 1 0

واقعا بار زندگی برام خیلی سنگین شده نمی‌دونم چیکار کنم دیگه.

1 month ago 2 0 0 0

هنوز ذهنم انگار باورش نمیشه که ۱۴ روزه تهران و خانواده ام و دوستام زیر بمبارونن. امروزم ادای زندگی کردن دراووردم رفتم خرید گل خریدم چرخیدم. همه چی پر از غمه

1 month ago 2 0 0 0

امروز تو مغازه یه لباس دیدم شبیه یکی از لباسای داییم و یهو پرت شدم ۱۵ ۲۰ سال پیش که داییم میومد خونمون و من از بوی عطر و سیگار زیاد میفهمیدم اومده میرفتم پیشش و کلی حرف میزد و ما میخندیدیم. آنقدر دور و آنقدر نزدیک بود که اون سالا انگار من نبودم انگار یکی دیگه بوده انگار یه دنیای دیگه بوده.

1 month ago 2 0 0 0

امروز تو دیلی بکند اینجیرمون گفت که تسک دیروزش این بوده که بخاطر جنگ توی ایران یه سری رگولیشنا رو تغییر بده و من بعد شنیدن این دوربینمو خاموش کردم و زدم زیر گریه و انگار قلبم هزار تیکه شده.

1 month ago 2 0 0 0

I’m a fucking failure

2 months ago 1 0 1 0

هیچ روزایی انقد برای زندگی نجنگیده بودم هر روز اکتیولی دارم زور میزنم نمیدونم خوبه یا بده.

2 months ago 2 0 0 0
Advertisement

❤️❤️🫂🫂

2 months ago 1 0 0 0

از تابستون پارسال که تو آب شفاف با ماهیای رنگی شنا کردم هر رویایی که میبینم و خیلی خوبه توش دیگه دارم پرواز نمیکنم بجاش دارم با ماهیا شنا میکنم و این انگار شده یه بخش مهمی از همه ی فکرای خوبم.

2 months ago 1 0 0 0

انقد خسته و نا امیدم حد نداره دلم میخاد برم خونمون و انقد غصه نخورم دیگه.

2 months ago 2 1 1 0

آخوند و کووید و مهاجرت و غربت و دوری و جنگ و کشتار و … قشنگترین سالای زندگیمون بودن.

3 months ago 2 0 0 0

🥹🥹🥹🥹🥹🥹مرسی مهندس🥹🥹

3 months ago 1 0 0 0

۳ ۴ روز گذشته قلبم کااااامل از شادی و انگیزه خالی شده بود و تا یکی دو ساعت پیش هم همین بود که خوابم برد بیدار شدم و باز حس کردم یه نیمچه شادی بهم برگشته واقعا عجیب بود انگار دمنتورا بهم حمله کرده بودن.

3 months ago 3 0 1 0

دلم خیلی برای مامانم تنگ شده روزهاست ازش خبر ندارم، خیلی خسته ام و قلبم درد میکنه.

3 months ago 2 0 0 0

کیر توش بابا:)))))

3 months ago 2 0 0 0
Advertisement

چرا همیشه فک میکنم چیزها کافی نیست چه مرگمه دنبال چی ام خسته شدم واقعا :)))) قبلن همین شرایط آرزوم بود الان ولی انگار کافی نیست :))))

3 months ago 2 0 0 0

اما من حس میکنم زوری نبوده که برای این زندگی نزده باشم هر چقدر فشار بده همچنان براش ایستاده میجنگم!

3 months ago 2 0 0 0

دیشب از ۴ خوابیدیم تا امروز ۶ این وسطا بیدار شدم و جلسه مو از دست دادم ولی خیلی بهم خوش گذشت واقعا از زیباترین روزای زندگیم بود حس میکنم دوباره دارم خوشحالی رو از اعماق وجودم میفهمم.

4 months ago 3 0 0 0

باورم نمیشه بعد از حدود ۵ سال تراپی و بودن در انواع موقعیت های سمی در طول دو سه هفته ی گذشته یه سری حس جدید رو دارم تجربه میکنم و یکیش کافی بودن و دوست داشتنی بودنه و چقدر خوبه حتی وقتی یه اپسیلونی این حسو دارم انگار رو ابرام چقدر خوبه آدم خودشو دوس داشته باشه.

4 months ago 3 0 0 0

آدما نمیفهمن با وجود همه ی نقش هایی که داشتی بودی و وقتی خودشون این نقشا رو میگیرن میفهمن چقدر بعضی وقتا سخته بودن.

4 months ago 2 0 0 0

سلام همسرم🙂‍↔️🙂‍↔️🙂‍↔️
خوش آمدی ای دیریافته

5 months ago 1 0 1 0

چرا زندگی یه وقتای زیادی داره آنقدر تاریک میشه من واقعا نمی‌دونم چیکار کنم دیگه.

5 months ago 1 0 0 0

از حجم نفهم بودن آدما خسته ام دلم آدم اموشنالی مچور میخاد.

5 months ago 1 0 0 0

آدما رو که میوت میکنم دیگه اذیتم نمیکنن جالبه.

5 months ago 1 0 0 0
Advertisement

از وقتی battlefield جدید اومده دیگه call of نزدم و خوشحال ترم😌

5 months ago 1 0 0 0

خواهرم میگفت گل کاغذی ای که از جزایر قناری بردم کاشتم تو باغچمون تو تهران گل داده🥹

5 months ago 2 0 0 0

بوی سینامون رول پیچیده تو خونه🥰

6 months ago 1 0 0 0

از ورزش پریروز پایین تنه رو از دست داده بودم امروزم بالا تنه رو از دست دادم.

6 months ago 1 0 0 0