کشف امسال هویج بنفش و قرمزه. خیلی خوشمزهتر از هویج نارنجیه و یک رنگ سرخ و زیبایی به غذا میده که بیا و ببین.
Posts by Irène
پس دندان و لثهی حساس نداری
دندونهای جلو درد داره. بهش بگو بیحس کنه جلو رو
کجا گوش دادی؟ تو کست باکس آپلود نشده
دکتر جیپیتی میگه بین سر و بدنت موندی. بدنت خسته و افسردهست و نیاز به خواب، استراحت و رکود داره ولی مغزت میگه مثل هر سال این موقع باید بری سفر. یه سفر رفتن یا نرفتن سه هفته ست مشغلهی فکری شده.. من بمیرم از این افسردگی و حال خراب رواست.
گزارشهایی که از این دو زندانی فرانسوی آزاد شده پخش میشه خیلی عجیبه. تو یکیش زندانی مرد با خودش یه چشم بند آورده و جلوی دوربین میزنه و با خنده میگه خیلی سخت بود این شرایط... و شکنجهی واقعی بود. شکنجه رو آخه چرا رو خودت تکرار میکنی اونم با خنده
منم پیاده برمیگردم حدود چهل و پنج دقیقه. صبح هم پنجاه دقیقه تو باشگاه
در اتاق انتظار دکتر روماتولوژی.. میانگین سن افراد هشتاد سال. بنده با نصف این سن، شش ماهه از درد کمر و آرتروز خواب به چشمام نیومده. واقعا امیدوارم قبل از پیری بمیرم اگه جوونیم اینه
دلم مسافرت میخواد ولی اصلا توان رزرو هواپیما و غیره رو ندارم. دلم میخواد چشمام رو ببندم و باز کنم و تو مقصد باشم.
شیرینی مورد علاقهی منم
گفتم دو روز برم مسافرت بلکم این همه استرس و اضطراب این چند وقت رو بشوره ببره که از دیدن قیمت بلیط و هتل در لندن سکتهی ناقص زدم.
جنگ شد، آخوند نرفت و ما دیگر نخندیدیم.
با میگرن بیدار شدم
قشنگترین قسمت عکسهای نوروز تو تهران، زنهای بیروسری و رها و آزاده.. چهقدر بهشون میبالم..
من سر همین کلی گریه کردم.. تازه واسه من هیچ وقت عید نوروز مهم نبود
گاز قطع بشه چی.... واقعا دیگه نمیکشم
با کدوم پول و سرمایه.. کشور به فاک فنا رفته
مرگ
من امروز تو باشگاه فقط هایده گوش دادم و گریه کردم
خواب دیدم زاییدم شما بگو کابوس چون بچهدار شدن کابوس زندگی منه. بچه سر گربه و بدن انسان داشت و مدام گریه میکرد.
چرا حالا پرچم ساواک رو در کانادا برافراشتن 🤣
هشت سال ؟پس چه طور تو دیر با خبر شدی این با کسیه تا اونجا که در خاطرهام مانده
وا دنبالش گذاشتن مگه.. چند وقته با همن؟
با وایبر بالاخره تونستم زنگ بزنم خونه و یک دل سیر با خواهرم حرف زدم. مادرم از گرونی خیلی نالید و گفت خیار شده کیلوئی چهل هزار تومن مرغ خریده پونصد هزار تومن. گفت حالا خوبه عیدی بابات رو ریختن. برادرم هم در مرز بستری چون از ترس جنگ بیماریش عود کرده. بابام گفت خوب شد تو رفتی و از بابت تو خیالم راحته.
عدس؟
قلبم سنگینه.. سینهام انگار زیر خروارها خاکه.. من هیچ وقت خودم رو وطن پرست تعریف نکردم و فکر میکردم هیچ عرقی به خاک ندارم.. حالا اون شهر، اون خاک داره نابود میشه.. مردم دارن میمیرن و خاک سرد داره روی همه چیز میشینه.. روی شهر.. روی مردم.. روی سینهی من.
🫂🩷
عزیزم 💔
فقط و فقط یک آدولف وجود داره اونم ایشونه
تو فرانسه صف کشیدن بزنین بزنن 😅