پیش گفتار فرزند اولم..
Posts by پوریا نفیسی
والله به نیم قرن دیده ها نمی خورین شما…
چو نیک بنگری
همه در نظر تو نیک اند
🥹
اون بالشته سعادتمند بله را گرفت۔۔۔
مصداق بارز …فرنچ کیس
صبور باش دخترم ،زمان بده..برای بله گفتن وقت زیاده،زنده گی کردن با زنده دل در زندگانی بسی نایاب است…
خدا رو باید اکتشاف کرد،تو زندگی روزمره می تونی بین لباس چرک ها بین داد زدن ها بین غر زدن ها بین اخم ها و خیلی اتفاق های دیگه خدا رو پیدا کنی ..سخته بتونی اونو از دل تاریکی آدم ها در بیاری،ذهن ما نمی تونه باور کنه که خدا تو همون درختی که داره بهش سایه می ده و هیچی از اون نمی گیره هم هست…
خدایی که اختراع می کنیم ..
این شهامتو برای تعظیم کرد…
شعبه داده به ۸ میلیارد ارواحی که هستن و خواهند آمد.. خیلی وقته نیست..اما ما نمی خواهیم باور کینم..
خانه معشوقه ام،معشوق نی
عشق بر نقدست،بر صندوق نی
🔍من در سرای عشق تو جایی ندارم تو عاشق جزئی من هستی،تو عاشق خانه منی صندوق منی شهرت منی ..نه خود من،نه ذات من ..
تو عاشق جمال منی نه باطن من
..این داستان عشق های امروزیه…
عاشقی تو بر نت و ،بر حالتی
حالت اندر دست نبود،یا فتی
🔍اینجا رو گوش کن….میگه تو هم عاشق منی و عاشق حال خاص خودت،و این حال تو دوام نداره ..به زودی تمام می شه
گفت اینجا حاضری،اما ولیک
من نمی یابم نصیب خویش نیک
🔍عاشق به معشوق گفت:بله البته تو نزد منی،اما من به خوبی از ذوق دیدن تو بهره مند نیستم
آنچه می دیدم ز تو پارینه سال
نیست این دم،گرچه می بینم وصال
🔍اگر چه تو رو دارم اما ذوق و شوق سال پیش رو ندارم
من به پیشت حاضر و،تو نامه خوان؟
نیست این باری ، نشان عاشقان
🔍من اینجا نشستم تو داری نامه ای که از قبل نوشتی می خونی ؟بدون این کار تو نشانه عشقت نیست …
گفت معشوق:این اگر بهر من است
گاه وصل،این عمر ضایع کردن است
🔍اینجا رو گوش کن…..معشوق برای تنبیه عاشق گفت:اگر این نامه را برای من نوشتی بدون که هنگام از دست دادن عشقت،این کارها تباه کردن عکر خودت هست
بیت ها درنامه و مدح و ثنا
زاری و مسکینی و بس لابه ها
🔍تو اون نامه ها،اشعاری در ستایش معشوق خود نوشته بود و در ضمن به عجز و ناتوانی خودش هم اذعان کرده بود…
آن یکی را یار،پیش خود نشاند
نامه بیرون کردو،پیش یار خواند
🔍معشوقی عاشق خودش رو فرا خواند ،و پیش خود نشاندتا با هم لذت جویند،اما آن ناداننامه ای که قبلا برای معشوق خودش نوشته بود بیرون آورد و شروع به خواندن کرد..
یک جایی ابلیس به معاویه میگه،کار من صرافیه ارزش انسان ها رو من مشخص می کنم رو زمین …
داستانشو جایی خوندی کامل؟
شاید به خاطر چالش هام با موضع هستی شناسیه..تو کتابم هم یک چند صفحه صحبت خدا به آدم هاست ..کلا از این خدا سازی و تصویر کاذب پرستی بشر در تعجبم
یاد داستان معاویه و ابلیس افتادم..مثنوی
برشی از فرزند اولم …
بانو جان شغل ایشان احتمالا دلبریه..
شبانه عاشقانه
👌🏻🕊
شما در جهت عیار دار بودن وجودتون چه می کنید ؟
ارادت استاد
انتخاب دیگه ای برای رهایی از سیاره تاریک نیست
در مسیر انتخاب های بعدی🕊
برشی از کتاب روحی که مهمان این بدن است