بستی دو چشم و گفتم : میخانه بسته بهتر
Posts by بهراد
من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان
گردون کجا به فکر سامان من بیفتد
شهریار
جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار.....
شما میگین خورشید پشتش به ماست
ولی
چی بگیم ما
که روی خوش زندگی پشتش به ما است
به قول اون یارو نوماینده ارومیه
چَرا عقبتو کردی به ما؟؟
هرکه آمد گرهی چند بر این کار افزود.....
صائب
ما
حسرت
یک خنده ی دنباله داریم ....
ما سرزمینی دور و تنها در غباریم، ما،
چیزی به غیر از غم،
به غیر از هم
نداریم
ما وارثان دردهای بی شماریم ..
تو مثل آسمان شبهای کویری..
با تو حكایتی دگر ، این دل ما بسر كند
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نهای هزاری تو چراغ خود برافروز
مولانا
مردم چه گناهی کردن🤦
آقایون میدونستین فقط نشون دادن ساق پاتون ۲۴ میلیون تومن میارزه؟؟
اون فرهاد هم که زد به دل کوه، یه تیشه با خودش داشت
حداقل یه بلمی، قایقی داشته باشین
😂
بعدها که شهره به آفاق شدین
سهراب بتونه در وصفتون بگه
قایقی خواهم ساخت
تعطیل که شد 😂😂
باجناق که ندارید انشالله😂😂
خیر محمد ۷۸ سالشه و کشاورزه
هنوز با غیرت کار میکنه
خجالت میکشم بگم کاری کردیم اما خوشحالم که کشاورزیشون راه افتاده
شکر
گفتی نکنی خدمت سلطان،
نکنم نی
یک لحظه فراغت به دو عالم نفروشم
خاقانی
😂
سپاس🌺
چرا، چرا
پرسیدمش گفت؛
ااز برت دامن کشان رفتم ای نامهربان
از من آزرده دل، کی دگر بینی نشان، رفتم که رفتم!
ما همونایی هستیم که از هیاهوی دنیای به کنج دنجی قانعیم ملامتمان نکنید
حال ما بیآن مه زیبا مپرس.
مولانا
امید را برای روزهای بد ساختند
و چراغ را برای تاریکی
- نادر ابراهیمی
ای کوه!!!
تو فریادِ من امروز شنیدی
دردیست در این سینه،
که همزاد جهان است
از داد و وِداد،
آن همه گفتند و
نکردند
یا رب
چقَدَر فاصلهی دست و زبان است؟
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من می کنم،
افشردن جان است
افشردن جان است
افشردن جان است
افشردن جان است
....
سایه
خُنُک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست.
سعدی
من واقعا بیشتر آدمای اینجارو دوست دارم از نزدیک ببینم
اما با اونایی که مثل خودم تو این ژانر اسمشون نبود و اهل پارتی و عرقم نیستن دوست دارم برم قهوه/چای بخورم و فیلم ببینم
اونم شبی که بقیه به عرقخوری مشغولن
ما تافتههای جدا بافتهی نخورده مست😄😄
دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت.
سعدی
وه کدامت زین همه شیرینتر است
خنده یا رفتار یا لب یا سخن؟
سعدی