Advertisement · 728 × 90

Posts by بهراد

بستی دو چشم و گفتم : میخانه بسته بهتر

2 years ago 1 0 0 0

من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان

گردون کجا به فکر سامان من بیفتد

شهریار

2 years ago 2 0 0 0

جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار.....

2 years ago 7 0 0 0

شما میگین خورشید پشتش به ماست
ولی
چی بگیم ما
که روی خوش زندگی پشتش به ما است
به قول اون یارو نوماینده ارومیه
چَرا عقبتو کردی به ما؟؟

2 years ago 4 0 0 0

هرکه آمد گرهی چند بر این کار افزود.....

صائب

2 years ago 4 0 0 0

ما
حسرت
یک خنده ی دنباله داریم ....

2 years ago 2 0 0 0

ما سرزمینی دور و تنها در غباریم، ما،
چیزی به غیر از غم،
به غیر از هم
نداریم

2 years ago 3 0 0 1

ما وارثان دردهای بی شماریم ..

2 years ago 1 0 0 1

تو مثل آسمان شبهای کویری..

2 years ago 1 0 0 0

با تو حكایتی دگر ، این دل ما بسر كند

2 years ago 2 0 0 0
Advertisement

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید

تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز

مولانا

2 years ago 4 1 0 0

مردم چه گناهی کردن🤦

2 years ago 2 0 1 0

آقایون می‌دونستین فقط نشون دادن ساق پاتون ۲۴ میلیون تومن می‌ارزه؟؟

2 years ago 1 0 0 0

اون فرهاد هم که زد به دل کوه، یه تیشه با خودش داشت
حداقل یه بلمی، قایقی داشته باشین
😂
بعدها که شهره به آفاق شدین
سهراب بتونه در وصفتون بگه
قایقی خواهم ساخت

2 years ago 10 1 0 0

تعطیل که شد 😂😂

2 years ago 1 0 1 0

باجناق که ندارید انشالله😂😂

2 years ago 0 0 0 0
Post image

خیر محمد ۷۸ سالشه و کشاورزه
هنوز با غیرت کار میکنه

خجالت میکشم بگم کاری کردیم اما خوشحالم که کشاورزیشون راه افتاده

شکر

2 years ago 23 2 1 0

گفتی نکنی خدمت سلطان،
نکنم نی

یک لحظه فراغت به دو عالم نفروشم

خاقانی

2 years ago 7 2 0 0
Advertisement

😂

2 years ago 1 0 0 0

سپاس🌺

2 years ago 1 0 0 0

چرا، چرا
پرسیدمش گفت؛

ااز برت دامن کشان رفتم ای نامهربان
از من آزرده دل، کی دگر بینی نشان، رفتم که رفتم!

2 years ago 7 1 1 0

ما همونایی هستیم که از هیاهوی دنیای به کنج دنجی قانعیم ملامتمان نکنید

2 years ago 1 0 1 0

حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس.

مولانا

2 years ago 0 0 0 0

‏امید را برای روزهای بد ساختند
و چراغ را برای تاریکی

- نادر ابراهیمی

2 years ago 19 2 1 0

ای کوه!!!
تو فریادِ من امروز شنیدی

دردیست در این سینه،
که همزاد جهان است

از داد و وِداد،
آن همه گفتند و
نکردند

یا رب
چقَدَر فاصله‌ی دست و زبان است؟

خون میچکد از دیده در این کنج صبوری

این صبر که من می کنم،
افشردن جان است
افشردن جان است
افشردن جان است
افشردن جان است
....

سایه

2 years ago 7 1 0 0

خُنُک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست.

سعدی

2 years ago 0 0 0 0

من واقعا بیشتر آدمای اینجارو دوست دارم از نزدیک ببینم
اما با اونایی که مثل خودم تو این ژانر اسمشون نبود و اهل پارتی و عرقم نیستن دوست دارم برم قهوه/چای بخورم و فیلم ببینم
اونم شبی که بقیه به عرق‌خوری مشغولن
ما تافته‌های جدا بافته‌ی نخورده مست😄😄

2 years ago 32 2 1 0
Advertisement

دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت.

سعدی

2 years ago 8 1 0 0

وه کدامت زین همه شیرین‌تر است

خنده یا رفتار یا لب یا سخن؟

سعدی

2 years ago 9 1 0 0