اون روزی که من یاد بگیرم کمتر حرف بزنم، و در نتیجه کمتر عنمال بشم، اون روز عید منه.
Posts by Chill mess
که عطرت بیاد و
بپیچه تو باغچه.
وقتشه دوباره سانتیمانتالیسم خونم بزنه بالا
رادیو دیو
پادکست آن
با تقریب خوبی دیگه هیچی سیرم نمیکنه.
امروز گلومی ترزدی هستم.
امروز احساس کردم دلم میخواد بالای یه تپه جدید، برینم به اسم فوتبال.
چون دختر کنار دستیم داره تمرینات فوتبالی انجام میده و سو هات.
اینکه بعد از یک سال، تازه میای راجع به اتفاقی که اون موقع افتاده، حرف میزنی، واقعا عجیبه برام.
همیشه دیر میای،
وقتی چایی سرد شده،
و حرف از دهن افتاده.
این یکی رو باید آروم کنم که سخت نگیر و با شوهرت کنار بیا،
اون یکی رو باید شیر کنم که برو از اون شوهر پفیوزت طلاق بگیر.
کسخل مسخل میشم اخر زندگی خودم از دست میره. :))
خیلی از این اصطلاح خوشم میاد :))
(عید نزدیکه، یه چند روزی بشینیم رو تخمامون)
من که با اینکه عوضی شدی،
هنوز دلم برات یه ذرهس.
من که گذاشته بودمت درست،
یه جای خوب قلبم. :(
برای کاهش قطعی استرس، من را استفاده کن😌
آدما همهچی رو باهم میخوان.
وقتی هم نمیشه، نمیگن تلاش بیشتری نکردیم. میگن حق ما این نبود. و درموردش روزها و روزها وروزها غر میزنن.
پارسال، اینا گفتن آفتابه بگیرید، خندیدیم.
بفرما، تحویل بگیر.
میری جیش کنی، میبینی آب قطعه.
هنوز عادت نکردم و متعجب میشم.
باخت ینی دیشب،
فروپاشی آرزوها ینی دیشب،
بیهودگی و پوچی ینی دیشب:
ماست ایسلندی و موز و خرما.
یه تیری در تاریکی انداختم که اگه بخوره به هدف،
میشه مصداق دقیق «تنبل نرو به سایه، سایه خودش میایه.»
من به تو و یاد تو، خوردم گره.
یه قسمتی از راه باشگاه رو باهم اومدیم و تو همون مسیر بهم یاد داد بوی علف، چه بوییه.
واقعا با این جوونا گشتن همش یادگیریه. :))
دختره گفت تتوهات چقدر قشنگه
گفتم اجازه بده، اجازه بده.
پاشدم سرپا، لگم رو کشیدم پایین گفتم اینم ببین که رو شکممه.
من دوسِت نداشتم؟
من راجع بهت با دکتر دیوونگیم حرف زده بودم.
باخت ندادم
هات داگ خوردم.
باد با خودش میاره
یاد تو رو
فقط تو این خونهس که هرکس رندم داره رد میشه، به اون یکی یه چیزی میده بخوره.
اومد بهم خیار داد و رفت.
جالبه که من انقدر میشناسمت که از چهرهت معلوم میشه راست گفتی یا نه.
عینکه رو که میزنم گوزپیچ میشم،
یکم سرگیجه میده و بعضی چیزا رو زاویهدار میبینم.
خیلی خندهدار بود.
این بچه گفت اولشه، بعدش بهتر میبینی.
خواهیم دید چه میشود.
صبا به زور بیدار میشم،
این پا میشه بوی قهوه راه میندازه که انگیزه شه برای پاشدنم.
باخت ندادم
فلافل خوردم.
دلم الویه میخواد.
کاش تولد داشتیم.