Advertisement · 728 × 90

Posts by پرستوک

یه غریبه اومد از راه با من آشنا شد
با تمام خستگی هاش با من هم صدا شد
خونه دل از محبت گرم و با صفا شد
به غرور گذشته رسیدم
به هوای گذشته پریدم
چی بگم ندونستم که غریبه
هر چی باشه یه غریبه است
…،

2 years ago 22 0 0 1

‎این نوشته ی رضا براهنی رو خوندم قلبم تیر کشید:
‎‏من باتمام مردم عالم کاری نداشتم
‎‏مردم برای من تویی
‎‏آن جنگلِ "تو"است
‎‏دراین زمینِ زیبای بیگانه
‎‏امروزبوسه‌های تویادم آمد
‎‏امروز ازتخت سینه‌ام
‎‏دستی
‎‏دریچه‌ی مخفی‌ای راآهسته باز کرد
‎‏در من تو را بیدار کردند
‎‏ای کاش در من همیشه تو را بیدار می‌کردند

2 years ago 18 0 1 0

😄🙋🏻‍♀️

2 years ago 1 0 0 0

Million feelings, but zero words.

2 years ago 22 1 1 1

ریدم تو خاندان صفویه ..بخصوص شیخ صفی الدین اردبیلی بیناموس جاکش بی بته
If you know, you know !

2 years ago 23 0 1 0

😂

2 years ago 1 0 1 0

ببین یه جاهایی واقعا نیازه که سطح و نوع روابطت با ادمها کاملا clear باشه

2 years ago 1 0 1 0

اخ گفتی

2 years ago 1 0 1 0

آدم های تکلیف ناروشنِ زندگی‌تون رو کنار بگذارید. آدم‌هایی که هرگز شیوه‌ی مواجهه‌شون با شما، با خودشون، عقل‌شون، دل‌شون، عقیده‌شون، عمل‌شون روشن نیست رو کنار بگذارید. پیر میشید از باهاشون توی یک رابطه بودن.

2 years ago 48 4 2 0
Advertisement

یکم بهم فرصت بدین 😅

2 years ago 1 0 0 0

😅

2 years ago 1 0 0 0

😅🤝🏻

2 years ago 0 0 0 0

ای وای از آن شهر که دیوانه ندارد
صد عقل به مسجد شد و خمخانه ندارد
در حسرت یک نعره ی مستانه بمردیم
ویران شود این شهر که میخانه ندارد
درخویش تپیدیم ولی داد فزون شد
بیداد ز دادی که غم خانه ندارد
دیوانه ترین مردم شهرم ، توکجایی؟
تا فاش بگویم چوتو افسانه ندارد

2 years ago 27 0 0 0

یا پارچ خاکشیر کناردستمه🫠

2 years ago 1 0 1 0

امروز مطلب فاخری ندارم که باهاتون به اشتراک بذارم البته قبلنم نداشتم ولی دیگه چون هوا گرمممممممه دیگه اصلا ندارمبحزمبحرجیکیثقکیکوربثکالذلکبککبرک

2 years ago 33 0 2 0

ازین ببعد برنامه نهار دیگه فقط آبدوغ خیاره

2 years ago 44 1 3 0

این گرما دیگه از حد تحمل من خارجه وحشی شدم

2 years ago 38 0 0 1
Advertisement

جیگر ادمو بد میسوزونه

2 years ago 0 0 0 0

بو وای امان از بو

2 years ago 0 0 0 0

🙏🏻

2 years ago 0 0 0 0

ده ساله گوش میکنم هربارانگاراولین باره که تورج شعبانخوانی میخونه:

هنوزم چشمای تو؛ مثل شبای پرستارس
هنوزم دیدن تو؛ برام مثل عمر دوباره اس
هنوزم وقتی میخندی؛ دلم از شادی میلرزه
هنوزم با تو نشستن؛ به همه دنیا می ارزه!
اما افسوس تورو خواستن دیگه دیره… دیگه دیره…
اما افسوس که نخواستن؛ دلم آروم نمیگیره!

2 years ago 40 2 1 0

برای ایران
برای زن، زندگی، آزادی

2 years ago 101 12 7 5

😂

2 years ago 2 0 1 0

عزای دسته جمعی عروسیه

2 years ago 16 1 0 0

‏«به نصیحت نیازی نداریم. گاهی فقط نیاز داریم بشنویم که در تحملِ رنجِ زندگی تنها نیستیم.»

‏- چراغ سبزها؛ متیو مک‌کانهی.

2 years ago 37 3 0 1

برا چی؟

2 years ago 0 0 0 0
Advertisement

اهان فکر کردم اون خوبارو میخوای گفتم فالو کردم و منشن گذاشتم. داغونارو خودم بلاک کردم

2 years ago 0 0 0 0